انواع استراتژی فارکس

روان شناسی بازارهای مالی و فارکس

روانشناسی معاملات

همانطور که می‌دانید روانشناسی معاملات یکی از مهمترین فاکتورهای موفقیت هر تریدری در بازارهای مالی می‌باشد. هدف هر معامله گر کسب سود مشخصی و مستمر می‌باشد،با این وجود اندک معامله گرانی هستند که به این مهم دست می‌یابند.علت موفقیت این دست از معامله گران تنها در طرز تفکر آن ها می‌باشد.

اکثر معامله گرن معتقدند که روانشناسی ۸۰ درصد موفقیت یک ترید را شامل می‌شود.به عبارت دیگر حرفه ای ترین معامله گران با داشتن بهترین سیستم های معاملاتی در صورتی که موارد مربوط به روانشناسی را رعایت نکنن شانسی در مارکت نخواهند داشت.

ضعیف ترین بخش در هر استراتژی معاملاتی همیشه خود معامله گر است. خبر خوب این است که غلبه بر این کاستی ها چندان سخت نیست و می توان با کار بر روی موارد مناسب این کار را انجام داد.

روانشناسی معاملات جنبه اساسی موفقیت در بازار فارکس است که شرایط روحی معامله‌گر را در نقطه ورود و خروج معامله، در زمان جستجوی شرایط بالقوه معامله‌گری و در تمامی مسائل مرتبط با معاملات بررسی می‌کند.

به‌طور معمول، بیشتر معامله‌گران زیان را به دلیل وجود احساسات منفی تجربه کرده‌اند، زیرا پروسه تصمیم گیری منطقی خود را با افکار مخرب مسموم می‌سازند و دچار تصمیم گیری اشتباه می‌شوند.

ما به عنوان انسان، ذاتا موجودات احساسی هستیم که این احساسات در بعضی مواقع می‌تواند تصمیمات ما را تحت تاثیر قرار دهد. در مواقعی که احساس خوبی نداریم، با تصمیم گیری و رفتارهای هیجانی خود، سعی در افزایش معاملات و ابراز وجود خود در بازار داریم.

در این مقالات نکات مهم مربوط به روانشناسی معاملات را بررسی میکنیم.

روانشناسی چرخه های بازار چیست؟

روانشناسی بازار

روانشناسی بازار ایده ای است که جنبش های بازار وضعیت احساسی شرکت کنندگان را منعکس می کند (یا تحت تأثیر آنها قرار می گیرد). این یکی از مباحث اصلی اقتصاد رفتاری است و یک رشته میان رشته ای است که عوامل مختلفی را که قبل از تصمیم گیری اقتصادی است بررسی می کند.

بسیاری معتقدند که احساسات، نیروی محرکه اصلی تغییر در بازارهای مالی هستند. این احساس عمومی ناپایدار سرمایه گذار همان چیزی است که چرخه های به اصطلاح روانشناختی بازار را ایجاد می کند.

به طور خلاصه احساسات در بازار همان احساس عمومی است که سرمایه گذاران و معامله گران هنگام تحرک در قیمت دارایی احساس می کنند. هنگامی که روحیه قیمت های مثبت بازار و افزایش مداوم گفت که روند صعودی وجود دارد (که اغلب به عنوان بازار صعودی یا بازار بول شناخته می شود). برعکس ، این بازار نزولی یا Bear Market نامیده می شود که در صورت کاهش مداوم قیمت ها وجود دارد.

بنابراین احساسات متشکل از نظرات و احساسات فردی همه تجار و سرمایه گذاران در بازارهای مالی است. روش دیگر برای بررسی آن ، میانگین احساس عمومی فعالان بازار است.

اما مانند هر گروه ، هیچ نظر واحدی کاملاً مسلط نیست. براساس نظریه های روانشناسی بازار ، قیمت یک دارایی در پاسخ به احساسات کلی بازار دائماً تغییر می کند و این چیزی است که هم موثر و هم حیاتی است. در غیر این صورت انجام یک معامله موفق دشوار خواهد بود.

در عمل ، هنگامی که بازار در حال افزایش است و روند کلی صعودی است ، احتمالاً به دلیل بهبود نگرش و اعتماد به نفس در میان معامله گران است. احساس مثبت بازار منجر به افزایش تقاضا و کاهش عرضه می شود. از طرف دیگر ، افزایش تقاضا ممکن است به موقعیت قوی تری منجر شود. به همین ترتیب ، روند نزولی قوی تمایل به ایجاد احساسات منفی دارد که تقاضا را کاهش می دهد و عرضه موجود را افزایش می دهد.

روانشناسی بازار

احساسات در دوره های بازار چگونه تغییر می کنند؟

همه بازارها چرخه های انبساط و انقباض را طی می کنند ، وقتی بازار در یک مرحله انبساط قرار دارد (بازار گاو نر) ، هم خوش بینی ، هم ایمان و هم حرص وجود دارد. معمولاً این عواطف اصلی هستند که منجر به فعالیت شدید خرید می شوند.

همچنین مشاهده نوعی اثر چرخه ای یا بازگشتی در دوره های بازار بسیار معمول است. به عنوان مثال ، با افزایش قیمت ها ، احساسات مثبت تر می شوند ، که منجر به افزایش احساسات نیز می شود ، که در نهایت بازار را به سمت بالاتر سوق می دهد.

بعضی اوقات احساس شدید حرص و طمع و اعتقاد بازار را به گونه ای فرا می گیرد که می تواند حباب مالی ایجاد کند. در چنین سناریویی بسیاری از سرمایه گذاران غیر منطقی می شوند و روان شناسی بازارهای مالی و فارکس ارزش واقعی خود را از دست می دهند و دارایی را خریداری می کنند فقط به این دلیل که معتقدند روند صعودی بازار ادامه خواهد داشت.

آنها به امید کسب سود ، حرص و انرژی بیشتری پیدا می کنند. همانطور که قیمت به سمت بالا می رود ، بالاترین سطح دارایی ایجاد می شود. به طور کلی ، این بالاترین نقطه ریسک مالی محسوب می شود.

در برخی موارد ، بازار برای مدتی حرکت وری را می بیند زیرا دارایی ها به تدریج در حال فروش هستند. این مرحله به عنوان مرحله توزیع نیز شناخته می شود. اما برخی از چرخه های بازار مرحله توزیع روشنی ندارند و روند نزولی به زودی پس از رسیدن به اوج شروع می شود.

بازار خرسی

وقتی بازار برعکس می شود ، یک حالت شاد می تواند به سرعت به خود ارضا شدن تبدیل شود. بسیاری از معامله گران از باور روند صعودی امتناع می ورزند. با ادامه کاهش قیمت ها ، احساسات بازار به سرعت به سمت منفی حرکت می کند و اغلب احساس اضطراب ، انکار و وحشت دارد.

در این زمینه ، ما ممکن است اضطراب را لحظه ای توصیف کنیم که سرمایه گذاران شروع به سال می کنند که چرا قیمت کاهش یافته است که به زودی منجر به شروع مرحله انکار می شود. منکر با احساس عدم تأیید مشخص می شود. بسیاری از سرمایه گذاران اصرار دارند که موقعیت های از دست رفته خود را حفظ کنند ، زیرا “برای فروش خیلی دیر است” یا اینکه آنها می خواهند باور کنند که “بازار به زودی باز خواهد گشت.”

اما فروش با کاهش بیشتر قیمت ها نیز افزایش می یابد. با رسیدن به این مرحله ، ترس و وحشت غالباً منجر به چیزی می شود که تسلیم بازار نامیده می شود (وقتی دارندگان دارایی از دارایی های خود صرف نظر می کنند و آنها را به پایین پایین محلی می فروشند).

در نهایت روند نزولی با کاهش نوسان و ثبات بازار متوقف می شود. قبل از اینکه احساس امیدواری و خوش بینی دوباره تسلط یابد ، بازار معمولاً یک طرف می رود. این دوره جانبی به عنوان مرحله تجمع شناخته می شود.

سرمایه گذاران چگونه از روانشناسی بازار استفاده می کنند؟

با فرض صحیح بودن نظریه روانشناسی بازار ، درک آن ممکن است به معامله گر کمک کند تا در زمان مناسب تری وارد معاملات شود. رفتار عمومی بازار معکوس است: لحظه بالاترین فرصت مالی (برای خریدار) معمولاً زمانی اتفاق می افتد که اکثر مردم ناامید شده و بازار در وضعیت بسیار پایینی قرار دارد. در مقابل ، لحظه بالاترین ریسک مالی اغلب هنگامی رخ می دهد که اکثر فعالان بازار از خوشحالی و اعتماد به نفس بیش از حد برخوردار باشند.

بنابراین ، برخی از معامله گران و سرمایه گذاران سعی می کنند احساسی را که بر بازار مسلط است بخوانند تا مراحل مختلف چرخه های روانشناختی آن را شناسایی کنند. در حالت ایده آل ، آنها از این اطلاعات برای خرید در هنگام وحشت (قیمت های پایین) و فروش در هنگام وجود حرص و طمع (قیمت های بالا) استفاده می کنند. با این حال ، در عمل ، شناخت این نکات ایده آل به ندرت کار ساده ای است. ممکن است آنچه که به نظر می رسد پایین محلی ( پشتیبانی ) نتواند حفظ شود منجر به پایین آمدن سطح شود.

تحلیل تکنیکی و روانشناسی بازار

به راحتی می توان چرخه های بازار گذشته را بررسی کرد و دید که روانشناسی به طور کلی چگونه تغییر کرده است زیرا تجزیه و تحلیل داده های گذشته مشخص می کند که چه اقداماتی و تصمیماتی می توانند بیشترین سود را داشته باشند.

با این حال ، درک چگونگی تغییر بازار به یک باره بسیار دشوار است و حتی پیش بینی آینده نیز دشوارتر است. بسیاری از سرمایه گذاران با استفاده از تجزیه و تحلیل فنی (TA) سعی می کنند پیش بینی کنند که بازار در دوره بعدی به کجا می رود.

یعنی ممکن است بگوییم شاخص های تجزیه و تحلیل فنی ابزاری هستند که می توانند هنگام تلاش برای ارزیابی وضعیت روانی بازار مورد استفاده قرار گیرند. به عنوان مثال ، شاخص قدرت نسبی (RSI) ممکن است نشان دهد که یک دارایی به دلیل احساس مثبت مثبت در بازار (به عنوان مثال طمع بیش از حد) ، بیش از حد خریداری شده است.

شاخص MACD نمونه دیگری از شاخص هایی است که می تواند برای شناسایی مراحل مختلف روانشناختی چرخه بازار استفاده شود. به طور خلاصه ، رابطه بین خطوط آن ممکن است نشانگر زمانی باشد که حرکت بازار در حال تغییر است (به عنوان مثال قدرت خرید ضعیف می شود).

بازار بیت کوین در سال 2017 نمونه بارزی از چگونگی تأثیر روانشناسی بازار بر قیمت ها و بالعکس است. از ژانویه تا دسامبر ، قیمت بیت کوین از نزدیک به 900 دلار به بالاترین قیمت خود در 20 هزار دلار رسید. در هنگام افزایش قیمت ، احساسات بازار بیشتر و مثبت تر می شد. هزاران سرمایه گذار جدید در بازار شرکت کردند و از بازار گاو نر یا به اصطلاح FOMO هیجان زده شدند . خوش بینی و حرص بیش از حد به سرعت قیمت ها را بالاتر برد.

تغییر روند در اواخر سال 2017 و اوایل سال 2018 آغاز شد. اصلاح زیر بسیاری از تازه واردین بازار را با ضررهای قابل توجه روبرو کرد. حتی وقتی روند نزولی قبلاً ثابت شده بود ، اعتماد به نفس روان شناسی بازارهای مالی و فارکس و خود راضی بودن کاذب باعث شد که بسیاری از مردم بر HODLing اصرار کنند.

بعد از چند ماه احساس بازار چنان منفی شد که اعتماد سرمایه گذاران به کمترین حد خود رسید. FUD (ترس و شک) و وحشت بسیاری از کسانی که در نزدیکی بالای به فروش نزدیک به پایین خریداری باعث آنها ضرر و زیان بزرگ ایجاد می شود. برخی از افراد از بیت کوین ناامید شدند حتی اگر این فناوری یکی بود. در واقع ، به طور مداوم در حال بهبود است.

سوگیری شناختی از الگوی تفکر رایج است که اغلب منجر به تصمیم گیری غیر منطقی افراد می شود. این الگوها می تواند هم بر معامله گران منفرد و هم بر روی بازار تأثیر بگذارد. برخی از نمونه های متداول عبارتند از:

تمایل به تخمین بیش از حد اطلاعاتی که باورهای ما را تأیید می کند در حالی که تمام اطلاعات مغایر با آنها را نادیده می گیریم یا رد می کنیم. به عنوان مثال ، سرمایه گذاران بازار گاو نر ممکن است بیشتر روی اخبار مثبت متمرکز شوند و اخبار منفی یا نشانه های معکوس شدن جهت بازار را نادیده بگیرند.

تمایل رایج انسانها به ترس از ضرر بیش از آنکه از سود برخوردار شوند حتی اگر سود آن برابر یا بیشتر از ضرر باشد. به عبارت دیگر ، درد از دست دادن معمولاً بیشتر از لذت بردن از درد است. این ممکن است باعث شود تاجر در دوره های تسلیم بازار فرصت های خوب را از دست ندهد یا وحشت کند.

افراد تمایل دارند برای چیزهایی که در اختیار دارند صرفاً به دلیل داشتن آن ارزش قائل شوند. به عنوان مثال ، یک سرمایه گذار که کیسه ارز رمزنگاری شده دارد ، احتمالاً باور دارد که ارزش او بیش از این نیست که دارنده ارز رمزپایه باشد.

نتیجه گری:

اکثر تاجران و سرمایه گذاران اتفاق نظر دارند که روانشناسی بر قیمت ها و چرخه های بازار تأثیر دارد. گرچه چرخه های بازار روانشناختی به خوبی شناخته شده اند ، اما کنار آمدن با آنها همیشه آسان نیست. از هجوم لاله های هلندی در قرن شانزدهم تا حباب dot-com در دهه 1990. حتی معامله گران ماهر نیز تلاش کردند موقعیت خود را از احساس عمومی بازار جدا کنند. سرمایه گذاران با کار دشواری روبرو هستند که نه تنها روانشناسی بازار بلکه روانشناسی خود و چگونگی تأثیر این امر بر روند تصمیم گیری را نیز درک می کنند.

روانشناسی معامله گری چیست؟ + ویدیو آموزشی از مارک داگلاس با دوبله فارسی

دیفای

روانشناسی معامله‌گری اصطلاحی گسترده است که شامل تمام عواطف و احساساتی می‌شود که یک معامله‌گر معمولی هنگام معامله با آن روبرو می‌گردد. برخی از این احساسات مفید هستند و باید آنها را پذیرفت درحالی که برخی دیگر مانند ترس، حرص، اضطراب، عصبانیت و غیره باید مهار شوند. روانشناسی معامله‌گری بحثی پیچیده است و برای تسلط کامل بر آن باید زمان زیادی گذاشت.

در واقع، بسیاری از معامله‌گران بیش از جنبه‌های مثبت، تاثیرات منفی روانشناسی معامله‌گری را تجربه می‌کنند. تاثیرات منفی روانشناسی می‌تواند به صورت بستن زودتر از موعد معاملات سودده یا باز نگه داشتن بیش از حد معامله زیان‌ده خود را نشان دهد.

یکی از خیانت‌آمیزترین احساسات در بازارهای مالی، ترس از دست دادن یا سندروم FOMO است. این سندروم معامله‌گران را مجاب می‌کند برای جا نماندن از روند اوج‌گیری بازار وارد آن شوند و وقتی جهت حرکت بازار معکوس می‌شود، استرس بالایی به معامله‌گران وارد می‌کند.

معامله‌گران موفقی که از جنبه‌های مثبت روانشناسی بهره می‌گیرند و جنبه‌های بد آن را مدیریت می‌کنند، بهتر می‌توانند از پس نوسانات بازارهای مالی برآیند و یک معامله‌گر حرفه‌ای شوند.

مبانی روانشناسی معامله‌گری

مدیریت احساسات

ترس، حرص و طمع، هیجان، اعتماد به نفس بیش از حد و عصبانیت، همه و همه احساسات معمولی است که معامله‌گران در برهه‌های زمانی مختلف آنها را تجربه می‌کنند. مدیریت احساسات در معاملات می‌تواند حد واصل میان رشد حساب معاملاتی فرد یا ورشکست‌شدن اوست.

درک FOMO

معامله‌گران باید به محض بروز سندروم FOMO آن را شناسایی و سرکوب کنند. اگرچه این کار، کار آسانی نیست اما باید به یاد داشته باشید که همیشه معامله دیگری وجود دارد.

اجتناب از اشتباهات معامله‌گری

تمام معامله‌گران، فارغ از میزان تجربه‌شان دچار اشتباه می‌شوند اما درک منطق این اشتباهات می‌تواند اثر گلوله برفی در معاملات را محدود کند. (اثر گلوله برفی به فرآیندی گفته می‌شود که در آن وقایع کوچک در نهایت منجر به تاثیرات بزرگ می‌شوند) برخی از اشتباهات رایج معاملاتی عبارتند از: معامله در بازارهای متعدد، حجم معاملات نامناسب و استفاده از لوریج بزرگ.

غلبه بر حرص و طمع

حرص و طمع یکی از رایج‌ترین احساسات در بین معامله‌گران است و باید توجه ویژه‌ای به آن داشت. وقتی طمع بر منطق غلبه می‌کند، معامله‌گران برای جبران ضررهای پیشین، از اهرم بیش از حد استفاده می‌کنند. هرچند حرف زدن در این مورد بسیار راحت‌تر از انجام دادن آن است اما معامله‌گران باید درک کنند که چگونه حرص و طمع را هنگام معامله کنترل کنند.

اهمیت ثبات در معاملات

معامله‌گران تازه‌کار همواره به دنبال فرصت در بازارهای مختلف هستند؛ اما باید توجه داشت که این بازارها تفاوت‌های ذاتا زیادی با یکدیگر دارند. بدون داشتن یک استراتژی خوب که بر روی تعداد محدودی بازار متمرکز شده باشد، معامله‌گران نتایج ضد و نقیضی مشاهده می‌کنند. معامله‌گران باید در معاملات خود ثبات داشته باشند و معاملات خود را در چند بازار محدود متمرکز کنند.

نادیده گرفتن افسانه‌های معامله‌گری

ما اغلب تحت تاثیر آنچه می‌شنویم قرار می‌گیریم. در معامله‌گری نیز همین اتفاق رخ می‌دهد. شایعات زیادی پیرامون معامله‌گری وجود دارد. به عنوان مثال اینکه: «معامله‌گران برای موفقیت باید حساب بزرگی داشته باشند» یا اینکه «برای سودآوری، معامله‌گران باید در بیشتر معاملات خود موفق باشند». این افسانه‌های معامله‌گری می‌توانند به یک مانع ذهنی تبدیل شوند و از معاملات جلوگیری کنند.

اجرای مدیریت ریسک

هرچقدر در مورد اهمیت مدیریت ریسک صحبت کنیم، باز هم کم است. مزایای روانشناختی مدیریت ریسک بی‌پایان است. قرار دادن حد ضرر و حد سود و انتخاب حجم درست برای معاملات، به معامله‌گران اجازه می‌دهد تا نفس راحتی بکشند چرا که می‌دانند برای رسیدن به هدف، چه مقدار از سرمایه خود را به خطر انداخته‌اند. جنبه دیگر مدیریت ریسک کاهش تاثیر معاملات بر احساسات معامله‌گران است.

چگونه می‌توان مانند یک معامله‌گر موفق عمل کرد؟

اگرچه نکات ظریف بسیاری وجود دارد که به موفقیت معامله‌گران حرفه‌ای کمک می‌کند اما چند راهکار مشترک وجود داد که معامله‌گران از هر سطحی می‌توانند در استراتژی معاملاتی خاص خود لحاظ کنند.

۱- هرروز نگرشی مثبت نسبت به بازارها داشته باشید. این موضوع ممکن است بدیهی به نظر برسد اما حفظ این نگرش مثبت خصوصا زمانی که در چند معامله متوالی ضرر کرده‌ایم، سخت است. نگرش مثبت ذهن شما را از افکار منفی که ممکن است مانع انجام معاملات جدید شود، پاک می‌کند.

۲- نفسانیت را کنار بگذارید. بپذیرید که ممکن است معاملات اشتباهی داشته باشید و چه بسا این امکان وجود دارد که بیشتر از اینکه سود کنید، ضرر کنید. قبول اشتباه می‌تواند برای بسیاری از افراد سخت باشد اما توجه کنید اگر با اعمال مدیریت ریسک و اتخاذ رویکردی روشمند بتوانید سود‌ متوسط بیشتری نسبت به زیان‌های متوسط خود داشته باشید، در نهایت به سودآوری خواهید رسید.

۳- تنها به‌خاطر اینکه معامله‌ای کرده باشید، معامله نکنید. شما فقط می‌توانید بر روی فرصت‌هایی که بازار به شما داده است معامله کنید. ممکن است بعضی روزها پانزده معامله انجام دهید و سپس تا چند هفته فرصتی برای معامله پیدا نکنید. تمام اینها به وضعیت بازار وابسته است پس تنها برای معامله کردن، معامله نکنید.

۴- دلسرد نشوید. این توصیه کمی شبیه توصیه اول است؛ اما تفاوت‌های ظریفی با هم دارند. بسیاری از مردم معامله‌گری را به‌عنوان یک طرح سریع برای ثروتمند شدن می‌بینند؛ در حالی که معامله‌گری در واقع یک سفر بلند مدت است. توقع سود فوری باعث سرخوردگی و بی‌حوصلگی می‌شود. به یاد داشته باشید که منظم باشید و مسیر خود را ادامه دهید. معامله‌گری یک سفر است.

معرفی مارک داگلاس :

مارک داگلاس از قدیمی های این بازار است و خیلی ها او را پدر علم روانشناسی معامله گری می دانند. او سال های زیادی را به آموزش و تدریس مباحث روانسناسی در بازارهای مالی پرداخته است.
این مجموعه بی نظیر به زبان انگلیسی می باشد که نام اصلی آن “How To Think Like a Professional Trader” یعنی چگونه مانند یک معامله گر حرفه ای فکر کنیم.
دو کتاب بسیار با ارزش از این نویسنده مطرح در ایران به چاپ رسیده: یکی کتاب The Disciplined Trader (معامله گر منظم) و دیگری Trading in the Zone (معاملات ذهنی) می باشد.

موفقیت در معامله گری ۸۰ درصد ارتباط مستقمی دارد با جنبه های روانی معامله و تنها ۲۰ درصد به روش های معامله گری اعم از تکنیکال و فاندامنتال بستگی دارد. او می گوید شما می توانید با یک دانش متوسط در تحلیلگری در صورتی که کنترل روحی و روانی خود را از دست ندهید در بازار سود کنید و برعکس حتی اگر بهترین و بزرگ ترین سیستم معاملات را داشته باشید اما کنترل روحی و روانی نداشته باشید، در بازار ضرر می کنید.

روانشناسی معاملات فارکس

اکثر مردم با انتظارات غیرواقعی وارد بازار می‌شوند، مانند این که فکر می‌کنند پس از یک ماه معامله شغل پیشین خود را ترک نموده یا که در عرض چند ماه آینده 100$ را به 100.000$ تبدیل می‌کنند.روان شناسی بازارهای مالی و فارکس

این انتظارات غیرواقعی باعث تقویت ذهنیت معاملاتی تخریب کننده در بیشتر معامله‌گران می‌شود، زیرا آنها احساس فشار بیش از حد یا “نیاز” به کسب درآمد در بازارها می‌کنند.

هنگامی که با این “نیاز” یا فشار برای کسب درآمد معامله می‌کنید، در واقع به معامله هیجانی می‌پردازید که ریسک بسیار زیادی در جهت از دست دادن سرمایه به همراه دارد.

هنگام معامله‌گری باید به کدامین احساسات خود توجه کنیم؟

به جهت درک بهتر مفهوم “معاملات هیجانی”، برخی از رایج‌ترین اشتباهات معاملاتی هیجانی که معامله‌گران مرتکب می‌شوند را مرور می‌کنیم:

معامله‌گران تازه‌کار هنگامی که سود نمی‌کنند حریص می‌شوند، چرا که فکر می‌کنند معامله باید همیشه به نفع آن‌ها پیش رود.

یکی دیگر از کارهایی که معامله‌گران حریص انجام می‌دهند این است که پوزیشن خود را فقط به این دلیل که بازار به نفع آن‌ها حرکت کرده است افزایش می‌دهند، اگر این کار را با دلایل منطقی مبتنی بر پرایس‌اکشن انجام دهید، می‌توانید معاملات خود را افزایش دهید، اما نباید این عمل را فقط به این دلیل که بازار در جهت پوزیشن شما حرکت کرده است انجام دهید.

بدیهی است که ریسک بیش از حد در یک معامله از همان ابتدا نیز کاری حریصانه است.

باید بسیار مراقب احساس حرص و طمع در خود باشیم، چرا که این احساسات می‌توانند به طور مخفیانه در ما رسوخ کرده و به سرعت حساب معاملاتی ما را از بین ببرند.

معامله‌گران تازه‌کار معمولاً از ورود به بازار معاملات می‌ترسند و هنوز استراتژی معاملاتی موثر مانند معاملات برمبنای پرایس‌اکشن را فرا نگرفته‌اند.

(در این صورت آن‌ها باید ابتدا با حساب مجازی تمرین کرده و سریعا وارد معامله با پول حقیقی نشوند).

ترس همچنین می‌تواند در معامله‌گران بعد از انجام یک سری معاملات از دست رفته یا پس از متحمل شدن ضرر بزرگتر از آنچه که از نظر احساسی و تجربی قادر به جذب آن هستند، ایجاد شود.

برای غلبه بر ترس از بازار، در درجه اول باید اطمینان حاصل کنید که هرگز سرمایه‌ی خود را در معرض ریسک “غیر ضروری” نمی‌گذارید.

اگر با از دست دادن مقدار پولی که در معرض ریسک گذاشته‌اید کاملاً موافق باشید، نباید از هیچ چیز بترسید.

ترس می‌تواند یک احساس محدود کننده برای معامله‌گر باشد، زیرا ممکن است باعث از دست رفتن فرصت‌های معاملاتی خوبی شود.

انتقام

وقتی معامله‌گران در معامله‌ای با شکست مواجه شوند که “مطمئن بودند” در آن به نتیجه‌ی مطلوب می‌رسند، با احساس “انتقام” از بازار روبرو می‌شوند.

نکته اینجاست که هیچ چیز کاملا “مطمئن” در معاملات وجود ندارد.

همچنین اگر پول زیادی را در یک معامله در معرض ریسک قرار دادید و در نهایت این پول از دست رفت، به احتمال زیاد می‌خواهید تلاش کنید و دوباره به معامله بپردازید.

تلاش همراه با انتقام برای بازگشت پول معمولاً منجر به ضرر دیگری (و گاهی حتی بزرگتر) می‌شود، چرا که شما فقط دوباره هیجانی معامله خواهید کرد.

خوش‌بینی

در حالی که احساس خوش‌بینی معمولاً چیز خوبی است، اما می‌تواند آسیب زیادی به حساب یک معامله‌گر بعد از تعدادی معامله‌ی سودآور وارد کند.

معامله‌گران پس از سودآوری در چند معامله ممکن است بیش از حد اعتماد به نفس پیدا کنند، به همین دلیل اکثر معامله‌گران، بزرگترین دوره ضرر خود را پس از یک دوره سودآوری در بازار تجربه می‌کنند.

این بسیار وسوسه‌برانگیز است که پس از داشتن 5 معامله‌ی سودآور متوالی دوباره به بازار برگردید.

اما باید بدانید که خطی باریک میان ثبات قدم و این تصور غلط که انجام هر فعالیتی در بازار درست است، وجود دارد.

بسیاری از معامله‌گران پس از چند معامله‌ی سودآور پیاپی وارد معاملات هیجانی می‌شوند.

دلیل این اتفاق این است که آنها با احساس اعتماد به روان شناسی بازارهای مالی و فارکس نفس و خوش‌بینی بیش از حد، ریسک‌های واقعی بازار را فراموش می‌کنند.

نکته‌ای که باید در اینجا به خاطر بسپارید این است که معاملات، یک بازه‌ی طولانی مدت با احتمالات مختلف است.

اگر شما دارای یک معامله با پتانسیل بالا هستید، در نهایت با فرض اینکه با نظم و انضباط از معاملات خود محافظت می‌کنید، در درازمدت درآمد کسب خواهید کرد.

اما حتی اگر سوددهی شما در طول زمان 70% باشد، باز هم به 30% معاملات متضرر برخورد کرده‌اید.

بنابراین این واقعیت را در نظر داشته باشید که هرگز به طور دقیق نمی‌دانیم کدام معاملات سودده خواهند روان شناسی بازارهای مالی و فارکس بود و کدام زیان‌بار.

نحوه‌ی به یادگیری و حفظ ذهنیت معاملاتی موثر

به دست آوردن و حفظ یک طرز فکر موثر در معاملات فارکس نتیجه انجام صحیح و اصولی بسیاری از امور است. معمولاً برای انجام این کار، به تلاش آگاهانه‌ی بسیاری از سمت معامله‌گر نیاز است.

دستیابی به آن لزوماً دشوار نیست، اما اگر می‌خواهید یک ذهنیت معاملاتی موثر ایجاد کنید، باید برخی از حقایق مربوط به معاملات را بپذیرید و سپس با در نظر گرفتن این حقایق معامله کنید.

باید بدانید که مزیت استراتژی معاملاتی شما چیست و بر آن مسلط شوید.

این نتیجه‌ی ارزشمند تنها با مطالعه و تجربه در زمینه‌ی شرایط مختلف بازار حاصل می‌شود.

باید ریسک خود را به درستی مدیریت کنید.

اگر ریسک خود را در هر معامله واحد کنترل نکنید، درهای معاملات هیجانی را به روی خود باز می‌کنید و چنانچه در مسیر این شیب لغزنده قرار بگیرید، متوقف کردن آن ممکن است بسیار دشوار باشد.

شما می‌توانید تا حد زیادی امکان تبدیل شدن به یک معامله‌گر هیجانی را با ریسک کردن مبلغی در ازای هر معامله که 100% از دست دادن آن را می‌پذیرید، تا حد زیادی حذف کنید.

باید انتظار داشته باشید که در هر معامله‌ای ممکن است متضرر شوید، به این ترتیب شما همیشه به هنگام مدیریت ریسک معاملات بسیار واقع‌بین خواهید بود.

نباید بیش از حد معامله کنید.

بیشتر معامله‌گران بیش از حد معامله می‌کنند.

شروع معامله فقط به این دلیل که “احساس می‌کنید” یا به این دلیل که “به نوعی” نقطه معاملات خود را می بینید یک تصمیم هیجانی است که متوقف کردن آن ممکن است بسیار دشوار باشد.

درباره فرهاد یزدی

علاقه زیادی به مدیریت پروژه داشتم اما از روی حس کنجکاوی، فعالیت توی همه صنفی رو تجربه کردم و در آخر فهمیدم علاوه بر علاقه انگیزه ای خاصی از فعالیت در بازارهای مالی دارم که از همان زمان (سال 2013) رفتم واسه آموزش و کسب تجربه در این بازار.

روانشناسی بازار چیست؟

برای درک مفاهیم اصیل و صحیح کلمات می بایست به مبدا و مرجعی استناد کرد که خود دربرگیرنده ی معانی حقیقی است. در اینجا تلاش می کنیم توصیفی مختصر از روانشناسی بازارهای مالی داشته باشیم.

رسانه های مالی و تحلیلگران معمولا به منظور توضیح حرکات ناگهانی بازار و نوسانات آن از اصطلاح روانشناسی بازار استفاده می کنند. به احساسات رایج فروشندگان و خریداران در یک بازه زمانی خاص یک بازار مالی روانشناسی بازار می گویند. این اصطلاح یک نیروی فوق العاده قوی است که احتمال دارد توسط اصول یا رویدادهای خاص تعریف گردد. البته همیشه چنین شرایطی وجود ندارد و گاهی اوقات شاهد رخ دادن موضوعاتی هستیم که به هیچ عنوان فاکتورهای روانشناسی بازار نمی توانند به تحلیل و توجیه آن بپردازند.

بازار و رفتار انسان ها کاملا وابسته به یکدیگر هستند و در بازار همه چیز بر اساس رفتار انسان ها تغییر می کند. به طوری که در یک بازه زمانی خاص در بازار گروهی از افراد سود می برند و گروهی دیگر دچار ضرر و زیان می شوند. علت اصلی تمامی شکست ها و زیان ها در بازارهای مالی در بیشتر مواقع همین رفتارهای احساسی و عجولانه هستند. از این رو سرمایه گذارانی که می خواهند معاملاتی پر سود داشته باشند حتما باید به درک صحیحی از روانشناسی بازار دست یابند.

پیش بینی روانشناسی بازار

دو روش متداول وجود دارد که معمولا متخصصان بازار خرید و فروش سهام و انجام معاملات را با استفاده از آن ها انجام می دهند. اما نکته ای که وجود دارد این است که فقط یکی از این روش ها بر اساس روانشناسی بازار عمل می کند و آن را در نظر می گیرد. در تحلیل فاندامنتال روانشناسی بازار هیچ جایگاهی ندارد. زیرا این روش فقط وضعیت مالی یک شرکت با توجه به صنعتی که در آن فعالیت دارد را بررسی می کند و با توجه به آن به تریدرها سود آورترین سهام ها را معرفی می کند.

در صورتی که تحلیل تکنیکال بر اساس شاخصه های روانشناسی بازار پیش می رود. به این معنی که تمرکز خود را بر روی الگوها، ترندها و سایر اندیکاتورها که موجب بالا و پایین رفتن قیمت سهام می شود قرار می دهد.

درک روانشناسی بازار

در روانشناسی بازار فاکتورهای مختلفی تاثیر می گذارند که از جمله مهم ترین آن ها می توان به ترس، انتظارات و شرایط، طمع، هیجان و … اشاره نمود. این فاکتورهای ذهنی تحمل ریسک در سرمایه داران را کاملا تحت تاثیر قرار می دهند و بر این اساس می توان گفت چرخه رکود و رونق اقتصادی یک بازار مالی با توجه به این عوامل روانشناختی مشخص می شود. تئوری های مختلفی در مورد بازار وجود دارد که معتقد هستند تمامی افرادی که حضوری فعال در بازار دارند دارای رفتاری منطقی می باشند و هرگز فاکتورهای عاطفی آن ها را تحت تاثیر قرار نمی دهد.

اما روانشناسی بازار این موضوع را رد می کند و معتقد است که کاملا می تواند سرمایه گذاران را تحت تاثیر قرار دهد و سبب ایجاد نتایج غیر باوری می گردد که با تحلیل فاندامنتال هرگز نمی توان به آن ها دست یافت. به بیانی دیگر می توان گفت روانشناسی بازار و تئوری های آن در تضاد کامل با منطقی بودن رفتار بازار هستند. ولی این نکته را به یاد داشته باشید که عملکرد بازار سهام را اصول بنیادی مشخص می کنند ولی روانشناسی بازار به راحتی می تواند روند قیمتی بازار را با عبور از این اصول کاملا روان شناسی بازارهای مالی و فارکس تغییر دهد.

چگونه می توانیم متوجه شویم که یک سرمایه گذار احساسی هستیم؟

اگر به درک مناسبی از بازار بورس برسید و سپس به بررسی رفتار سایر سرمایه گذاران که دچار ضرر و زیان شده اند بپردازید به راحتی می توانید متوجه شوید که درمعاملات خود تحت تاثیرعواطف و احساسات خود هستید یا به صورت منطقی عمل می کنید. از جمله ویژگی های سرمایه گذارانی که به صورت احساسی عمل می کنند می توان به موارد زیر اشاره نمود.

  • با افت قیمت یک سهام سریعا نسبت به فروش آن اقدام می کنند.
  • تمرکز فراوانی بر روی اخباربورسی دارند.
  • بابت سودهایی که هنوز تحقق نیافته اند بسیار شاد و خوشحال هستند.
  • بررسی قیمت سهام آن ها را دچار ترس و نگرانی می کند.
  • نسبت به ضرر و زیان هایی که قطعی نیستند بسیار ناراحت و اندوهگین می شوند.
  • مرتبا قیمت سهام ها را کنترل و بررسی می کنند.
  • هر خبر بدی موجب شود که ترس سراسر وجود آن ها را فرا گیرد.

در صورتی که دارای چنین خصوصیاتی هستید بهتر است که هر چه سریعتر به فکر راهکارهایی در جهت کاهش اثر احساسات در سرمایه گذاری های خود باشید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا