گزینه های باینری چیست

کارت امتیاز متوازن BSC

یکی از قوی ترین عناصر در متدولوژی کارت امتیازی متوازن(BSC) استفاده از نقشه راهبردی برای تجسم و ارتباط نحوه ایجاد ارزش توسط سازمان است. نقشه استراتژی یک گرافیک ساده است که ارتباط منطقی، علت و معلولی را بین اهداف استراتژیک نشان می دهد (به صورت بیضی شکل روی نقشه نشان داده شده است).

کارت امتیاز متوازن یا balanced score card چیست؟

روبرت كاپلان و ديويد نورتن، کارت امتیاز متوازن (BSC) را به عنوان ابزاري براي ارزيابي عملكرد سازمان از چهار ديدگاه مالي، مشتري، فرآيندهاي داخلي كسب و كار، و رشد و يادگيري معرفی کردند.

بر اساس اين ديدگاه، اهداف و معيارهاي روش ارزيابي متوازن از دل چشم انداز و استراتژي سازمان استخراج مي شوند و عملكرد سازمان را از اين چهار ديدگاه بررسي و ارزيابي مي كنند. اين روش به عنوان يك سيستم ارزيابي عملكرد، علاوه بر ارزيابي مالي سنتي، عملكرد سازمان را با افزودن سه بعد ديگر يعني مشتريان، فرايندهاي داخلي كسب و كار و يادگيري و رشد مورد ارزيابي قرار مي دهد.

مروري بر كارت امتيازي متوازن

كاپلان و نورتون معتقدند مديران و كاركنان به چيزي كه اندازه مي گيرند، توجه دارند و افراد نمي توانند چيزي را كه سنجيده نمي شود، خوب مديريت نمايند. در نتيجه توجه و تلاش مديران بر روي معيارهاي مالي كوتاه مدت معطوف مي شود و به سرمايه گذاري و مديريت دارايي هاي نامشهودي كه اساس موفقيت مالي آتي سازمان هستند، توجه ناچيزي مي گردد. لذا مديران بدون داشتن نظام عملكرد قوي و موثر نمي توانند دارايي هاي نامشهود خود را توسعه و بهبود دهند و به اين ترتيب فرصتهاي بيشمار ارزش آفريني را از دست مي دهند.

براي جبران اين بي توجهي، آنها رويكرد كارت امتيازي متوازن را معرفي كردند. اين روش به عنوان يك سيستم ارزيابي عملكرد، علاوه بر ارزيابي مالي سنتي، عملكرد سازمان را با افزودن سه بعد ديگر يعني مشتريان، فرايندهاي داخلي كسب و كار، يادگيري و رشد مورد ارزيابي قرار مي دهد.

روش مذكور با توجه ويژه به داراييهاي نامشهود سازمان كه در عصر حاضر از اهميت ويژه اي برخوردار گرديده است، اين امكان را به سازمان مي دهد تا با گنجاندن آن در مدل ارزيابي موردنظر، از طريق نظارت، كنترل و آگاهي از كيفيت داراييهاي نامشهود، در صورت لزوم نسبت به ترميم نقاط ضعف و جبران كاستي ها اقدام كند.

چهار جنبه عملکردی

همانطور كه در بالا اشاره شد، شاخصهاي عملكردي سازمان در مدل کارت امتیاز متوازن عبارتند از عملكرد مالي، مشتري، فرايندهاي داخلي، و رشد و يادگيري. مدل كارت امتيازات متوازن در بعد مالي به نحوه يا شيوه هزينه كردن منابع مالي سازمان توجه دارد.

البته، توجه به مشتري از اهميت ويژه اي در اين مدل برخوردار است چرا كه بواسطه جلب رضايت مشتري از طريق توزيع كارآ و بهبود كيفيت كالاها سازمان به اهداف، سود و مزيت رقابتي نائل مي گردد.

بعد سوم مدل كارت امتيازي متوازن به فرآيندهاي داخل سازمان توجه دارد كه موجب تقويت دو بعد قبلي مي شود. بعد رشد و يادگيري نيز به توانمندي كاركنان، كيفيت سيستم اطلاعاتي سازمان و چيدمان ابزار و تجهيزات آن براي دستيابي به اهداف مي پردازد.

اين شاخص هاي عملكردي، محور سيستم کارت امتیاز متوازن می باشد و نقشه استراتژي بهترين ابزار براي اجراي كارت امتيازي متوازن مي باشد. معمولاً اين شاخص هاي عملكردي براي ارزيابي ميزان دستيابي به اهداف استراتژيك و تضمين اينكه تمامي عمليات استراتژيك قابل انجام هستند، بكار گرفته مي شوند.

کارت امتیاز متوازن

کارت امتیاز متوازن

چهار فرآيند كارت امتيازي متوازن

مديران با به كار بردن روش ارزيابي متوازن ديگر صرفاً بر معيارهاي مالي كوتاه مدت به عنوان تنها ملاك سنجش عملكرد سازمان تكيه نمي كنند، بلكه روش ارزيابي متوازن اين امكان را به مديران مي دهد تا از طريق چهار فرآيند مديريتي جديد، چه به صورت منفرد و يا متعامل با يكديگر، اهداف بلندمدت و راهبردي را با اقدامات كوتاه مدت مرتبط سازند. اين چهار فرآيند عبارتند از:

فرآيند ترجمه چشم انداز

اين فرايند به مديران كمك مي كند تا در خصوص چشم انداز و استراتژي سازمان به توافق جمعي دست يابند. چشم انداز و استراتژي سازمان مي بايست به صورت يكپارچه و تحت عبارات و واژه هايي بيان شود كه بتوان آنها را به اهداف و شاخص هاي ارزيابي مورد توافق تمام مديران اجرايي تبديل كرد.

فرآيند برقراري ارتباط و پيوند

اين فرايند به مديران اجازه مي دهد تا استراتژي خود را به سطوح بالا و پايين سازمان انتقال داده و آن را به اهداف فردي و بخشهاي مختلف سازمان پيوند دهند.

سابقاً، هر يك از بخش هاي سازمان از طريق عملكرد مالي مربوط به خود مورد ارزيابي قرار مي گرفت و انگيزه هاي فردي با اهداف كوتاه مدت مالي در پيوند بود. اما روش ارزيابي متوازن راه اطمينان بخشي پيش روي مديران قرار مي دهد تا در ضمن اطلاع تمام سطوح سازمان از استراتژي هاي بلندمدت، بخشهاي مختلف سازمان نيز با استراتژي سازمان همسو و همراستا گردند.

برنامه ريزي كسب و كار

اين فرايند سازمان هاي را قادر مي سازد تا برنامه هاي كسب و كار خود را با برنامه هاي مالي مرتبط و يكپارچه سازند. تقريباً امروزه تمام سازمانها برنامه هاي تحول گوناگوني را اجرا مي كنند و هر كدام قهرمانان، رهبران، و مشاوران خاص خود را دارند كه زمان و انرژي زيادي از مديران ارشد ا جرايي را به خود اختصاص مي دهند.

از طرفي، مديران با اين مشكل روبرو هستند كه برنامه ها و ابتكارات اجرايي متفاوت را براي تحقق اهداف استراتژيك خود يكپارچه سازند و اين در حالي است كه چنين وضعيتي در كشور ما مكرراً نتايج نااميد كننده و ناكامي هاي بسياري در پي دارد.

بازخورد و يادگيري

اين فرايند ظرفيت سازمان را از بابت يادگيري استراتژيك افزايش مي دهد. بازخورد و بازنگري فرآيندها با توجه به اين امر كه آيا افراد و بخشهاي مختلف سازمان به اهداف مالي بودجه شده، دست يافته اند يا خير، مورد توجه قرار مي گيرد.

با قرار گرفتن روش ارزيابي متوازن در كانون سيستم هاي مديريت سازمان، امكان نظارت بر نتايج كوتاه مدت از سه ديدگاه ديگر، يعني مشتريان، فرآيندهاي داخلي و يادگيري و رشد ميسر شده و استراتژي بر اساس عملكرد اخير سازمان مورد ارزيابي قرار مي گيرد. بدين ترتيب روش ارزيابي متوازن موجب اصلاح استراتژي سازمان و يادگيري بلادرنگ و مستقيم خواهد شد.

مزاياي بكارگيري روش كارت امتيازي متوازن

كارت امتيازي متوازن به لحاظ ديد وسيعي كه به ابعاد سازمان دارد و به عبارت ديگر، از آنجا كه فقط بر ديدگاه مالي تاكيد و توجه ندارد، مي تواند نتايج حاصله را با دقت بيشتري به مسئولان و دست اندركاران سازمان ابلاغ نمايد تا آنها اقدامات و تعديلات لازم را در راستاي تعالي و بالندگي سازمان انجام دهند. از جمله منافع حاصل از بكارگيري رويكرد کارت امتیاز متوازن مي توان به موارد زير اشاره نمود:

کارت امتیاز متوازن BSC

کارت امتیاز متوازن ، کارت امتیاز متوازن BSC یک برنامه استراتژیک و سیستم مدیریت است که سازمان ها از آن در راستای موارد ذیل بهره میبرند:

  • بیان آنچه را که آنها سعی در انجام آن دارند
  • هماهنگ سازی کار روزانه افراد همراه با استراتژی
  • اولویت بندی پروژه ها ، تولیدات و خدمات
  • اندازه گیری و پایش پیشرفت در جهت رسیدن به اهداف استراتژیک

چه کسی از کارت امتیاز متوازن استفاده میکند؟

BSC به طور وسیعی در کسب‌و‌کار، صنعت، دولت و سازمان‌های خصوصی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

براساس تحقیقی که توسط گارتنر گروپ (Gartner Group) انجام شد، بیش از ۵۰ درصد از شرکت‌های بزرگ آمریکایی از سیستم کارت امتیازی متوازن استفاده می‌کنند. بیش از نیمی از شرکت‌های مهم در آمریکا، اروپا و آسیا از رویکردهای کارت امتیاز متوازن بهره می‌گیرند که البته این مقدار در خاورمیانه و آفریقا نیز روندی صعودی در پیش دارد. در یک مطالعه‌ی جهانی که توسط بین اَند کو (Bain & Co) انجام شد، روش کارت امتیازی متوازن به عنوان پنجمین ابزار مدیریتی پرکاربرد در دنیا معرفی شد. این روش همچنین توسط ویراستارهای مجله‌ی هاروارد بیزنس ریویو (Harvard Business Review) به عنوان یکی از تأثیرگذارترین ایده‌های کسب‌و‌کار در ۷۵ سال گذشته انتخاب شد.

در سیستم کارت امتیاز متوازنما باید سازمان را از ۴ منظر بررسی کنیم و بدین ترتیب معیار طراحی کنیم، داده گردآوری نماییم و به تحلیل آن بپردازیم. این ۴ منظر موارد زیر هستند:

۱ـ کارت امتیازی مالی:

به‌منظورشناخت نیازمندی ها و عملکرد‌ مالی سازمان و مقدار استفاده از منابع مالی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

۲ـ کارت امتیازی مشتری:

در این دیدگاه عملکرد سازمانی را از دید مشتری و یا سهامداران کلیدی مورد بررسی قرار میدهد.

۳ـ کارت امتیازی فرایندهای داخلی:

در دیدگاه کارت امتیازی فرایندهای‌داخلی طبق سنجش‌های کمی و کیفی در مورد کالا و یا خدمات ارائه شده مورد بررسی قرار میگیرند.

۴ـ کارت امتیازی دانش، رشد و یادگیری:

این دیدگاه عملکرد سازمان را از دید سرمایه انسانی ، تکنولوژی ، فرهنگ ، زیر ساخت سازمانی و دیگر مواردی که باعث تغییر در اجرا میشوند را مورد ارزیابی قرار میدهد.

نقشه استراتژی چیست؟

نقشه استراتژی سازمان یکی از ابزارهای مهم هدایت منابع ، قابلیت ها و شایستگی های سازمان می باشد زیرا سازمان را قادر می سازد تا اهداف ،ابتکارات ، بازارهای هدف ، معیارهای عملکرد وارتباطات میان اجزای استراتژی خود را به وضوح وبا زبانی ساده توصیف نموده و درک روشنی از آنها در بین افراد وواحدهای مختلف سازمانی ایجاد نماید.

مراحل تکوین و پیاده سازی استراتژی ها به کمک BSC

۱- ماموریت ،چشم انداز و ارزشها را ایجاد، به روز یا کنترل نمایید

۲- الزامات محیطی و نقاط قوت و ضعف سازمان رامشخص نمایید

۳- موارد استراتژیک برجسته را نام برده و اهداف مهم استراتژیک را بیان دارید

۴- ساختار هدف را به صورت یک نقشه استراتژیک با ابعاد و جنبه های BSC نشان دهید

۵- شاخصهای عملکرد ، مقادیر هدف و اقدامات اجرایی را به نقشه استراتژیک ارجاع دهید

۶- منابع مورد نیاز برای اقدامات برنامه ریزی شده را برآورد نمایید و امکان تحقق بخشیدن به استراتژی رابررسی نمایید

۷- چنانچه استراتژی به حد کافی واقع بینانه نمی باشد آنرا مجددا“ بررسی ،تجدید ویابه گونه ای دیگر بیان کنید

۸- مسئولیتها وتناوب پایش وکنترل راتعریف و مشخص نمایید

۹- پروژه های استراتژیک را آغاز نمایید ،مراقب هماهنگی های پروژه باشید.

۱۰- شاخصها ومقادیر عملکرد مهم رابه صورت ماهانه و بهبود پیشرفت پروژه راطبق برنامه حداقل ۳ماه یکبار پایش نمایید

کارت امتیازی متوازن (BSC) ابزاری برای سیستم مدیریت عملکرد

با استفاده از کارت امتیازی متوازن (BSC) هر سازمانی می‌تواند ابتدا به‌طور جامع برنامه‌ریزی کرده و سپس اجرای برنامه را کنترل کند.

سیستم مدیریت عملکرد صرفاً سیستمی برای ارزیابی سالانه و ارائه پاداش نیست، این سیستم برای اجرای استراتژی سازمان نیز ضروری است. در شرایط رقابتی که بسیاری از سازمان‌ها عملکرد بسیار بالایی از خود نشان می‌دهند؛ سازمان شما می‌تواند با استفاده از کارت امتیازی متوازن (BSC) اطمینان یابد که آیا سیستم شما برای اخذ نتیجه لازم بهینه‌سازی شده است یا خیر؟

سیستم مدیریت عملکرد در بسیاری از سازمان‌ها اجرا می‌شود اما سیستمی که در حال اجرا است چیزی بیشتر از ارزیابی عملکرد سالانه نیست. به همین خاطر در عمل هم این سیستم تفاوتی در سازمان ایجاد نمی‌کند. مدیریت عملکرد باید از تحقق اهداف استراتژیک در سازمان پشتیبانی کند. مدیران سازمانی باید از سیستم مدیریت عملکرد برای هدف‌گذاری، ارزیابی نتایج و ارائه بازخورد مؤثر و مداوم درباره عملکرد کارکنان، استفاده کنند.

کارکردهای سیستم مدیریت عملکرد

1- اقدامات کاری را با مأموریت، چشم‌انداز و اهداف سازمان پیوند داده و از این طریق نشان می‌دهد چگونه شغل کارمند در موفقیت سازمان نقش دارد.

2- با تعیین شاخص‌های ارزیابی عملکرد در سه بخش نتیجه‌ای (KRI)، عملکردی (KPI) و رفتاری (KBI) به کارکنان کمک می‌کند تا بدانند برای موفقیت باید چه‌کاری انجام دهند.

3- کارکنان را بر انجام آنچه واقعاً مهم است، متمرکز می‌کند و با تعیین اهداف، استانداردها و معیارهای عملکرد، کارهای غیرضروری را حذف می‌کند.

4- با استفاده از مربیگری و بازخورد مشکلات کارکنان را شناسایی و زمینه بهبود عملکرد را فراهم می‌سازد.

5- بررسی عملکرد را از یک رویداد سالانه به فرایندی مداوم تبدیل می‌کند.

اکنون‌که آشنا شدیم یک سیستم مدیریت عملکرد باید چه‌کاری انجام دهد، سؤالی که مطرح می‌شود این است که چگونه اطمینان یابیم سیستم مدیریت عملکرد در سازمان ما این‌گونه عمل می‌کند؟

برنامه استراتژیک یک سازمان باید اولویت زیادی به مدیریت عملکرد بدهد، زیرا کارکنان تاکتیک‌های لازم برای تحقق اهداف شرکت را اجرا می‌کنند. ابزاری قدرتمند برای تدوین استراتژی که این موضوع را در نظر می‌گیرد، کارت امتیازی متوازن (BSC) است.

کارت امتیازی متوازن (BSC) چیست؟

ایده اولیه مفهوم کارت امتیازی متوازن یا Balanced Score Card در سال 1992 در طی تحقیقات کاپلان و نورتون درزمینه روش‌های نوین سنجش عملکرد شکل گرفت. کارت امتیازی متوازن، استاندارد عملکردی است که برای شناسایی، بهبود و کنترل عملکردها و نتایج حاصل از یک کسب‌وکار استفاده می‌شود.

BSC شامل اندازه‌گیری چهار جنبه اصلی کسب‌وکار یعنی یادگیری و رشد، فرایندهای تجاری، مشتریان و امور مالی است. کارت‌های امتیازی متوازن (BSC) در ابتدا برای شرکت‌های انتفاعی ایجادشده بود اما بعد در سازمان‌های غیرانتفاعی و ادارات دولتی نیز به‌کار گرفته شدند.

کارت‌های امتیازی متوازن (BSC) به شرکت‌ها این امکان را می‌دهند کارت امتیاز متوازن BSC تا:

  • اطلاعات را در قالب یک گزارش جامع جمع‌آوری کنند.
  • علاوه بر عملکرد مالی، اطلاعاتی درزمینه خدمات و کیفیت نیز ارائه دهند.
  • کارایی را بهبود دهند.

هدف از کارت امتیازی متوازن (BSC)، همسویی فعالیت‌های کاری سازمان با چشم‌انداز و استراتژی آن، بهبود ارتباطات و نظارت بر عملکرد سازمان با توجه به اهداف استراتژیک موردنظر است.

پیش‌فرض کارت امتیازی متوازن (BSC)

– کارت امتیازی متوازن بیان می‌کند با استفاده از چندین معیار مربوطه می‌توان تصویر بهتر و گسترده‌تری از وضعیت سازمان پیش‌بینی کرد.

– اقدامات مختلفی که با اهداف و عملکرد سازمان در ارتباط هستند، باید اندازه‌گیری شوند.

– چهار دیدگاه مشتری، امور مالی، فرایندی و عملیاتی، یادگیری و رشد مهم است و باید در طول تجزیه‌وتحلیل موردتوجه قرار گیرد.

– اقدامات حیاتی باید با سازمان‌دهی هر یک از این 4 دیدگاه انتخاب شود.

اجزای اصلی کارت امتیازی متوازن (BSC)

بر اساس کارت‌های امتیازی متوازن (BSC) اطلاعات از چهار جنبه کسب‌وکار به شرح زیر جمع‌آوری و تحلیل می‌شود.

4 دیدگاه در کارت امتیازی متوازن (BSC)

جنبه یادگیری و رشد (چگونه می‌توانیم به ایجاد و بهبود ارزش ادامه دهیم؟)

طیف این دیدگاه بسیار گسترده است و به بخش‌هایی مانند سرمایه انسانی، سرمایه اطلاعاتی و سرمایه سازمانی تفکیک می‌شود. اهداف یادگیری و رشد عبارت‌اند از: ارزیابی مهارت‌ها، استعداد و دانش، اطلاعات و مدیریت دانش و کار گروهی.

جنبه‌های داخلی کسب‌وکار (در چه حوزه‌هایی باید خوب عمل کنیم؟)

در اینجا سازمان باید اهداف عملیاتی داخلی را تعیین کند. هدف فرآیند داخلی می‌تواند شامل بهبود فرایند کار و بهینه‌سازی کیفیت باشد.

جنبه مشتری (نگاه مشتریان به ما چگونه است؟)

یکی از نیازهای مدیریت ارشد این است که بداند شرکت از دیدگاه مشتریان چگونه عمل می‌کند. هدف کارت امتیازی متوازن (BSC) در این حوزه این است که بیانیه مأموریت شرکت درباره خدمات مشتری را به معیارهای مشخصی که نشان‌دهنده عوامل مهم برای مشتری است، تبدیل کند.

دیدگاه‌های مشتری برای سنجش رضایت مشتری از کیفیت، قیمت و در دسترس بودن محصولات و خدمات جمع‌آوری می‌شود.

جنبه مالی (نگرش سهامداران چگونه است؟)

داده‌های مالی مانند فروش، هزینه‌ها و درآمد برای درک عملکرد مالی استفاده می‌شود. اهداف روشن هر سازمان شامل سود و درآمد است. هدف مالی شامل صرفه‌جویی در هزینه و بهبود بهره‌وری کار، حاشیه سود بیشتر و اضافه کردن منابع درآمد است.

کارت امتیازی متوازن (BSC) ابزاری برای رشد

کاپلان و نورتون کارت امتیازی متوازن (BSC) را به‌عنوان «مجموعه‌ای از اقدامات توصیف سریع اما جامع از سازمان به مدیران عالی» توصیف می‌کنند. این طرح برای «رفع نارسایی سیستمهای اندازه‌گیری عملکرد قبلی» که بیش‌ازحد بر اقدامات مالی متمرکز است، طراحی شد.

با ایجاد تعادل در چهار حوزه اصلی، اطمینان حاصل می‌شود که یک حوزه بر حوزه‌های دیگر اولویت ندارد. ایجاد تعادل میان 4 عامل باعث می‌شود سازمان در بلندمدت رشد بهتری به‌دست آورد، نسبت به اینکه صرفاً بر برخی عوامل متمرکز باشد.

دو شرکت A و B قصد دارند سودآوری خود را افزایش دهند. شرکت A در حال برنامه‌ریزی است تا با کاهش قابل‌توجه هزینه‌های تولید به این هدف دست یابد. شرکت B در حال برنامه‌ریزی رویکرد جامع‌تری است که شامل کاهش هزینه‌های تولید، بهبود خدمات مشتری، پیاده‌سازی سیستم‌های جدید و آموزش کارکنان است.

حتی اگر شرکت A بتواند به هدف خود برای کاهش هزینه‌های تولید برسد، در بلندمدت با مشکلات زیادی روبرو خواهد شد، زیرا:

  1. آنها روی رضایت مشتری متمرکز نبوده‌اند. بنابراین ممکن است شرکت A مشتریان خود را از دست بدهد.
  2. کارکنان شرکت A آموزش کمتری می‌بینند، بنابراین قطعاً به دنبال کار در سازان دیگری خواهند بود.
  3. کارکنان شرکت A مجبورند با فرآیندهای ناکارآمد کار کنند، پس احتمالاً شرکت را باهدف پیوستن به
  4. سازمانی که از فرآیندها و فناوری مؤثرتری برخوردار است، ترک می‌کنند.
  5. شرکت A به‌غیراز کاهش هزینه‌های تولید، بر بهبود فرایندها متمرکز نیست، بنابراین هزینه بیشتر از رقبایی که فرایندها را بهبود بخشیده‌اند، متحمل می‌شود.

گام‌های اجرا و پیاده‌سازی کارت امتیازی متوازن (BSC)کارت امتیاز متوازن BSC

آماده‌سازی

آماده‌سازی اولین مرحله‌ای است که سازمان باید قبل از استفاده از مدل کارت امتیازی متوازن (BSC) انجام دهد. در اینجا، سازمان باید واحد کسب‌وکار را که کارت امتیازی متوازن (BSC) برای آن‌ها مناسب است، شناسایی کند. این واحد کسب‌وکار باید دارای اقدامات مالی، مشتری، امکانات تولید و کانال‌های توزیع باشد.

دور اول کارت امتیاز متوازن BSC مصاحبه‌ها

در جلسه اول مصاحبه، تسهیلگر کارت امتیازی متوازن (BSC) با مدیران هر یک از واحدها حدود 90 دقیقه مصاحبه می‌کند. هدف از این مصاحبه‌ها به‌دست آوردن اطلاعاتی در مورد معیارهای سنجش عملکرد و اهداف استراتژیک واحد است.

اولین کارگاه اجرایی

مدیران عالی سازمان و تسهیل‌گرکارت امتیازی متوازن (BSC) یک کارگاه آموزشی به‌منظور پیوند دادن معیارهای سنجش با مأموریت و استراتژی سازمان برگزار می‌کنند. مصاحبه‌های ویدئویی از مشتریان و سهامداران می‌تواند برای گرفتن ورودی‌های لازم انجام شود.

دور دوم مصاحبه‌ها

نسخه آزمایشی کارت امتیازی متوازن (BSC) بر اساس کارگاه اجرایی و مصاحبه‌های هر یک از مدیران ارشد واحد تهیه می‌شود.

دومین کارگاه اجرایی

این یک جلسه طوفان مغزی است که با مدیران میانی، مدیران ارشد و افراد زیرمجموعه آنها انجام می‌شود. این بحث منجر به تدوین یک برنامه اجرایی می‌شود.

سومین کارگاه اجرایی

مدیران ارشد درباره‌ی چشم‌انداز، اهداف و مقیاس‌های سنجش حاصل از دو کارگاه عملیاتی قبل، به توافق نظر می‌رسند و اهدافی برای هر مقیاس سنجش تعیین می‌کنند. پس از انجام این کار، یک برنامه اجرایی در دسترس است.

یک تیم برنامه را پیاده‌سازی می‌کند و معیارهای سنجش عملکرد را با پایگاه داده پیوند می‌دهد تا کارت امتیازی متوازن (BSC) را در سازمان اجرا کند.

بررسی‌های دوره‌ای

مدیران گزارش معیارهای روش کارت امتیازی متوازن (BSC) را سه ماهه یا ماهانه مشاهده و نظارت می‌کنند. این معیارها سالانه موردبازنگری مدیران ارشد سازمان قرار می‌گیرد و در مورد فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک آینده نیز بحث می‌شود.

مزایای کارت امتیازی متوازن (BSC)

  • تمرکز لازم را برای ایجاد عملکرد موردنیاز شرکت ایجاد می‌کند.
  • برنامه‌های مختلف تجاری را باهم ترکیب می‌کند.
  • استراتژی سازمانی را عملیاتی می‌کند.
  • کارت امتیاز متوازن BSC
  • ارتباطات درون‌سازمانی را بهبود می‌بخشد و احساس همبستگی را در بین کارمندان ایجاد می‌کند.

معایب کارت امتیازی متوازن (BSC)

  • تعداد شاخص‌های ارزیابی عملکرد را افزایش می‌دهد. این می‌تواند برای کارکنان گیج‌کننده باشد.
  • مدیریت و ایجاد تعادل میان 4 دیدگاه بسیار دشوار است.
  • هرچند کارکنان برای کارآمد ساختن فرآیند داخلی تلاش زیادی می‌کنند، اما مدیریت ارشد همچنان ازنظر عملکرد مالی به دنبال نتیجه خواهد بود.

ارتباط کارت امتیازی متوازن (BSC) و مدیریت عملکرد

کارت امتیازی متوازن از شاخص‌های پیشرو و تأخیری ای تشکیل‌شده است که شرکت یا افراد می‌توانند بر اساس آن ارزیابی شوند تا مشخص شود آیا در مسیر درست قرار کارت امتیاز متوازن BSC دارند یا خیر؟

کارت امتیازی متوازن و مدیریت عملکرد

هنگامی‌که کارت امتیازی برای مدیریت عملکرد ایجاد شد، کارکنان درک می‌کنند که چگونه وظایف آن‌ها منجر به تحقق اهداف واحد و چشم‌انداز شرکت می‌شود. از طریق کارت امتیازی متوازن (BSC) مشخص می‌شود شرکت چه انتظاراتی از کارکنان دارد و ابهام در مورد اولویت کاری برطرف می‌شود. کارکنان می‌دانند که در کجا ایستاده‌اند و به‌راحتی می‌توانند مشخص کنند که در چه زمینه‌هایی می‌توانند در موفقیت استراتژی یک سازمان نقش داشته باشند.

درحالی‌که کارت امتیازی متوازن (BSC) یک رویکرد جامع برای برنامه‌ریزی استراتژیک و اندازه‌گیری شاخص‌های موفقیت ارائه می‌دهد. مدیریت عملکرد نیز ابزاری است که افراد را، با کارت امتیازی متوازن (BSC) و برنامه استراتژیک هماهنگ می‌کند. این یک روش برای اجرای برنامه و بررسی شاخص‌ها در سطح فردی و تیمی فراهم می‌کند.

کارت امتیازی متوازن (BSC) در مدیریت عملکرد رویکردی برای همسویی کارمندان با برنامه استراتژیک یک شرکت است. همسویی چالشی است که هر سازمانی باید به خوبی از عهده آن برآید. افراد می‌توانند به‌سختی وقت خود را صرف کارهایی کنند که برای آنها مهم به نظر می‌رسد، اما منجر به تحقق برنامه استراتژیک شرکت نشود.

عملکرد کارت امتیازی متوازن (BSC) در سازمان‌های دولتی

ازآنجاکه سازمان‌های دولتی نیازی به سودآوری ندارند و ممکن است مشتریانی به مفهوم یک شرکت خصوصی نداشته باشند، ممکن است برای برخی افراد سؤال ایجاد شود که آیا کارت امتیازی متوازن (BSC) در این سازمان‌ها مفید است یا خیر؟ پاسخ این است که در سازمان‌های دولتی به همان نسبت سازمان‌های انتفاعی مهم است.

درحالی‌که آنها از مفهوم سود استفاده نمی‌کنند، اما لازم است که به بودجه، هزینه‌ها و کارایی مالی توجه کنند. آنها منابع محدودی دارند و این منابع باید مدیریت شوند. به همین ترتیب آنها به افرادی در داخل و خارج که درواقع مشتری آنها هستند خدمات ارائه می‌دهند.

این احتمال که تمرکز استراتژیک بیش‌ازحد بر روی یک منطقه ایجاد شود و به ضرر حوزه‌های دیگر شود نیز وجود دارد. بنابراین نیاز به ایجاد تعادل در چهار حوزه مالی، مشتری، فرآیند داخلی و یادگیری و رشد را با همان اهمیتی که برای هر شرکتی وجود دارد، ایجاد می‌شود.

کارت امتیازی متوازن (BSC) در یک نگاه

یک ابزار مدیریتی برای اجرای استراتژی است؛ که به مدیران اجازه می‌دهد بتوانند به‌راحتی بر روند اجرای فعالیت‌ها توسط کارکنان نظارت داشته باشند و نتایج این فعالیت‌ها را بررسی و کنترل کنند. این ابزار به‌عنوان یک چارچوب سنجش عملکرد ابداع شد که عملکرد استراتژیک غیرمالی را نسبت به معیارهای مالی سنتی بسنجد و درباره عملکرد سازمانی، به مدیران دید متعادل‌تری بدهد.

جلسه چهارم - پیاده سازی استراتژی و کارت امتیازی متوازن+مدیریت معیار ها

اصطلاح کارت امتیازی متوازن (BSC) به یک معیار عملکرد مدیریت استراتژیک اشاره دارد که برای شناسایی و بهبود عملکردهای مختلف کسب و کار داخلی و نتایج بیرونی حاصل از آن‌ها استفاده می‌شود. برای اندازه گیری و ارائه بازخورد به سازمان‌ها، کارت‌های امتیازی متوازن در بین شرکت‌های در بسیاری از کشورها از جمله کارت امتیاز متوازن BSC ایالات متحده آمریکا، انگلستان، ژاپن و اروپا رایج است.

جمع آوری داده‌ها برای ارائه نتایج کمی بسیار مهم است زیرا مدیران اطلاعات را جمع آوری و تفسیر می‌کنند. پرسنل شرکت نیز می‌توانند از این اطلاعات برای تصمیم گیری بهتر برای آینده سازمان خود استفاده کنند.

نکاتی مهم درباره BSC

کارت امتیازی متوازن یک معیار عملکرد است که برای شناسایی، بهبود و کنترل عملکردهای مختلف یک کسب و کار و نتایج حاصله مورد استفاده قرار می‌گیرد.
مفهوم BSCs برای اولین بار در سال ۱۹۹۲ توسط دیوید نورتون (David Norton) و روبرت کاپلان (Robert Kaplan) مطرح شد، که اقدامات اندازه گیری قبلی را انجام داده و آن‌ها را با اطلاعات غیر مالی منطبق کردند.
BSCها در ابتدا برای شرکت‌های انتفاعی توسعه داده شدند، اما بعداً برای استفاده توسط سازمان‌های غیرانتفاعی و دولتی نیز مورد استفاده قرار گرفتند.

کارت امتیازی متوازن شامل چهار جنبه اصلی یک تجارت از جمله یادگیری و رشد، فرآیندهای تجاری، مشتریان و امور مالی. است.
BSCها کارت امتیاز متوازن BSC به شرکت‌ها این امکان را می‌دهند که اطلاعات را در یک گزارش واحد جمع آوری کنند، علاوه بر عملکرد مالی، اطلاعات مربوط به خدمات و کیفیت را نیز ارائه دهند و به بهبود کارایی کمک کنند.

درک کارت امتیازی متوازن

شرکت‌ها به راحتی می‌توانند عوامل ممانعت کننده از عملکرد کسب و کار را شناسایی کرده و تغییرات استراتژیک را که در کارت‌های امتیازی آینده دنبال می‌شوند، ترسیم کنند.
به منظور اندازه گیری سرمایه فکری یک شرکت از قبیل آموزش، مهارت، دانش و سایر اطلاعات به صورت اختصاصی جمع آوری می‌شوند، این کار دارای مزیت رقابتی در بازار است. مدل کارت امتیازی متوازن با جداسازی کارت امتیاز متوازن BSC چهار حوزه مجزا که نیاز به تجزیه و تحلیل دارند، رفتار خوب را در یک سازمان تقویت می‌کند. این چهار ناحیه، که مرحله (legs) نیز نامیده می‌شوند، شامل موارد زیر است:

  • یادگیری و رشد
  • فرآیندهای کسب و کار
  • مشتریان
  • امور مالی

BSC برای جمع آوری اطلاعات مهم مانند اهداف، اندازه گیری‌ها، ابتکارات و اهداف مورد استفاده قرار می‌گیرند که شامل چهار عملکرد اصلی یک کسب و کار هستند. با استفاده از شرکت‌ها به راحتی می‌توانند عواملی را که مانع عملکرد کسب و کار می‌شوند، شناسایی کرده و تغییرات استراتژیک را که در کارت‌های امتیازی آینده بررسی و ترسیم می‌شوند.

هنگام مشاهده اهداف شرکت، کارت امتیاز متوازن BSC کارت امتیازی می‌تواند اطلاعاتی در مورد کل شرکت ارائه دهد. یک سازمان ممکن است از مدل کارت امتیازی متوازن برای پیاده‌سازی نقشه استراتژی استفاده کند تا ببیند ارزش افزوده در یک سازمان کجا مشخص شده است. همچنین ممکن است یک شرکت از BSC برای توسعه ابتکارات استراتژیک و اهداف استراتژیک استفاده کند.

ویژگی‌های مدل BSC

اطلاعات از چهار جنبه یک کسب و کار جمع آوری و تجزیه و تحلیل می‌شود:

یادگیری و رشد از طریق بررسی منابع آموزشی و دانش تجزیه و تحلیل می‌شود. این مرحله اول نحوه چگونگی گرفتن اطلاعات و نحوه استفاده موثر کارکنان از این اطلاعات برای تبدیل آن به مزیت رقابتی در صنعت را بررسی می‌کند.

فرآیندهای تجاری با بررسی چگونگی تولید محصولات ارزیابی می‌شوند. مدیریت عملیاتی برای ردیابی هرگونه شکاف، تاخیر، تنگناها، کمبودها یا ضایعات تجزیه و تحلیل می‌شود.

دیدگاه‌های مشتری برای سنجش رضایت مشتری از کیفیت، قیمت و در دسترس بودن محصولات یا خدمات جمع آوری می‌شود. مشتریان در مورد رضایت خود از محصولات فعلی بازخورد می‌دهند.

داده‌های مالی مانند فروش، هزینه‌ها و درآمد برای درک عملکرد مالی استفاده می‌شود. این معیارهای مالی ممکن است شامل مقادیر دلار، نسبت‌های مالی، واریانس بودجه یا اهداف درآمد باشد.

این چهار پایه چشم‌انداز و استراتژی یک سازمان را در بر می‌گیرد و برای تجزیه و تحلیل داده‌های جمع آوری شده به مدیریت فعال نیاز دارد.

مزایای مدل BSC

استفاده از کارت امتیازی متوازن مزایای زیادی دارد. برای مثال، BSC به کسب‌وکارها اجازه می‌دهد تا اطلاعات و داده‌ها را در یک گزارش واحد جمع کنند. این امر به مدیریت این امکان را می‌دهد که در زمان، پول و منابع خود صرفه جویی کند.
کارت‌های امتیاز علاوه بر سوابق مالی، بینش ارزشمندی را در مورد خدمات و کیفیت شرکت خود در اختیار مدیران قرار می‌دهند. با اندازه گیری همه این معیارها، مدیران قادرند کارکنان و سایر ذینفعان را آموزش داده و راهنمایی و پشتیبانی به آن‌ها ارائه دهند. این موضوع به آن‌ها اجازه می‌دهد تا برای اهداف و اولویت‌های خود برای دستیابی به اهداف آینده خود برنامه ریزی کنند.

کارت امتیاز متوازن BSC

کارت امتیازی متوازن (BSC) چیست؟

کارت امتیازی متوازن (BSC) یک سیستم برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک است. این ابزار گزارش ساختاربندی شده و نیمه استانداری را در اختیار مدیران قرار می‌دهد. مدیران از طریق این گزارش ها بر روند اجرای فعالیت‌ها توسط کارمندان نظارت می‌کنند. و در نهایت نتایج را بررسی و کنترل می کنند. ویژگی کارت امتیازی متوازن (BSC)، این است که بستری مناسب برای شناخت قوانین و درک روابط علت و معلولی در فضای کسب و کار را فراهم می‌کند. سازمان‌ها از این طریق برنامه‌های عملیاتی را برای اجرایی کردن استراتژی سازمان استخراج می‌کنند.

موارد استفاده سازمانها از کارت امتیازی متوازن (BSC)

  • کارهای روزمره و تلاش برای انجام فعالیت‌ها را با استراتژی‌ها هماهنگ می‌کند.
  • اولویت‌بندی پروژه ها، محصولات و خدمات.
  • اندازگیری و نظارت بر پیشرفت عملکرد به سمت اهداف استراتژیک.
  • اندازه گیری های مورد استفاده برای ردیابی موفقیت (KPI)

«کارت امتیازی متوازن» از ایده بررسی اقدامات استراتژیک علاوه بر اقدامات مالی سنتی برای دریافت دیدگاه متعادل تری از عملکرد بدست آمد. در حال حاضر چشم‌انداز مفهوم کارت امتیازی متوازن، گسترش یافته است و یک سیستم جامع برای مدیریت استراتژی است. مزیت اصلی این مدل، استفاده از یک چارچوب منظم است که به سازمان‌ها راهی برای اتصال نقاط و اجزاهای مختلف برنامه‌ریزی و مدیریت استراتژیک نشان می‌دهد. به این معنی که بین پروژه ها و برنامه هایی که کارکنان در حال انجام آن هستند ارتباط قابل مشاهده ای ایجاد خواهد کرد. ( از جمله: اهداف استراتژیک، ماموریت ، چشم انداز و استراتژی سازمان که کارکنان در تلاش برای تحقق آن است.)

چه کسی از کارت امتیازی متوازن (BSC) استفاده می کند؟

کارت امتیازی متوازن (BSC)،به طور گسترده ای در تجارت و صنعت، دولت و سازمان های غیر انتفاعی در سراسر جهان استفاده می شود. بیش از نیمی از شرکت‌های بزرگ در ایالات متحده، اروپا و آسیا از BSC استفاده می‌کنند. استفاده از این مدل در مناطقی مانند خاورمیانه و آفریقا رو به افزایش است. اخیرأ یک مطالعه جهانی که توسط Bain & Co انجام شد. در این پژوهش کارت امتیازی متوازن، به عنوان یکی از ده مورد ابزار مدیریتی پر‌کاربرد در سراسر جهان قرار گرفته است. همچنین BSC توسط ویراستاران Harvard Business Review به عنوان یکی از تأثیرگذارترین ایده های تجاری در ۷۵ سال گذشته انتخاب شده است.

دیدگاه‌های کارت امتیازی متوازن (BSC) چیست؟

دیدگاه‌های کارت امتیازی متوازن (BSC)،پیشنهاد می‌کند که ما یک سازمان را کارت امتیاز متوازن BSC از چهار منظر مختلف مورد بررسی قرار دهیم. از این طریق به توسعه اهداف، پیش بینی‌ها (KPI)، هدف‌گذاری و نوآوری‌ها نسبت به این دیدگاه ها کمک کنیم.

  • مالی (یا سرپرستی): عملکرد مالی یک سازمان و استفاده از منابع مالی را مشاهده می کند.
  • مشتری/ذینفع: عملکرد سازمان را از دیدگاه مشتری یا ذینفعان اصلی که سازمان برای خدمت به آن طراحی شده است، مشاهده می کند.
  • فرآیند‌های داخلی: کیفیت و کارآیی عملکرد یک سازمان را در ارتباط با محصول ، خدمات یا سایر فرآیندهای کلیدی کسب و کار مشاهده می کند
  • ظرفیت سازمانی (دانش، یادگیری و رشد): سرمایه انسانی، زیرساخت ها، فناوری، فرهنگ و سایر ظرفیت هایی را که برای پیشرفت موفقیت آمیز کلیدی هستند، مشاهده می کند.

اهداف استراتژیک چیست؟

اهداف استراتژیک اقداماتی هستند که ما باید در فعالیت‌های روزانه خود انجام دهیم تا شاهد بهبود استراتژی‌های خود باشیم. آن‌ها مفاهیم انتزاعی مانند مأموریت و چشم انداز را به مراحل عملی تقسیم می کنند.

یکی از قوی ترین عناصر در متدولوژی کارت امتیازی متوازن(BSC) استفاده از نقشه راهبردی برای تجسم و ارتباط نحوه ایجاد ارزش توسط سازمان است. نقشه استراتژی یک گرافیک ساده است که ارتباط منطقی، علت و معلولی را بین اهداف استراتژیک نشان می دهد (به صورت بیضی شکل روی نقشه نشان داده شده است).

معیارهای عملکرد (KPI) چیست؟

برای هر هدف در نقشه استراتژی، حداقل یک شاخص اندازگیری یا شاخص عملکرد کلیدی (KPI) شناسایی و در طول زمان ردیابی می شود. KPI ها نشان دهنده پیشرفت به سوی نتیجه مطلوب است. KPI های استراتژیک بر اجرا و اثربخشی استراتژی های یک سازمان نظارت می کنند، فاصله بین عملکرد واقعی و مورد انتظار را تعیین می کنند و اثربخشی و کارآیی عملیاتی سازمان را تعیین می کنند.

ابتکارات استراتژیک چیست؟

ابتکارات استراتژیک پروژه هایی هستند که چشم‌انداز (قصد استراتژیک یا مقصود مطلوب) را به اقدامات و نوآوری‌های استراتژیک عملیاتی تبدیل می‌کند.آن‌ها به صورت رسمی همانند هر پروژه دیگری مدیریت می شوند. به این معنی که آنها به طور واضح از نظر مالکیت، برنامه، منابع مورد نیاز، مراحل اقدام، پیشرفت و نتایج مورد انتظار تعریف شده اند. برخی از ابتکارات استراتژیک کوتاه مدت هستند (اجرای آنها فقط چند روز طول می کشد) در حالی که اجرای برخی دیگر ممکن است سال‌ها طول بکشد. مدیریت استراتژیک پروژه فرایند مدیریت پروژه ها برای دستیابی به موفقیت استراتژیک است.

پیاده سازی کارت امتیازی متوازن (BSC)

پیاده سازی کارت امتیازی متوازن (BSC به معنای ترجمه کارت امتیازی در سطح شرکت (به عنوان ردیف ۱) به واحدهای تجاری، واحدهای پشتیبانی یا بخش ها (ردیف ۲) و سپس تیم ها یا افراد (ردیف ۳) است.

استراتژی آبشاری، کل سازمان را بر استراتژی و ایجاد چشم انداز بین کارهایی که انجام می‌دهند و نتایج مطلوب سطح بالا متمرکز می‌کند. همانطور که سیستم مدیریت از طریق سازمان به طور سیستماتیک از یک مرحله به مرحله دیگر به سمت پایین (اتمام) توسعه می‌یابد، اهداف و اقدامات اندازه گیری عملکردی و تاکتیکی تر می شوند. مسئولیت پذیری اهداف و اقدامات را دنبال می کند ، زیرا مالکیت در هر سطح تعریف شده است. این مرحله همسویی برای تبدیل شدن به یک سازمان متمرکز بر استراتژی بسیار مهم است.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا