مبادله در فارکس

استراتژی معاملات نوسان

استراتژی معاملاتی مومنتوم (Momentum) چیست؟

استراتژی معاملاتی مومنتوم روشی است که در آن از قدرت حرکات قیمت به عنوان پایه ای برای ایجاد موقعیت های مشخص استفاده می کند. در ادامه به معرفی این استراتژی معاملاتی می پردازیم و اینکه چگونه کار می کند و همین طور به بررسی چهار اندیکاتور محبوب مبتنی بر مومنتوم که می توانید برای شروع کار استفاده کنید، میپردازیم.

استراتژی معاملاتی مومنتوم چیست؟

استراتژی معاملاتی مومنتوم اقدامی برای خرید و فروش استراتژی معاملات نوسان دارایی ها با توجه به قدرت اخیر روند قیمت ها می باشد. بر اساس این عقیده است که اگر نیرویی کافی در پشت یک حرکت قیمت وجود داشته باشد، حرکت خود را در همان جهت ادامه خواهد داد. وقتی که یک دارایی به قیمت بالایی برسد، معمولا توجه بسیاری از سرمایه گذاران و معامله گران را به خود جلب خواهد کرد. این امر نرخ بازار را نیز بالا می برد و تا زمانی که تعداد زیادی از فروشندگان وارد بازار شوند ادامه می یابد.

برای مثال، زمانی که یک رویداد پیش بینی نشده باعث می شود تا آن ها در مورد قیمت دارایی تجدید نظر کنند و یا زمانی که فروشندگان کافی در بازار وجود دارند و یک تغییر جهت مومنتوم باعث کاهش قیمت دارایی می شود.

معامله گرانی که از استراتژی معاملاتی مومنتوم استفاده می کنند به دنبال این خواهند بود که روند در یک جهت مشخص چقدر قوی است، سپس موقعیتی را برای استفاده از تغییر قیمت پیش بینی شده ایجاد می کنند و با شروع از دست رفتن قدرت روند، آن موقعیت را می بندند. یک تریدر مومنتوم نیازی به تلاش برای یافتن قسمت بالا و پایین یک روند ندارد، بلکه در عوض بر بدنه ی اصلی حرکت قیمت تمرکز دارد.

تاثیر استراتژی معاملاتی مومنتوم بر امور مالی بر اساس فاکتورهای اصلی زیر است که در ادامه به شرح هر یک می پردازیم:

  • حجم معاملاتی (Volume)
  • نوسان پذیری (Volatility)
  • دوره ی زمانی (Time frame)

مهد سرمایه استراتژی معاملاتی ممنتوم

حجم (Volume) در استراتژی معاملاتی مومنتوم

حجم مقدار دارایی خاص است که در یک بازه ی زمانی معامله می شود. حجم، تعداد معاملات نیست بلکه تعداد دارایی های مورد معامله است. بنابراین اگر پنج خریدار هر کدام یک دارایی را خریداری کنند ، به همان اندازه به نظر می رسد که یک خریدار پنج دارایی را خریداری کند.

حجم، برای تریدرهایی که از استراتژی معاملاتی مومنتوم استفاده می کنند بسیار حیاتی است. اگر یک بازار تعداد خریداران و فروشندگان بالایی داشته باشد، به عنوان یک بازار نقدینگی شناخته می شود زیرا تبادل یک دارایی با پول نقد بسیار آسان است. در حالی که اگر یک بازار تعداد خریداران و فروشندگان کمی داشته باشد آن را غیرنقدینه قلمداد می کنند.

نوسان پذیری (Volitility) در استراتژی معاملاتی مومنتوم

نوسان پذیری به عنوان نان و کره ی تریدرهایی محسوب می شود که از استراتژی معاملاتی مومنتوم استفاده می کنند. نوسان پذیری میزان تغییر در قیمت دارایی را نشان می دهد. اگر یک بازار بسیار بی ثبات باشد، به معنای نوسان در قیمت های بزرگ است. در حالی که بازارهای با نوسانات پایین نسبتاً پایدار هستند.

تریدرهای مومنتوم بازارهای بی ثبات را جستجو می کنند. تا از افزایش کوتاه مدت و سقوط در ارزش دارایی خود استفاده کنند. از آنجا که استراتژی معاملاتی مومنتوم تلاش می کند تا از طریق نوسان پذیری سرمایه جمع کند لذا مهم است که یک استراتژی مناسب برای مدیریت ریسک در نظر گرفته شود تا بتوانید معاملات خود را از حرکت های نامطلوب در بازار محافظت کنید.

مهد سرمایه استراتژی معاملاتی ممنتوم

دوره زمانی (time frame) در استراتژی معاملاتی مومنتوم

استراتژی معاملاتی مومنتوم معمولا روی حرکات کوتاه مدت بازار متمرکز است. اما مدت معاملات می تواند بستگی به این داشته باشد که این روند در چه مدت قدرت خود را حفظ می کند. این امر می تواند مناسب تریدرهایی باشد که از سبک های بلند مدت مانند position trading استفاده می کنند. و همچنین این موضوع برای کسانی که از سبک های کوتاه مدت نیز بهره می برند صادق است.

استراتژی و روش‌های خروج از معاملات چه هستند و چگونه در آن خبره شویم؟

درمعاملات روزانه موفق بودن وافزایش تعداد معاملات سودآور و مشاهده رشد منحنی سرمایه بسیار برای معامله گر لذت بخش است. البته برعکس این موضوع نیز برای معاملات ناموفق و کاهش سرمایه نیز صادق است. به هر حال، معاملات ترکیبی است از تجربه، صبر، نوسان بازار ومهمتر از همه مدیریت ریسک یا روش‌های خروج از معاملات است که در آخر نتیجه معاملات و افزایش سرمایه بلندمدت معامله گر را تعیین خواهد کرد.اگر چه معاملات روزانه می‌تواند سودآور باشد، اما با توجه به نکات بسیار ریزی که وجود دارند این نوع معاملات را از معاملات نوسان گیری یا بازه‌های زمانی بلندمدت جدا می‌کند. یکی ازمهمترین و بارزترین نکات این تمایز فکر کردن و تصمیم‌گیری سریع است.

تصمیم‌گیری در خصوص زمان خروج از بازار، موضوعی است که اغلب معامله‌گران جدید در معاملات روزانه با آن روبرو هستند. این مقاله، دستورالعمل کلی برای این دست از معامله گر برای دستیابی به اهداف خود و به طور کل، زمانبندی خروج از بازار را ارائه خواهد داد.

روش‌های خروج از معاملات

معمولا برای معامله گران تازه‌کار وابسته ، تصمیم به خروج از بازار بسیار مورد احساسی است.

در نظر بگیرید که درابتدای سومین معامله سودآور متوالی یا حتی دومین معامله همراه با ضرر خود قرار دارید. تمام نگرانی و اظطراب شما درمورد این است که در آستانه ضرر قرار دارید یا احساس ناآرامی بعد از روند مطلوب خود را دارید، در این شرایط نیاز به تصمیم‌گیری سریع در بازه زمانی کوتاه را نیز به بقیه موارد اضافه کنید، در این صورت متوجه می شوید که چرا بررسی خروج به موقع از بازار می‌تواند برای معامله‌گران بسیار مهم و ضروری باشد.

در معاملات با بازه‌های زمانی بلندمدت معامله‌گران زمان بیشتری برای فکر کردن دارند، اما باز هم باید مهارت لازم را برای تصمیم خروج نهایی از بازار داشته باشند، زیرا تاخیر در تصمیم‌گیری و عدم اقدام به موقع می‌تواند هزینه زیادی برای آنها در برداشته باشد. استراتژی خروج قطعی یکی از روشهایی است که تمام حدس و گمان‌ها را از بین می‌برد و شاید حتی این امکان را میدهد تا استراتژی خود را به صورت یک رویه خودکار تبدیل کنید. البته این موضوع می‌تواند یک اشتباه مهلک باشد.

چرا خروج قطعی، پاسخ مناسبی نیست؟

در بلند مدت سودآوری با قطعیت کامل در معاملات به ندرت امکان پذیر خواهد بود. با توجه به اینکه بازار همیشه در نوسان است و گاهی بی‌ثبات میتوان گفت در نظر گرفتن تمام احتمالات تقریبا غیرممکن است، چه برسد به یک برنامه خروج که مناسب تمام معاملات باشد.استراتژی معاملات نوسان این نکته را به خاطر داشته باشید که ما درصدد ارائه رویکردی هستیم که تمام استراتژی‌های از قبل تعریف شده برای تمام معاملات را شامل شود؛ زیرا معامله‌گران به دنبال این هستند تا فکر کردن را به عنوان یک اقدام برای هماهنگ شدن با ماهیت سریع معاملات در بازه‌های زمانی کوتاه‌مدت حذف کنند. به عبارت ساده‌تر، تمایلی به صرف وقت برای فکر کردن برای معاملات خود نیستند. این موضوع برای معامله‌گران بسیار منطقی‌تر است که گاهی اوقات هدف از پیش تعیین شده‌ای برای معاملات مبتنی بر شرایط بازار و پیامدهای آن داشته باشند.

درمثال زیر معاملاتی که شامل الگوهای کندل استیک هستند را بررسی خواهیم کرد

فرض کنید معامله‌کننده‌ای در صدد فروش در روند نزولی در بازه زمانی ۱۵ دقیقه‌ای باشد، بررسی سطوح حمایتی و مقاومتی صورتی رنگ در شکل بالا به عنوان هدف قطعی قابل قبول نیست. با انجام معاملات بیشتر، سریعا متوجه خواهید شد که هر معامله‌ای مناسب داشتن هدف سودآور نخواهد بود.نمودار فوق، سختی انتخاب یک هدف قطعی از پیش تعیین شده را برای هر معامله نشان می‌دهد.

در این مثال، یک الگوی صعودی داریم که فاصله کمی با وارد شدن به سطح قیمت مشکل‌ساز دارد و می‌تواند به عنوان هدف قطعی برای معامله کوتاه‌مدت عمل کند.همانگونه که در بالا مشاهده می‌کنید، نوسان مورد نظر ارزش بسیار بیشتری نسبت به هدف تعیین شده خواهد داشت.رویکرد بهتر می‌تواند شامل استراتژی خروج انعطاف‌پذیری باشد که می‌تواند شما را به هدف ۱ برساند و به معامله امکان دهد که تا هدف ۲ ادامه یابد و بقیه سود را کسب کند.

انعطاف‌پذیرتر بودن برای انجام معاملات، مخصوصا در بازه‌های زمانی کوتاه‌تر، می‌تواند دشوارتر از داشتن هدف قطعی بدون فکر و بررسی باشد. اما موفقیت واقعی انجام معاملات، به شدت به مهارت‌های معاملاتی غریزی و بداهه وابسته است که به شما امکان می‌دهد تا مطابق با شرایط بازار پیش بروید و معاملات خود را بر اساس ساز و کارهای بازار مدیریت کنید. در واقع نمیتوان هدف قطعی و نه رویکرد انعطاف‌پذیر را برای تمام معاملات توصیه کرد. یکی از بهترین روش‌ها برای از بین بردن نگرانی و اضطراب موجود در معاملات و خروج از آنها، استفاده از هر رویکرد بر اساس مزایای آن به جای پیروی از یک قانون مشخص است. این موضوع بدان معنا است که با شرایطی مواجه خواهید شد که باید سریعا تصمیم بگیرید که از معامله خارج شوید. این موضوع ما را به نکته بعدی می‌رساند.

مطالعه بیشتر:

یادگیری خوانش بهتر بازار

قابلیت خواندن نوسانات قیمت از روی نمودار و پیروی از تاثیراتی است که هر کندل استیک می‌گذارد مهارتی که بهتر است یاد بگیرید و در آن خبره شوید،. در بیشتر مواقع، حتی معامله‌گرانی که نوسانات قیمت را بر اساس استراتژی‌های مختلف دنبال می‌کنند، تحلیل‌های خود را محدود کرده و به نقاط و زمان‌هایی دقت می‌کنند که می‌دانند در آن نقطه می‌توانند وارد معاملات شوند. این موضوع باعث می‌شود که در تمام اوقات از ریتم بازار پیروی کنید. بازه‌های زمانی کوتاهتر، فرصت‌های بسیار بیشتری را امکان‌پذیر می‌سازد. اگر زیاد معامله می‌کنید، احتمالا به یک یا چند ابزار معاملاتی محدود تمرکز می‌کنید که به شما امکان می‌دهند تا نوسانات قیمت را در کل دوره معاملاتی دنبال کنید. دانستن این موضوع که قیمت در چه شرایطی است و دلیل آن چیست، نه تنها می‌تواند در معاملات با سودآوری بالقوه، بلکه در مدیریت معاملات نیز مهم باشد؛ زیرا هر چه تصمیمات بیشتر بر اساس دانش و منطق باشد، نگرانی و اضطراب مخصوصا در هنگام تصمیم‌گیری در خصوص خروج از معاملات را کاهش می‌ یابد گاهی اوقات بهترین رویکرد برای مدیریت یک معامله، مشاهده تاثیر آن معامله است .فارغ از این که سطوح حمایتی و مقاومتی یا خطوط روند را در نظر می‌گیرد. در این مقاله بیان کردیم که چگونه یک رویکرد انعطاف‌پذیر می‌تواند به شما امکان دهد تا خروج بهتر خود را زمانبندی کنید. شناخت بازار می‌تواند به شما در خصوص خروج منطقی از معاملات کمک کند تکیه به نوسان قیمت برای خروج از معاملات می‌تواند شامل صبر کردن برای وقوع یک کندل استیک خاص باشد، تا سمت و سوی بازار را نشان دهد یا حتی تاثیر بسته شدن یک کندل استیک باشد.

مطالب عنوان شده در بالا برای بیان بهتر این نکته در نظر می‌گیریم:

در مانع اول، شاهد بسته شدن قیمت در روند نزولی و سپس بازگشت به سطحی هستیم که کندل استیک بسته شده، هنوز در محدوده سطح مقاومتی یا حمایتی قرار دارد. در سطح مقاومتی دوم، شاهد افزایش قیمت بدون توقف هستیم. ایجاد سفارش‌هایی مانند حد ضرر لزوما به معنای محدود کردن صبر شما به مقدار مشخص نیست؛ زیرا شرایط بازار ممکن است اجرای چنین سفارش‌هایی را غیرممکن سازد. صبر کردن و مشاهده نحوه بسته شدن کندل استیک‌های نزولی در این سطوح، می‌تواند دلایل منطقی برای معامله‌گران به منظور باقی ماندن در این معامله را ایجاد کند. شناخت نوسان قیمت و نقش کندل استیک‌ها و الگو‌های نمودار، می‌تواند کمک شایانی به مدیریت معاملات کند. این موضوع، یک راهکار بی‌نقص نیست؛ زیرا بازار همواره سرشار از غافلگیری است، مخصوصا در بازه‌های زمانی کوتاه‌تر با ماهیت پرنوسان‌تر. اما در اکثر موارد مدیریت معاملات، این شناخت و دانش می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری‌های منطقی از جانب شما شود. هنگامی که خروج از معاملات منطقی است، شرایط بعد از آن کمتر باعث نگرانی و اضطراب می‌شود. از این‌ها گذشته، شما نهایت تلاش خود در خصوص خوانش بازار را انجام داده‌اید. هر چند، بهترین مزیت داشتن شناخت کافی از نوسان قیمت در خصوص خروج از معاملات، قابلیت اعتماد به غریزه خود در زمان مناسب است. از آنجایی که اکثر کسانی که معاملات زیادی انجام می‌دهند باید به تصمیم‌گیری غریزی خود اتکا و اعتماد کنند، شناخت نوسان قیمت، به آنها امکان می‌دهد تا توازن بی‌نقص و کاملی بین اتکا به غریزه خود و تاثیر عوامل بیرونی به دست آورند.

ارتباط ماهرشدن در معاملات کوتاه‌مدت و استفاده همزمان از مدیریت ریسک نکته بسیار مهمی است. این مقاله به بررسی رویکردهای مشخصی پرداخت که باید به صورت غریزی در شما شکل بگیرد، تا به شما امکان دهد تا تصمیم‌گیری‌های سریعی داشته باشید. متاسفانه هیچ جایگزینی برای تجربه و به کارگیری دانش خود در این بازار پویا و فعال وجود ندارد. معامله‌گران اغلب زمان بسیار زیادی را برای تمرین در نسخه‌های آزمایشی معاملات یا انجام معاملات با مقادیر کم صرف می‌کنند. اگرچه این محیط‌ها و شرایط کمک می‌کنند تا در استراتژی معاملاتی بازنگری کرد، اما هرگز نمی‌توانند محیط واقعی تصمیم‌گیری‌های معاملاتی با سرمایه‌های واقعی را شبیه‌سازی کنند. هنگام بررسی نکات معاملاتی مانند خروج مناسب که شامل احساسات انسانی هستند، توصیه می‌شود که در شرایط واقعی و در حساب معاملاتی واقعی خود تمرین کنید.

روانشناسی استراتژی نوسان گیری در بورس

آموزش نوسان گیری در بورس

از این بهتر نمی‌شود در خانه پشت کامپیوتر بنشینید. با زدن چند دکمه به راحتی سهمی را بخرید و بعد از گذشت حداکثر چند روز با سود فراوان آن را بفروشید! در دنیای امروز، معامله گران بازار سرمایه از استراتژی‌های گوناگونی استفاده می‌کنند. استراتژی‌های مختلف بلند مدت یا کوتاه مدت که بر پایه تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی و برگرفته از اصول رفتارشناسی خود را برای رویارویی با انواع حرکات احتمالی قیمت آماده می‌کنند. یکی از استراتژی‌های محبوب معامه گران، نوسان گیری در بورس است.

استراتژی نوسان گیری در بورس شاید اولین خواسته‌ای باشد که هر سرمایه گذار در بدو ورود به بازار سرمایه، علاقه به یادگیری آن دارد. معامله گر با خود فکر می‌کند که سرمایه گذاری در بورس با این روش می‌تواند بازدهی خوبی به همراه داشته باشد.

قصد داریم در این مقاله با بررسی روانشناسی و فرآیندهای روانی حاصله از استراتژی نوسان گیری به پاسخ سوالات زیر برسیم:

  • آیا واقعاً استراتژی نوسان گیری سود خوبی کسب کرد؟
  • آیا واقعاً نوسان گیری ساده، لذت بخش و پر سود است؟
  • آیا نوسان گیری سلامت روح و روان ما را تضمین می‌کند؟
  • تله‌های سر راه نوسان گیران چیست؟

آموزش نوسان گیری در بورس

نوسان گیری به چه معناست؟

خرید و فروش سهام با هدف کسب سودهای ۳ تا ۱۰ درصدی در بازه زمانی ۱ تا ۳ روزه را استراتژی نوسان گیری در بورس می‌نامند.

از آنجایی که اکثر معامله گران با شرکت در کلاس آموزش بورس و استفاده از تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی یا فاندامنتال و بر اساس رفتارشناسی بازار به‌دنبال کسب بیش‌ترین سود در کم‌ترین زمان ممکن هستند. در نتیجه نوسان گیری در بورس مورد استقبال قرار گرفته است.

منظور از واژه نوسان در نوسان گیری در واقع همان تغییرات قیمت سهام است که در بازه‌های زمانی مختلفی ایجاد می‌شود. نوسان قیمتی که در نمودارهای تحلیل تکنیکال چشم هر معامله گری را به خود خیره می‌کند.

نام دیگر نوسان‌گیری، سفته بازی است. و به معنای ورود به مبادلات دارای ریسک زیاد به امید کسب سود از نوسانات است. تحلیل تکنیکال برای نوسان گیری یکی از ابزارهای ارزشمند محسوب می‌شود؛ زیرا نوسان گیران کمتر توجهی به ارزش بنیادی شرکت ها دارند و بدون بررسی تحلیل بنیادی یا فاندامنتال تنها روند قیمتی سهم را مد نظر می‌گیرند تا بتوانند از نوسانات آن سود خوبی کسب کنند. همچنین نوسان گیران بر اساس تحلیل تکنیکال و شناسایی حمایت ها و مقاومت ها اقدام به خرید سهم در کف و فروش آن در سقف می‌نمایند.

بنابراین وقتی با استراتژی وسوسه کننده نوسان گیری مواجه می‌شوید، از خودتان چند سؤال اساسی بپرسید.

  • چند درصد از نوسان گیران بازار سرمایه این کار را رها می‌کنند؟
  • نوسان گیری چه خطرات و معایبی دارد؟
  • آیا کنترل هیجانات در نوسان گیری آسان است؟
  • آیا نوسان گیری سلامت روح و روان را به خطر می‌اندازد؟

آمار متضررین این استراتژی

متأسفانه آمار دقیقی از نتایج نوسان گیری در بورس ایران در دسترس نیست. اما به نمودار زیر که نتیجه تحقیقات آماری یک شرکت مالی بنام (tradeciety) است، نگاه کنید:

آموزش نوسان گیری در بورس

بر اساس این آمار اکثر معامله گران مبتدی نوسان گیری در بورس با هدف کسب سودهای زیاد در مدت زمان کوتاه، وارد بازار بورس می‌شوند.

  • ۴۰% معامله گران نوسان گیری در همان ماه اول از بازار خداحافظی می‌کنند.
  • ۸۰% از نوسان گیران باقی‌مانده، طی همان سال اول فعالیت نوسان گیری و حتی معامله گری در بورس را رها می‌کنند.
  • تنها ۷% نوسان گیران بعد از ۵ سال به کار خود ادامه می‌دهند.
  • ۱% از نوسان گیران بیش از ۵ سال در بازار بورس باقی می‌مانند.

حال که با آمار و نتایج استراتژی نوسان گیری در بورس آشنا شدیم به پیامدها و معایب نوسان گیری می‌پردازیم.

۱- استرس؛ بلای جان نوسان گیری

آموزش نوسان گیری در بورس

نوسان گیری در بورس می‌تواند به سادگی سوهان روح شود. معمولاً نوسان گیران به دلیل شرایط نوسانی بازار و فشار روانی حاصله از استراتژی نوسان گیری عمدتاً دچار استرس در معاملات بورسی می‌شوند. در نتیجه، شتاب زده معامله می‌کنند. در نهایت سلامت روح و روان نوسان گیران دچار آسیب جدی می‌شود.

نوسان گیران اغلب در معاملات خود تمرکز کافی برای خرید و فروش سهم را ندارند. هر چه طول عمر یک معامله کوتاه‌تر باشد، استرس و فشار روانی در آن بیشتر است. این احساس درد و استرس روانی از ابتدای معامله دست به گریبان نوسان گیران شده. و تا خروج آن‌ها از بازار ادامه خواهد داشت. پس بدانید استرس نوسان گیری در بورس یک فاکتور منفی محسوب می‌شود. باعث می‌شود بازده کاری شما به مرور زمان به شدت افت کند. پس بدانید نوسان‌گیری اضطراب مضاعفی را بر فرد تحمیل می‌کند. نیازمند آن است که افراد در فرصت‌هایی تصمیمات مهمی را به‌سرعت اتخاذ کنند. در صورت داشتن برنامه دقیق می‌توان از استرس این تصمیمات تا حدی کم کرد.‌

۲- کم کردن میانگین؛ مسکن موقتی

استراتژی نوسان گیری در بورس

کم کردن میانگین قیمت در هنگام نوسان گیری همان مسکن درد نوسان گیران بازار بورس است. این بدان معناست که نوسان گیران با هدف نوسان گیری، سهمی را خریداری می‌کند. ولی با کمال تعجب مشاهده می‌کند که قیمت سهم کاهش می‌یابد. در این حالت نوسان گیر حد ضرر خود را رعایت نکرده. و با کاهش قیمت سهم، با خرید مجدد در قیمت‌های پایین‌تر، میانگین قیمت خرید را کاهش داده تا حداقل استرس معاملات خود از نوسان گیری را کم کند. او امید دارد که در آینده قیمت سهم رشد خواهد کرد.

حال تصور کنید سهمی که قصد نوسان گیری در آن را داشته است، به لحاظ بنیادی ضعیف باشد. قیمت آن پی در پی کاهش داشته و زیان نوسان گیر به شدت افزایش یافته است. در نتیجه مجبور است باور اشتباه خود را تغییر دهد و از سهم خارج شود.

هرگز با عینک خوش بینی معامله نکنید. به آینده و نوسان گیری در بورس دل نبندید. زمان همه دردها را درمان نمی‌کند. کم کردن میانگین، برای معامله گری که با تحلیل تکنیکال کار می‌کند می‌تواند ضررهای جبران ناپذیری به همراه داشته باشد. ولی شاید برای معامله گری که سهم را بر اساس تحلیل بنیادی و برای سرمایه گذاری بلند مدت خرید می‌کند، مناسب باشد.

۳- حرص و طمع، دشمن نوسان گیری

استراتژی نوسان گیری در بورس

یکی از کلیدهای موفقیت در استراتژی نوسان گیری، داشتن برنامه حد ضرر و حد سود است. اما اجرای یک برنامه همیشه آسان نیست. تجارب گذشته شما از بازار می‌توانند باعث به وجود آمدن حرص و طمع شود. حسی که در نوسان گیری به اوج خود می‌رسد. احساسی که باعث می‌شود در موقع اجرای برنامه نتوانید منطقی عمل کنید و در یک تصمیم اشتباه تمام سودهای کسب شده از بازار را از دست دهید.

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات نوسان گیران بازار بورس این است که در هنگام ضرر با خود فکر می‌کنند اگر کمی در وضعیت فعلی باقی بمانند امیدها زنده می‌شود و قیمت‌ها بالا خواهد رفت. یادتان باشد، حرص و طمع علت اصلی از دست دادن فرصت‌ها است. پس همیشه بدون هیجان معامله کنید. ظرفیت ریسک پذیری خود را از ابتدا مشخص کنید و به شدت مراقب حرص و طمع در نوسان گیری باشید.

خبرهای به ظاهر دست اول برای نوسان گیری

استراتژی نوسان گیری

فریب اخبار کذب در استراتژی نوسان گیری را نخورید. خطر دیگر برای نوسان گیران، خبرهای محرمانه دست اول (سیگنال های نوسانی) است. برخی سود جویان بازار با استفاده از ضعف اطلاعاتی سهامداران و با استفاده از روش‌های مختلف همچون اخبار دست اول، شما را نردبان رسیدن به اهدافشان قرار می‌دهند.

خیلی اوقات یک معامله گر نوسان گیر شکست خورده که به دنبال سود است، قربانی راهنمایی‌های اثبات نشده و دروغین این افراد می‌شود. اغلب این راهنمایان از شرکت های کوچک اختصاصی با یکی دو کارمند و بدون هیچ گروه تحقیقاتی تحلیلی است. که با اهداف از پیش تعیین شده قبلی سعی در پخش اطلاعات خود در بین نوسان گیران دارند.

هیچ وقت به اخبارهای ظاهراً رانتی دل نبندید. نوسان گیران بازار بورس ضربه‌های زیادی از این خبرها خورده‌اند. همیشه کسانی هستند که به خاطر منافع شخصی، حاضرند دست به هر کاری بزنند. سعی کنید با مطالعه و آموزش بورس دانش سرمایه گذاری خود را بالا ببرید تا فریب دیگران را نخورید. برای پولی که بابت بدست آوردن آن زحمت کشیده‌اید، ارزش قائل شوید و آن را به راحتی از دست ندهید.

چگونه در بورس نوسان گیری کنیم؟

روش‌های گوناگونی برای نوسان گیری در بازار بورس وجود دارد. در زیر به طور مختصر به بررسی چند روش نوسان گیری در بورس خواهیم پرداخت:

  1. عده‌ای هستند طی چند ماه حول محور تحلیل بنیادی سهام و اطلاعات مالی اقدام به نوسان‌گیری در بورس می‌نمایند. بسیاری از نوسان گیران بازار بورس با استفاده از تحلیل تکنیکال و شناسایی نقاط حمایتی و مقاومتی، به خرید سهام در کف و سپس فروش آن در سقف می‌پردازند. معامله گران در این روش در بازه‌های زمانی کوتاه مدت با به کارگیری نمودارها سهمی را خریداری کرده و بعد از چند درصد رشد قیمتی نوسان مورد نظر خود را می‌گیرند. سپس آن را می‌فروشند.
  2. افرادی هم هستند که در دوره چند روزه و با استفاده از جو حاکم بر بازار اقدام به نوسان‌گیری در بورس می‌کنند. گروهی هم با توجه به اینکه زودتر از افراد دیگر به رانت و اطلاعات شرکت‌ها دسترسی دارند اقدام به نوسان‌گیری می‌کنند.
  3. دسته‌ای از معامله گران بازار بورس هم با در دست داشتن منابع مالی بسیار بالا، اقدام به نوسان‌گیری در لحظه می‌کنند.

مثالی از نوسان گیری

یک روش ساده برای نوسان گیری به این شرح است. فرض کنید پس از تحلیل و بررسی لازم، سهمی را برای نوسان گیری انتخاب کرده‌ایم. ابتدا اولین قیمت را برای خرید سهم در پایین‌ترین قیمت مجاز قرار می‌دهیم. اگر خرید اول انجام نشود، قیمت قبلی را ۱ درصد بالا برده و دومین سفارش خرید را می‌گذاریم. اگر سفارش‌های خرید اول و دوم انجام نشود، ۱ درصد دیگر به قیمت خرید اضافه می‌کنیم و سومین سفارش خرید را می‌گذاریم. چنانچه موفق به خرید شدیم، باید برای فروش سهم تلاش کنیم.

حال برای سفارش فروش، ۲۵ درصد سهم را در قیمت خرید به علاوه ۳ درصد، ۳۵ درصد از سهم را در قیمت خرید به علاوه ۵/۳ درصد و ۴۵ درصد را در بالاترین قیمت مجاز روزانه قرار می‌دهیم. در نتیجه، نوسان گیری با میانگین سود ۸/۳ درصد و پس از کسر کارمزد معاملات، با سود خالص ۶/۲ درصد خواهد بود.

استراتژی نوسان گیری

فرض می‌کنیم ۱۰۰ میلیون ریال در اختیار داریم و سهمی را انتخاب کرده‌ایم که قیمت پایانی روز گذشته آن ۴۳۵۰ ریال بوده است.

همچنین، حداقل قیمت امروز ۴۱۳۲ و حداکثر آن، ۴۵۶۷ ریال باشد. در ابتدا باید قیمت خرید مرحله اول را محاسبه کنیم. این قیمت برابر با کمترین قیمت ممکن سهم به علاوه ۱ درصد است. بنابراین، قیمت ۴۱۷۶ را به دست می‌آوریم. سفارش خرید را روی این قیمت می‌گذاریم. اگر نتوانستیم در این قیمت سهمی بخریم، قیمت را ۱ درصد بالاتر، یعنی ۴۲۲۰ قرار می‌دهیم. اگر در مرحله دوم نیز موفق به خرید نشدیم، ۱ درصد دیگر قیمت پایانی دیروز را بالاتر می‌بریم (۳ درصد) و سفارش را روی ۴۲۶۳ قرار می‌دهیم. پس از انجام خرید سفارش فروش را به سه بخش تقسیم می‌کنیم:

۲۵ درصد از حجم سهام را در قیمت خریداری شده به علاوه ۳ درصد از آن قرار داده می‌دهیم. ۳۰ درصد از حجم سهام خریداری شده را در قیمت خریداری شده به علاوه ۵/۳ درصد قرار می‌دهیم. ۴۵ درصد از حجم سهام را در قیمت حداکثر رشد سهم ثبت می‌کنیم. برای انجام سفارش منتظر خواهیم ماند تا سهم در قیمت مشخص شده به فروش برسد.

نتیجه گیری

طبق تحقیقات به عمل آمده در بازار سرمایه می‌توان نتیجه گرفت استراتژی نوسان گیری در بورس آنچنان که باید و شاید موجب کسب ثروت توسط سرمایه گذران نشده است. در نهایت ممکن است سرمایه گذار بگوید که از طریق نوسان گیری سود نسبتاً مناسبی را کسب کرده است، اما میانگین معاملات این افراد نشان می‌دهد که آنچه در فاصله زمانی بلند مدت نصیب سرمایه گذار می‌شود، زیان است و صدمات جبران ناپذیری به سلامت روحی معامله گران وارد می‌کند.

همچنین نوسان‌گیری برای افرادی که اینکار را در بازار بورس انجام می‌دهند هزینه‌هایی را از جمله کارمزد، مالیات و … به‌همراه دارد. هر چند ممکن است کوچک به نظر برسد، اما با تکرار این روند، تبدیل به مبالغ بسیاری در بلندمدت خواهد شد. نوسان گیری در بازار سهام و یا سایر بازارهای مالی نیاز به تجربه و شناخت بازار و داشتن مهارت در تابلوخوانی دارد. و می‌توان گفت که هر سرمایه گذاری قادر به انجام این کار نیست.

پس به دنبال یک استراتژی مناسب باشید. که بر اساس تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال و با در نظر گرفتن رفتارشناسی سهام سودآوری مستمر در دراز مدت را برای شما به ارمغان آورد.

معاملات نوسان گیری روزانه و موفق در بازار بورس

هر فردی با هدف سرمایه گذاری و کسب سود وارد بازار بورس می شود، ولی افراد دیدگاه های مختلفی را برای سرمایه گذاری دارند. برخی از آنها دارای دیدگاه بلندمدت نسبت به بازار بوده و برخی دیگر برای مدتی کوتاه در آن سرمایه ‌گذاری می ‌کنند و در این بین تعداد زیادی از افراد هستند که تمایل دارند به صورت روزانه، اقدام به خرید و فروش سهام نموده و از طریق نوسان گیری روزانه، سود به دست آورند که در بازار به این عده از افراد، معامله ‌گر روزانه یا نوسانگیر روزانه گفته می شود.

نوسانگیر روزانه، در طول یک روز، چندین مرتبه سهام خرید و فروش می کند و در پایان زمان معاملات بازار، تمام موقعیت‌ های خرید و فروش خود را می ‌بندد. این معامله متفاوت با معاملات بلند مدت و یا آن نوع از معاملاتی است که یک موقعیت را تا چندین روز باز نگه می ‌دارند.

اگر چه شمار این افراد در بازار بسیار زیاد است و به انجام معاملات خود می پردازند و در رویای کسب سود خود هستند، اما تنها تعداد کمی از آنها به یک نوسان گیر روزانه موفق تبدیل می شوند و باقی افراد با تحمل ضررهای بسیار از بازار خارج خواهند شد. در این مقاله می خواهیم نکاتی که برای تبدیل شدن شدن به یک نوسان گیر روزانه حرفه ای، مورد نیاز است با شما در میان بگذاریم.

مراحلی برای تبدیل شدن به نوسانگیر روزانه موفق

به ارزیابی خود بپردازید

انجام معاملات نوسانگیری روزانه، نیاز به دانش و مهارت و تجربه دارد. بهتر است قبل از ورود به آن، بررسی کنید و ببینید که آیا شما از دانش مالی، روانشناسی رفتاری، قدرت تحلیل و ریسک‌ پذیری بالایی برخوردار هستید. زیرا این معامله، کار دشواری است و اینگونه نیست که به راحتی بتوانید به صورت روزانه درآمد خوبی کسب کنید.

برای تبدیل شدن به یک نوسان گیر روزانه موفق باید ساعت ‌های زیادی را در زمان بازار پشت سیستم بنشینید و با قبول ریسک بالا به خرید و فروش سهام بپردازید. در همین حین، تجربه لازم را به دست آورده و خریدهای ناموفق را به خوبی بررسی کنید و در آینده خطاهای قبلی را تکرار نکنید.

سرمایه کافی در اختیار داشته باشید

در نظر داشته باشید که قطعا نمی توان سودهای پی در پی داشت و ضررهای متناوب و گسترده نیز بخشی از معامله نوسان گیری هستند. یک نوسان گیر ممکن است در هشت معامله متوالی ضرر کند ولی در مرتبه نهم با یک سود خوب، تمام زیان ‌های معاملات قبلی خود را پوشش دهد و در مجموع به سود برسد. اما به هر حال نوسانگیری ریسک بالایی دارد و اگر شما می ‌خواهید وارد این بازی شوید باید علم، تجربه وسرمایه کافی در اختیار داشته باشید.

ماهیت بازار را دریابید

شما برای انجام موفقیت آمیز معاملات خود نیاز به دانش پایه ‌ای عمیقی درباره نحوه عملکرد بازار دارید. این دانش از جزییات ساده مانند ساعت معاملات گرفته تا جزییات پیچیده مانند تاثیر رویدادهای خبری، حاشیه ‌ای و شناخت ابزارهای معامله را شامل می شود.

تفاوت اوراق بهادار مختلف را بدانید

عدم شناخت اوراق بهادار مختلف آسیب جدی به برنامه و استراتژی معاملاتی شما وارد خواهد آورد. برخی از تازه‌ واردان بازار بورس ممکن است ندانند که کارمزد و دامنه نوسان خرید و فروش سهام و یا صندوق‌ های سرمایه‌ گذاری و. چیست؟ لذا بر اساس همان ذهنیت خود به خرید و فروش می پردازند و ممکن است ضررهای جبران ناپذیری را متحمل شوند. به همین دلیل در معاملات نوسانگیری، تاکید زیادی بر شناخت کامل اوراق بهادار وجود دارد.

استراتژی معاملاتی برای خود تعیین کنید

معمولا به تازه واردان بازار پیشنهاد می شود که دو استراتژی برای معامله داشته باشند، چرا که شما همیشه باید وضعیت خرید و فروش سهام را بر اساس استراتژی خود ارزیابی کنید و اگر یکی از استراتژی ‌ها موقعیت خرید به شما نمی ‌دهد، می‌ توانید با استراتژی دیگر نیز خرید و فروش کنید. بازار بورس، بازاری پویاست، لذا شما باید مراقب کارآمدی استراتژی معاملاتی خود باشید و با توجه به تحولات بازار یا تغییر رویکرد خود، آن را تغییر دهید.

سرمایه خود را مدیریت کنید

مدیریت سرمایه نیاز به تمرین، برنامه ­ریزی و انجام و سازمان ‌دهی معاملات طبق برنامه تعیین شده دارد و به شما کمک می ­کند تا بتوانید به خوبی با چالش­ های معاملاتی پیش رو مواجه شده و تصمیم درستی اتخاذ کرده و سودآوری بالقوه خود را تخمین بزنید. با کمک مدیریت سرمایه حتی اگر فقط چهار معامله سودآور از ده معامله داشته باشید، سرجمع و در دراز مدت به سود خواهید رسید.

هزینه ­‌کارگزاری را بررسی کنید

با توجه به اینکه در معامله نوسانگیری تعداد خرید و فروش های روزانه بیشتر است، نیاز به پرداخت هزینه کارمزد زیادی به کارگزاری ‌ها وجود دارد. بنابراین بهتر است قبل از انتخاب کارگزاری به طور کامل در مورد نحوه‌ی ارائه خدمات، سرعت کارگزاری و تخفیف‌ های کارمزدی که به شما ارائه می‌ دهد تحقیق و بررسی کنید و با توجه به برنامه خود مناسب ترین را انتخاب کنید.

معامله را با سرمایه کم شروع کنید

حتی اگر پول و تجربه کافی دارید، پیشنهاد می شود که استراتژی های جدید انتخابی خود را با میزان کمی از سرمایه امتحان کنید و پس از دریافت نتیجه مطلوب، مقدار سرمایه خود را افزایش دهید.

در بازار بورس همواره فرصت خرید وجود دارد، ولی سرمایه ‌ای که از دست رفته به سختی دوباره جمع می ‌شود. به همین دلیل نیاز است تا پس از آموزش و یادگیری و اثبات کارآمدی استراتژی و موفقیت آن، سرمایه ورودی را افزایش دهید.

معرفی استراتژی جامع معاملاتی فارکس

استراتژی جامع معاملاتی فارکس (Comprehensive Trading Strategy)

بسیاری از افراد در تحلیل تکنیکال استفاده از ابزار ها را به خوبی یاد گرفته اند و سپس به دنبال ساخت استراتژی رفته اند در حالی که هنوز 2 مسئله برای انها حل نشده باقی مانده است. اول نقاط ضعف هر یک از ابزارها را به درستی نمی شناسند و نمی دانند در چه شرایطی نمی شود به سیگنال های گرفته شده از فلان ابزار یا فلان تئوری اعتماد کرد. دوم آنکه نمی دانند هر یک از ابزارها یا تئوری های تحلیلی در کدام بخش از استراتژی شان باید جا داشته باشد. در واقع هنوز نمی دانند که هر ابزار دقیقا به چه دردی می خورد و چرا و چه زمان باید از آنها استفاده کنند.
امروز در این مقاله به شما Comprehensive Trading Strategy یا همان استراتژی جامع معاملاتی را آموزش میدهیم. این استراتژی را آقای مقراضی شخصا پایه نهادن و در معاملاتشان از آن استفاده می کنند و به دانشجوهایشان نیز تدریس می کنند. این مقاله را تا انتها بخوانید تا به خوبی درک کنید ایا هنوز می توان از اندیکاتورها در تحلیل استفاده کرد یا اندیکاتورها منسوخ شده اند؟

نقش پرایس اکشن در تحلیل چیست و آیا پرایس اکشن به تنهایی کافی هست؟ آموزش الیوت چقدر در تحلیل شما حیاتی هست و ایا فرقی می کند کدام مکتب الیوت را آموزش دیده باشید؟ شما تا پایان این مقاله جواب خیلی از سوالاتتان را خواهید گرفت و با استراتژی شخصی استاد مقراضی آشنا خواهید شد.

خب همانطور که می دانید ما از ابزار های مختلفی در تحلیل تکنیکال استفاده می کنیم. از تئوری امواج الیوت گرفته تا فیبوناچی اکسپنشن. از پرایس اکشن گرفته تا اسیلاتورهای مومنتومی و غیر مومنتومی. اینکه شما بدانید چه زمانی باید از فیبو اکسپنشن استفاده کنید و یا چه زمانی باید به الیوت نگاه کنید و مثلا دنبال "نقطه ورود گرفتن" از الیوت نباشید، خیلی در ساخت یک استراتژی جامع معاملاتی کمکتان می کند.

ساخت استراتژی مثل غذا پختن می ماند. شما باید بدانید چه چیزی را با چه چیزی ترکیب کنید و هر کدام را چه زمانی در غذا بریزید تا یک غذای خوشمزه در بیاد.

کل پروسه ی ترید کردن 5 گام دارد .

گام اول : تشخیص روند اصلی بازار

گام اول این هست که بفهمیم روند اصلی بازار به کدام سمت است. حال ما برای فهمیدن همین موضوع که اکثریت بازار خریدار هستند یا فروشنده ، ابزار های مختلفی داریم.

یکی از ابزار ها استفاده از تئوری امواج میجر و اینترمدیت ها است . شما با استفاده از این تئوری می توانید روند اصلی بازار را بشناسید و متوجه شوید که آیا الان در یک روند پیشرو هستید یا بازار مشغول استراحت هست.

یکی دیگر از ابزارهایی که داریم استفاده از تئوری الیوت است. از الیوت نیز استفاده می کنیم تا بفهمیم کجای موج هستیم و روند غالب ما کدام سمت است. به عنوان مثال اگر در موج 3 صعودی هستیم، خیالمان راحت است که یک حرکت پرفشار صعودی داریم. اما اگر در انتهای موج 5 هستیم، متوجه می شویم که الان دیگر وقت خرید نیست و بعد از این بازار قرار است استراحت بکند.

گاها بعضی افراد به اشتباه با الیوت به دنبال نقطه ورود می گردن. نقطه ورود برای گام های بعدی است و در آن جا از ابزار های دیگری استفاده می کنیم.

برای فهم این موضوع که روند اصلی بازار به چه سمت است، از بحث فاندامنتال هم می توانیم استفاده کنیم.

مثلا هنگامی که بانک مرکزی آمریکا سیاست هایی را در پیش می گیرد که منجر به تضعیف دلار می شود، متوجه می شویم که روند غالب دلار نزولی است و کاملا حرکت اشتباهی است اگر در جفت ارزهایی که USD ارز پایه آن است خرید داشته باشیم.

در گام 1 همچنین قدرت ارزها را نیز بررسی می کنیم . قدرت ارزها به ما می گوید که به عنوان مثال EUR در حال ضعیف شدن و CAD در حال قوی شدن است . پس اگر این دو را کنار هم بگذاریم ، یک EURCAD نزولی خوب خواهیم داشت.

حال این قدرت ارزها رو به 2 شکل می توانیم بررسی کنیم. یکی از روش ها این است که از سایت هایی مثل FINVIZ استفاده کنیم که اسکنرهایی دارند و حرکت متقابل ارزها نسبت به همدیگر را رصد می کنند. راه دیگر این است که در پلتفرم هایی همانند تریدینگ ویو که شاخص ارزها را نشان می دهد ، نمودار هر شاخص ارز را جداگانه تحلیل کنیم.

به عنوان مثال در صورتی که شاخص USD ریزشی بود و شاخص CAD صعودی، روی جفت ارز USDCAD پوزیشن خرید نمی گیریم.

به طور خلاصه گام 1 تحلیل گری درست راجع به این است که روند کلی و غالب بازار به کدام سمت است و ابزار هایی که برای فهم آن استفاده می کنیم تئوری امواج الیوت ، تئوری میجر اینترمدیت، بحث فاندامنتال و بحث قدرت ارزها و تحلیل شاخص های ارزی است و نتیجه ای که از همه ی آن ها می گیریم این است که بازار در نهایت به کدام سمت حرکت خواهد کرد.

گام دوم : تشخیص نقاط حمایت و مقاومت

حالا جهت حرکت اصلی بازار را متوجه شدیم، بیاید بازار را همچون یک قطار در نظر بگیریم. ما در گام قبل فهمیدیم این قطار به کدام سمت می رود، حالا باید ایستگاه های آن را مشخص کنیم تا در ایستگاه مناسب سوار موج شویم و سود خوبی را کسب کنیم. احتمالا فهمیده اید یکی از اشتباهاتی که تازه واردها انجام می دهند این است که بدون در نظر گرفتن ایستگاهها سعی می کنند هر موقع که لپ تاپ شان را روشن کردند و نشستند پای بازار، حتما معامله ای انجام دهند. به این صورت آنها در زمانی که قطار در ایستگاه نیست قصد سوار شدن دارند و با اینکار فقط به خودشان آسیب می زنند و پول های زیادی را در بازار ضرر می کنند.

در تحلیل پرایس اکشن این ایستگاه ها را PRZ می نامند یا همان نقاط بازگشتی کلیدی. در تکنیکال کلاسیک و به زبان عامیانه نیز به آنها مناطق حمایتی مقاومتی می گویند.

مهم نیست چه اسمی استراتژی معاملات نوسان روی آن بگذاریم، فقط باید توجه کنیم که وقتی بازار یک سطح مهم را از دست بدهد تا سطح بعدی حرکت می کند. همانند قطاری که وقتی از یک ایستگاه رد می شود تا ایستگاه بعدی حرکت می کند. و وظیفه ما تریدرها پیدا کردن این ایستگاه ها ( سطوح مهم و کلیدی) روی هر نمودار است. برای این کار از چندین ابزار می توانیم استفاده کنیم:

ابتدا به نمودار خالی نگاه میکنیم تا تشخیص بدهیم قیمت کجا ها برای چندین بار گیر کرده است. این منطقه های حمایت مقاومت و سطوحی که بازار به آنها واکنش نشان میدهد هم می توانند به صورت افقی باشند و هم می توانند به صورت خط روند یا حتی کانال باشند.

الگوهای کلاسیک مثل مثلث، هد اند شولدر و مستطیل هم در واقع همین مفهوم را بررسی می کنند. مثلا در الگوی مثلث افزایشی شما یک منطقه مقاومتی دارید که بازار بارها زیر آن نوسان می کند تا نهایتا می تواند خط بالای مثلث را بشکند و صعود کند. پس آن خط می تواند یکی از ایستگاههای ما باشد. اما ایستگاهها درجه اعتبار مختلفی دارند که جلوتر راجع به آنها صحبت میکنیم.

توجه کنید که در این مرحله هنوز از اندیکاتور و اسیلاتور استفاده نکرده ایم. گاها بعضی افراد به اشتباه تحلیل را کلا با اندیکاتور شروع می کنند.


استفاده از پیوت لاین ها هم در این مرحله به ما کمک شایانی می کنند.

میانگین های متحرک یا همان موینگ اوریج ها را که می شناسید؟ این ابزارها به شدت کاربردی هستند و یکی از کاربردهایشان همین است که در پیدا کردن مناطق PRZ به کمک ما می آیند.

انواع فیبوناچی ها نیز در این گام به کمک ما می آیند.

پس در گام 2 ما به بررسی پرایس اکشن و به مفهوم این که بازار چطور به مناطق حمایتی مقاومتی خودش واکنش نشان می دهد، می پردازیم و در عین حال از الگوهای کلاسیک، پیوت لاین ها، فیبوناچی ها و میانگین های متحرک استفاده می کنیم. ( البته استفاده از هر یک از این ابزارها قلق خاص خودش را دارد که در این مقاله نمی گنجند)

در پایان گام دو باید دقت کنیم که تعداد حمایت ها و مقاومت ها روی شکل زیاد هستند. پیوت ها هم همینطور و تازه ما کلی مووینگ اوریج های مختلف می توانیم رسم کنیم. پس باید بتوانیم مناطقی را که این ابزارها روی هم یا به شدت نزدیک هم می افتند را به عنوان مناطق با اعتبار بالا شناسایی کنیم و از ایستگاههای کوچک سر راه صرف نظر کنیم.

گام سوم : بررسی اعتبار نقاط حمایت و مقاومت

حالا که روند اصلی بازار را می دانیم و ایستگاه های مهم را نیز شناسایی کرده ایم، در گام 3 به دنبال موقعیت معاملاتی می گردیم. یادتان باشد موقعیت معاملاتی صرفا زمانی رخ استراتژی معاملات نوسان می دهد که بازار به یکی از ایستگاه ها برسد. پس اگر قیمت بین دو ایستگاه یا سطوح حمایت مقاومتی باشد باید فعلا صبر کنیم.

در این گام لازم است به اسیلاتورها توجه کنیم . شاید شما هم شنیده باشید که بعضی از افراد ناشی می گویند اسیلاتورها قدیمی و منسوخ شده هستند، این مشکل را عموما کسانی دارند که نمی دانند جای صحیح استفاده از اسیلاتورها اینجاست. اگر زودتر در هر یک از گام های قبلی از اسیلاتورها استفاده کرده باشید صد در صد به خطا می روند اما حالا و در نقطه مناسب ما از آنها استفاده می کنیم تا انرژی بازار را بسنجیم. ما دنبال این هستیم که ببینیم آیا بازار که به این ایستگاه خاص رسیده، توانایی شکستن این منطقه و ادامه دادن مسیرش را دارد یا خیر. برای این منظور باید انرژی بازار را اندازه گیری کرد و چه ابزاری بهتر از اسیلاتورها. سیگنال هایی از جمله:

واگرایی ها
ورود به مناطق بیش خرید یا فروش
شکست خط سیگنال stochastic
شکسته شدن خط روند روی اسیلاتورها

اینها فقط نمونه هایی از سیگنال هایی هستند که شما می توانید به موقع از اسیلاتورها بگیرید تا به شما کمک کنند در درک بهتر اینکه آیا بازار به روند خودش ادامه خواهد داد یا از این ایستگاه برخواهد گشت. البته هم زمان با اندازه گیری انرژی بازار باید اعتبار منطقه مقاومتی پیش رو را هم در ذهن داشته باشید.

پس به طور خلاصه وقتی مناطق حمایت مقاومت را به درستی مشخص کردیم ، قیمت که به این مناطق می رسد برای این که بفهمیم ایا این منطقه شکسته می شود یا خیر ، نگاه به انرژی بازار و اعتبار آن منطقه مقاومتی می کنیم.

در این گام به شکل کندل ها هم نگاه می کنیم. بحث کندل شناسی ژاپنی دقیقا اینجا به کار می آید.

اجازه بدهید یک مثال بزنم تا تمام آن چیزی که توضیح دادیم را در کنار هم به کار ببریم. به عنوان مثال فرض کنید:

گام 1: از لحاظ تئوری های گام 1، متوجه میشویم هم اکنون در انتهای یک روند صعودی هستیم، گام 2: هم زمان می بینیم بازار نزدیک یک منطقه مقاومتی با اعتبار بالا که قبلا شناسایی کرده بودیم می شود.

گام 3: انرژی بازار را چک می کنیم و میبینیم که انرژی به شدت کاهش یافته و تازه یک کندل نزولی با سایه ی بزرگ ( engulfing نزولی) نیز شکل گرفته.

حالا به نظر شما با تمام این نشانه ها، ما باید آماده پوزیشن فروش بشویم یا موقعیت خرید؟

دقت کنید ما هرگز فقط بخاطر یه کندل engulfing نزولی یا فقط بخاطر یه واگرایی معامله نمی کنیم، بلکه زمانی این سیگنالها برایمان مهم می شود که اولا در منطقه درست با اعتبار بالا اتفاق بیوفتند و ثانیه هم پوشانی چندین سیگنال را با همدیگر مشاهده کنیم.

برای نقطه ورود دقیق می توانیم به یک تایم فریم پایین تر نیز برویم تا جزئیات بیشتری را ببینیم.

گام چهارم : مدیریت ریسک، کلید اصلی موفقیت در معامله گری

با برسی تمام موارد قبلی به گام 4 می رسیم. در این مرحله کلید اصلی موفقیت نهفته است و آن چیزی نیست جز مدیریک ریسک. باید حساب کنیم که استاپ لاس و تیک پرافیت را کجا می خواهیم قرار بدهیم که این خودش داستان مفصلی دارد. پیدا کردن جای مناسب برای حد ضرر خودش یک هنر است که مقاله جداگانه ای می طلبد.

بعد از پیدا کردن حد سود و حد ضرر، باید محاسبه کنیم که آیا نسبت 1:3 رعایت شده است؟ ( اگر شما یک تریدر حرفه ای هستید که درصد بالایی از معاملاتتان با سود بسته می شود می توانید نسبت ساده تری از 3:1 را انتخاب کنید ولی برای تازهکارها شدیدا توصیه می کنیم که به این نسبت پایبند باشند).

پس در این مرحله باید اول حساب کنیم که آیا اصلا ارزش ریسک کردن دارد؟ سپس حجم معامله را در همین گام به دست می آوریم. برای محاسبه حجم معامله باید میزان ریسک معامله را دخیل کرد یعنی هرچه ریسک معامله بیشتر باشد، طبق فرمول، حجم معامله کاهش می یابد.

پس در گام 4 تمامی محاسبات مدیریت ریسک را انجام می دهیم و فقط درصورتی که نسبت ریسک به ریوارد و دیگر موارد به خوبی رعایت شده بودند وارد معامله می شویم. بعد از آن باید به مدیریت پوزیشن پرداخت، مدیریت استاپ لاس و جابجا کردن آن نیز از سایر موارد مهم در گام 4 هست.

گام پنجم: روانشناسی معاملات و مدیریت احساسات

فراموش نکنید برای تبدیل شدن به یک تریدر موفق شما هم اکنون یک استراتژی خوب در اختیار دارید اما دو چیز را هرگز فراموش نکنید:

مدیریت احساسات و روانشناسی بخش بزرگی از معامله هستند که باید حتما با کمک استاد راهنمای خود کاملا به آنها مسلط شوید وگرنه اگر بخواهید احساساتی معامله کنید نهایتا ضرر بزرگی خواهید کرد.

توضیحات بالا اسلوب کلی این استراتژی هست و مسلما در عمل و اجرا ریزه کاری های بی شماری وجود دارند که هر یک از آنها می توانند روی درصد موفقیت یا عدم موفقیت شما به شدت تاثیر گذار باشند. پس توصیه ما این هست که حتما در کلاس های عملی شرکت کنید تا اساتید ما بتوانند تمرینات و تحلیل های شما را ببینند و به شما ایرادات ریز کارتان را بگویند. شاید ایرادی که به شما صدها یا حتی هزاران دلار ضرر بزند و ماهها طول بکشید تا شما کشفشان کنید، در یک یا دو ماه جلسه رفع اشکال توسط اساتید ما برطرف شوند و شما کلی پول و زمان جلو بیفتید.


برای شرکت در دوره کامل رسیدن به درآمد از بورس و یادگیری استراتژی فوق، روی دکمه زیر کلیک کنید.
ثبت نام دوره کامل رسیدن به درآمد در بورس


اگر فکر می کنید قبلا کامل آموزش دیده اید و الان فقط نیاز به چند جلسه رفع اشکال دارید، روی دکمه زیر کلیک کنید.
ثبت نام کلاسهای رفع اشکال

پس به طور خلاصه در استراتژی جامع معاملاتی شما 4 مورد مهم را یاد میگیرید:

آموزش تحلیل تکنیکال کلاسیک، الگوها و اندیکاتورها
آموزش پرایس اکشن و کندل شناسی و روانشناسی بازار
آموزش تئوری الیوت به صورت کاربردی
آموزش الگوهای هارمونیک و نسبت های مهم فیبوناچی

مطالب دیگری هم هستند که به شدت به صحت تحلیل شما کمک می کنند که یاد خواهید گرفت، مثلا:

آموزش استفاده از چنگال اندروز و پیوت لاین ها
آموزش تکنیک های مدیریت ریسک
آموزش مدیریت پوزیشن، تعیین بهترین نقطه برای استاپ لاس و تیک پرافیت و جابجایی آنها
آموزش تحلیل زمانی، واگرایی زمانی و غیره
آموزش سرمایه گذاری ارزشی، فاندامنتال

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا