بهترین استراتژی معاملاتی

مفهوم عقد و قرارداد چیست

عقد جایز آن است که هریک از طرفین بتواند هر وقتی بخواهند، آن را فسخ کنند البته در یک تقسیم‌بندی دقیق تر عقود جایز خود به دو گروه دیگر تقسیم می‌شوند: عقود جایز اذنی و عقود جایز غیر اذنی.

مفهوم عقد و قرارداد چیست

قبل از آن که با مفهوم حقوقی عقد نافذ و غیر نافذ آشنا شویم، نیاز است که در مورد عقد صحیح و شرایط صحت معامله صحبت کنیم. به لحاظ حقوقی، عقد صحیح، عقدی است که تمامی شرایط صحت معامله در آن رعایت شده است. براساس ماده ۱۹۰ قانون مدنی شرایط صحت معامله عبارتند از:

قصد و رضایت طرفین در معامله: به این معنا که هر کدام از طرفین براساس تفکر و ذهنیت، مایل به انعقاد قرارداد هستند و نفع و ضرر خود را در قرارداد می‌دانند و این رضایت را به طرف مقابل خود در قرارداد اعلام می‌کنند. بنابراین عقدی که با اجبار و اکراه طرفین یا یکی از آن‌ها انجام شود، صحیح نیست و نمی‌توان آن را در زمره قرارداد نافذ قرار داد.

اهلیت طرفین عقد: یعنی طرفین معامله به لحاظ سه عامل بلوغ سنی، رشد و عقل دارای شایستگی عقد قرارداد باشند. یعنی برای اهلیت داشتن باید عاقل، بالغ و رشید باشند. اهلیت در قانون مدنی به دو دسته اهلیت تمتع و اهلیت استیفا تقسیم می‌شود. اهلیت تمتع یعنی فرد شایستگی بهره‌مندی داشته باشد و اهلیت استیفا به شایستگی فرد در انجام اعمال حقوقی گفته می‌شود. مطابق ماده ۲۱۱ قانون مدنی، سن رشد و تصرف مالی و انجام معاملات، ۱۸ سال تمام می‌باشد.

معین بودن موضوع مورد معامله: یعنی مورد مورد معامله باید مال یا عملی باشد که هر یک از طرفین تعهد تسلیم مال و یا انجام آن عمل را داشته باشند.

مشروع بودن جهت معامله: این شرط به معنای انگیزه فرد قبل از معامله است. چنانچه مشخص گردد که انگیزه فرد، نامشروع باشد و خلاف قوانین امنیتی، اخلاقی و نظامی است، قرارداد صحیح نیست. توجه کنید که غیرصحیح بودن به معنای بطلان قرارداد نیست.

تعریف عقد نافذ و عقد غیر نافذ

براساس تعریف مربوط به عقد صحیح می‌توان گفت که عقد صحیح شامل عقد نافذ و عقد غیر صحیح شامل عقد غیر نافذ و عقد باطل می‌گردد.

  • عقد نافذ عقدی صحیح است که شرایط صحت معامله به طور دقیق در آن رعایت شده و به طور قانونی منعقد شده است. بنابراین، اثر حقوقی دارد. یعنی باید تمامی تکالیف و تعهدات موجود در قرارداد اجرا شود و برای هر کدام از طرفین در این موضوع حق و تکلیف ایجاد می‌شود. به این امر، نفوذ در قرارداد نیز گفته می‌شود.
  • عقد غیر نافذ، عقدی غیر صحیح است که عدم شرایط صحت در آن به اندازه‌ای نیست که موجب بطلان آن شود. حتی این نقص به گونه‌ای است که امکان برطرف کردن دارد و پس از رفع آن، عقد صحیح خواهد بود.

عدم نفوذ در قرارداد مربوط به قسمتی از شرایط صحت معامله یعنی رضایت طرفین است. یعنی اگر فردی با اکراه معامله نماید و یا اگر شخصی مال کسی دیگر را بدون اذن او معامله کند (عقد فضولی)، این عقد غیر نافذ است، اما باطل نیست. در واقع، این مورد حالتی از بطلان عقد مفهوم عقد و قرارداد چیست است که موجب اثر نداشتن قرارداد می‌شود. اما هر زمان که فرد ناراضی رضایت دهد، قرارداد اثر حقوقی خود را پیدا خواهد کرد.

رد عقد غیر نافذ

همانطور که گفته شد، عقد نافذ موجب می‌شود که تمامی آثار حقوقی قرارداد قابل پیگیری و مطالبه باشد. اما عدم نفوذ شرایطی است که قرارداد را در حالت معلق نگه‌ می‌دارد. به این معنا که تا زمانی که تکلیف رضایت فرد ناراضی مشخص نشود، قرارداد قابلیت اجرا نخواهد داشت، اما باطل هم نیست. در این شرایط، دو نوع رفتار حقوقی قابلیت انجام دارد.

  • قبول عقد: در این شرایط، فرد ناراضی با رضایت خود موجب می‌شود که قرارداد غیر نافذ از روز بسته شدن عقد، صحیح تلقی شود.
  • رد عقد غیر نافذ: عمل رد موجب می‌شود که قرارداد از روز انعقاد دیگر اثر حقوقی نداشته باشد و به طور کامل از بین برود. تفاوت رد و عدم رضایت این است که پس از رد عقد غیر نافذ، دیگر نمی‌توان آن را تنفیذ نمود و به طور کلی از بین می‌رود.

مباحث مربوط به عقود و قرارداد جزو پیچیده‌ترین زمینه‌های حقوقی است که فهم و درک آن‌ها نیازمند تخصص و یا مشاوره حقوقی با فرد کارشناس در این حوزه است. گروه وکلای آپادانا توصیه می‌نماید که قبل از عقد هر گونه قرارداد حتما با فرد متخصص و یا وکیل خبره مشورت نمایید.

فرق عقد با قرارداد و معنی عقد لازم خارج

فرق عقد با قرارداد و معنی عقد لازم خارج

از آنجائی که مباحث اصلی قراردادها در حقوق ایران از فقه منبعث شده است، لذا قانونگذار ایران از بدو تدوین و وضع قانون در مورد معاملات، با مطالعه از قوانین عقدها در فقه، علی الخصوص در تدوین قانون مدنی ایران با واژه های عقد و قرارداد به حل معضلات معاملات فی مابین اقشار و آحاد مردم جامعه پرداخته است و اینکه چرا گاها کلمه عقد در قانون مدنی بکارگرفته شده و گاها قرارداد لازم به ذکر است که از منظر حقوق ایران مفهوم عقد و قرارداد یکی است منتهی در فقه معاملات به عقود معین وعقود نامعین تقسیم بندی شده است.

و از لحاظ دیگر عقود معین به عقود لازم و جایز تقسیم بندی شده است و عقد در قانون مدنی ایران در ماده 183 بصراحت تعریف شده است :

عقد عبارت است ازاین که یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهد بر امری نمایند و مورد قبول آن ها باشد .

قراردادها یا عقد ها به دو نوع تقسیم شده است: عقد های معین و عقدهای نامعین

عقود معین:

قراردادهایی هستند که در قانون مدنی اسم و نام دارند مانند :عقد بیع، عقد اجاره ،عقد صلح، عقد مضاربه، عقد بیع صرف ( خرید و فروش طلا و نقره)، عقد جعاله، عقد مضاربه، عقد مزارعه عقد، مساقات، عقد مزارعه، عقد ضمان، عقد رهن، عقد ودیعه، عقد عاریه، عقد وکالت، عقد قرض، عقد حواله، عقد کفالت، عقد هبه

عقود غیر‌معین :مفهوم عقد و قرارداد چیست

عقودی هستند که دارای نام، عنوان و قواعد خاصی براساس قانون نبوده و بر طبق ماده ۱۰ قانون مدنی، با شرایط مورد نظر طرفین عقد منعقد می‌گردد.

اما عقد معین به دو یا سه قسم می باشد که شامل 1-عقد لازم 2-عقد جایز 3- عقدی که نسبت به یک طرف عقدلازم و نسبت به طرف دیگر جایز است مانند عقد رهن که نسبت به راهن جایز و نسبت به مرتهن لازم است به عبارت بهتر در عقد رهن…….

بنابرین عقد لازم : مطابق قانون مدنی عقدی است که : طرفین عقد قادر نیستند هر وقت که بخواهند عقد را برهم زنند البته قانون مدنی اضافه کرده است مگر در شرایطی که قانون به آنها اختیار فسخ داده است که در قانون در مبحث عقود مخفف کلمه اختیار، خیار به کارگرفته می شود ( ماده 185قانون مدنی: عقد لازم آن است که هیچ یک از طرفین حق فسخ ان را نداسته باشد مگر در موارد معینه ) مانند عقد بیع یا عقد اجاره یا عقد مزارعه لازم بذکر منظور از موارد معینه اشاره به خیارات یازدگانه است مانند خیارمجلس، خیارغبن، خیارتبعض صفه، خیارحیوان، خیارعیب، خیارتخلف وتادیه ثمن،خیار شرط،، خیار، تدلیس، خیار تخلف شرط ..

و عقد جایز عقدی است که ماده 186 شفاف آن را تعریف نموده است:

(( عقد جایز آن است که هر یک از طرفین بتواند هر وقتی بخواهد فسخ کند )) و از اقسام عقد جایز می توان عقد وکالت یا عقد مضاربه و یا عقد جعاله را نام برد

اما در بسیاری از قراردادها بخصوص در قرارداد هایی که تحت عنوان مبایعه نامه توسط آژانس های املاک و یا وکالتنامه های رسمی که دفتر اسناد رسمی صادر می شود دریکی از بندهای آن این عبارت مشهود می شود : طرفین ضمن عقد خارج لازم …..

شایان توجه است این عبارت قبل از تصویب ماده 10 قانون مدنی ایران مصطلح و مورد استفاده در قراردادهای معین از نوع عقد لازم میسور بوده است.

و فلسفه این که در قراداد های خصوصی که همان قراردادهای نامعین هستند در صدر آن می نویسند این قرارداد مطابق ماده 10 قانون مدنی معتبر است، یعنی به این ماده 10 اشاره می شود این که :

تا قبل از تصویب این ماده طرفین عقد چنانچه قصد داشتند، قراردادی خارج از قرارداد های معین فی مابین خود منعقد نمایند ملزم بودند حتما این قراردادی که نامش در قانون یا شرع معین نبوده است حتما بصورت شرطی، در مفاد یک قرارداد معین البته قراداد معین از نوع لازم تصریح نمایند .

به عنوان مثال فردی رستورانی را در اختیار شخص دیگری قرارمی داد که از کارکرد منافع آن سهیم شود، وی بایستی این تعهد را در ضمن عقدی معین لازمی بصورت شرطی تصریح میکرد.

عقد معین بیع( خرید وفروش یک درشکه> که یک عقد لازم بود در مفاد عقد بیع، تعهد خریدار درشکه را به صورت شرطی بیان میکردند. مانند اینکه درضمن خریدار متعهد است هنگام انعقاد عقد از زمان بهربرداری از رستوران بیست درصد از سود خالص خود را به فروشنده به مدت یکسال پرداخت کند لذا این نوع تعهد ات، بعد ها در گذر زمان بخصوص در شرایط اجتماعی کنونی مشکلاتی بدنبال داشت و قانونگذارایران در هنگام تدوین قانون مدنی در سال مفهوم عقد و قرارداد چیست 1307 این مشکل را حل نمود و در ماده 10 این قانون تصریح کرد :

قراردادهای خصوصی نسبت به کسانی که آن را منعقد نموده اند درصورتی مخالف صریح قانون نباشد نافذ است .

البته در این نوشته یاد آوری می شود که در این برهه از منظر قانونی عقد یا قراردادهای معین به دو یا سه صورت هستند:

  • عقود لازم، عقدی که از هر دو طرف عقد پس از انعقاد آن قادر نیستند عقد را برهم زنند مگر در شرایط خاص مانند اینکه 11 اختیاری که در قانون تحت عنوان خیارات بیان شده است عقد برهم می خورد باشد و عقود لازم مانند عقد بیع(خرید و فروش)، عقد اجاره، عقد نکاح
  • عقد جایز، عقد جایز عقدی است که مطابق قانون اصولاً قابل فسخ باشد. ماده ۱۸۶قانون مدنی عقد جایز را چنین تعریف میکند:

عقد جایز آن است که هریک از طرفین بتواند هر وقتی بخواهند، آن را فسخ کنند البته در یک تقسیم‌بندی دقیق تر عقود جایز خود به دو گروه دیگر تقسیم می‌شوند: عقود جایز اذنی و عقود جایز غیر اذنی.

چون منبع عقود اذنی، اذن است مطابق ماده ۹۵۴ قانون مدنی، این عقود با فوت یا حجر هریک از طرفین عقد، منفسخ می‌شوند. عقد ودیعه، عقد عاریه، عقد وکالت، عقد شرکت، عقد مضاربه از جمله عقود جایز اذنی هستند.

نقل از : اعظم شفائی، وکیل پایه یک دادگستری تهران، کارشناس ارشد حقوق مالی اقتصادی و مدیر موسسه حقوقی و از مجرب ترین وکیل امور قراردادها با داشتن 18 سال تجربه | وکیل قراردادها | وکیل قراردادهای تجاری | وکیل شرکت های تجاری

انواع عقود

انواع عقود

عقود جمع عقد بوده و به معنی توافق قانونی قابل استناد می باشد. عقد در واقع عبارت است از اینکه یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر، طی قراردادی در امری که مورد قبول آنها باشد، تعهد نمایند. در این مطلب بصورت اختصاصی به موضوع انواع عقود خواهیم پرداخت.

انواع عقود رسمی در قانون ایران

  • لازم
  • جایز
  • خیاری
  • منجز
  • معلق
  • معوض
  • غیرمعوض(مجانی)
  • رضایی
  • تشریفاتی
  • عینی
  • معین
  • غیر معین
  • تملیکی
  • عهدی
  • الحاقی
  • با اراده و مذاکرات آزاد
  • مستمر
  • فوری
  • مغابنی
  • تسامحی
  • جمعی
  • فردی
  • مشروط
  • مطلق

تعریف خلاصه انواع عقود

عقد لازم : قراردادی است که در آن هیچ یک از طرفین عقد، حق فسخ قرارداد را ندارند. مثال: خرید و فروش(بیع)

عقد جایز : قراردادی است که در آن برعکس عقد لازم، هر یک از طرفین عقد می توانند هر زمان که مایل بودند قرارداد را فسخ کنند. مثال: قرارداد مفهوم عقد و قرارداد چیست وکالت

عقد خیاری : قراردادی است که در آن برای هر دو طرف عقد یا یکی از آنها و یا حتی برای شخص ثالث، اختیار فسخ قرارداد وجود دارد. مثال: فرض کنید شما به عنوان فروشنده خودرو، خودرویی را به شخصی بفروشید و طبق قرارداد، اختیار فسخ معامله تا مثلا 2 ماه دیگر را به خریدار بدهید. بنابراین خریدار می تواند تا پایان مدت مشخص شده در صورت تمایل، قرارداد را فسخ نماید.

عقد منجز : قراردادی است که اجرای آن منوط به هیچ قید و شرطی نیست. هم چنین اثر این عقد فوری است. بدین معنا که بعد از بستن قرارداد، قرارداد بسته شده مانند سندی است که مالکیت از یک شخص به شخص دیگر انتقال می یابد و اعتبار آن نیازمند هیچ شرط و شروط و یا گذشت زمان نیست. مثال: قرارداد خرید و فروش ملک

عقد معلق : قراردادی است که برخلاف عقد منجز، مشروط است. بدین معنا که عمل به تعهد ذکر شده در عقد، منوط به تحقق شرط ذکر شده در قرارداد است. مثال: فرض کنید شخصی به یک دختر می گوید که خانه ای را به نام تو می زنم به شرط اینکه با من ازدواج کنی.

عقد معوض : قراردادی است که در آن، هر یک از طرفین عقد؛ در ازای چیزی که می دهد، چیز دیگری می گیرد. آن چیز می تواند دارایی و مال و ثروت باشد یا می تواند تعهدی باشد که طرفین معامله مفهوم عقد و قرارداد چیست به هم می دهند. مثال: خرید و فروش

عقد مجانی : قراردادی است که در آن، انتقال مال و دارایی و یا عمل به تعهد مذکور در قرارداد از جانب یکی از طرفین عقد و به نفع طرف دیگر عقد است. در واقع یک شخص در مقابل مال یا تعهدی که به یک شخص دیگر می دهد هیچ چیز از او دریافت نمی کند. در این قرارداد طرفین به دنبال سود نیستند. مثال: هبه

عقد رضایی : قراردادی است که بدون هیچ اقدام و تشریفات خاصی صورت می گیرد. صرفا توافق و رضایت طرفین معامله بر اجرای عقد کافی است. مثال: تنها در قبال خرید اجناس از مغازه با پرداخت وجه جنس، معامله انجام می شود.

عقد تشریفاتی : قراردادی است که برخلاف عقد رضایی، علاوه بر توافق و رضایت طرفین معامله، بستن قراردادی رسمی و قانونی بین طرفین معامله الزامی است. در واقع این نوع عقد، نیازمند تشریفات خاصی است که رعایت آنها ضروری است. مثال: خرید و فروش اموال غیر منقول(اموالی که نتوان آن را از جایی به جای دیگر انتقال داد. برای مثال املاک)

عقد عینی : قراردادی است که صحت آن، مشروط به انجام موارد ذکر شده در قرارداد است. در واقع علاوه بر توافق طرفین قرارداد، باید به مورد قرارداد عمل شود تا عقد تحقق یابد. مثال: هبه، رهن

عقد معین : قراردادی است که انواع مختلفی دارد، که هر کدام از آنها عنوان مشخصی دارد و در قانون مدنی، قوانین معینی برای هر کدام از آنها، مقرر شده است.

انواع عقد معین

عقود معین یکی از اصلی ترین مباحث عقود است که در زیر به اسامی آنها اشاره می کنی:

  • بیع : قراردادی است که به موجب آن، شخصی، مالی(کالا) را در ازای مال دیگر(پول)، به شخص دیگری واگذار می کند.
  • اجاره : قراردادی است که به موجب آن، مستاجر در برابر مالی که به موجر می دهد؛ برای مدت معین، مالک منافع عین مستاجره می شود.
  • رهن : قراردادی است که به موجب آن، مدیون؛ مالی را برای وثیقه به داین می دهد.
  • مزارعه : قراردادی است که به موجب آن، یکی از طرفین عقد، در زمین طرف دیگر عقد، به زراعت می پردازد و محصول یا سود حاصله، طبق توافق منعقد شده در قرارداد، بین آنها تقسیم می شود.
  • مضاربه : قراردادی است که به موجب آن، یک شخص(عامل یا مضروب)، با سرمایه طرف دیگر قرارداد(مالک)، به تجارت پرداخته و سود حاصل از تجارت، طبق توافق منعقد شده در قرارداد، بین آنها تقسیم می شود.
  • جعاله : قراردادی است که به موجب آن، شخصی در برابر دریافت اجرت یا پاداش، ملزوم به انجام کاری مشخص و منعقد شده در قرارداد، می شود.
  • شرکت : قراردادی است که بین مالکان متعدد یک شی واحد، بسته می شود؛ به منظور اداره اموال به شیوه خاص و توسط اشخاص معین. هم چنین به منظور تقسیم سود و زیان، بین شریکان.
  • قرض : نوعی داد و ستد بین افراد، در هنگام نیاز مالی، است. تا بتوانند با قرض گرفتن از اشخاص دیگر، نیاز خود را تامین کنند و در فرصت تعیین شده، قرض خود را به صاحب پول، پس بدهند.
  • وکالت : قراردادی است که به موجب آن، یک شخص، شخص دیگری را برای انجام امور خود، نائب و وکیل می کند.
  • ضمان(ضمانت) : قراردادی است که به موجب آن، شخصی عهده دار مالی می شود که بر ذمه شخصی دیگر است. با شرط تعهد به پرداختن بدهی صاحب مال.
  • حواله : قراردادی است که به موجب آن، طلب یک شخص، از ذمه مدیون به ذمه شخص ثالث، منتقل می گردد.
  • صلح : قراردادی است که به موجب آن، طرفین عقد، به دعوا و مرافعه بین خود، پایان می بخشند.
  • بیمه : قراردادی است که به موجب آن، بیمه گر تعهد می دهد که تحت شرایط معینی، در صورت بروز حوادث، ضرر و زیان مالی وارده بر بیمه شده را جبران نماید.
  • هبه : قراردادی است که به موجب آن، یک نفر، مالی را به صورت رایگان، به شخص دیگری تملیک می کند.
  • ودیعه : قراردادی است که به موجب آن، یک نفر مال خود را، به شخص دیگری می سپارد تا آن را رایگان نگه دارد.

عقد غیر معین : قراردادی است که در قانون مدنی عنوان و قوانین خاصی برای آن موجود نیست. طبق ماده 10 قانون مدنی، قراردادهایی که برحسب شرایط و توافقات طرفین قرارداد، بسته می شود؛ مشمول عقد غیر معین است. مثال: قراردادی که یک شخص در موسسه آموزشی خود، برای تدریس منعقد می کند.

عقد تملیکی : قراردادی است که به موجب آن، مالکیت مالی از یک شخص به شخص دیگر منتقل می شود. مثال: عقد بیع، که مالکیت از فروشنده به خریدار منتقل می شود. هم چنین انتقال مالکیت منفعت از شخصی به شخص دیگر نیز، عقد تملیکی محسوب می شود.

عقد عهدی : قراردادی است که در آن، یک طرف متعهد به انجام یک کار، یا دادن چیزی به طرف دیگر قرارداد می شود. مثال: فرض کنید یک مهندس ساختمان به شخصی، تعهد دهد که خانه ای برای وی خواهد ساخت و تحویل خواهد داد. نکته: هرگاه در عقد عهدی، برای هر دو طرف قرارداد، تعهد ایجاد شود؛ به آن عقد تعاهدی گویند.

عقد الحاقی : قراردادی است که توسط عرضه کننده کالا یا خدمات، به مصرف کننده ارائه می شود. بدین صورت که در این نوع قرارداد، فروشنده تمام شروط و مفاد قرارداد را خودش انشا می کند و مسلما به نفع خود خواهد بود. در این بین، فرد مصرف کننده برای دستیابی به کالا یا خدمات مورد نظرش مجبور به قبول قرارداد است. در غیر اینصورت، مصرف کننده مجبور به چشم پوشی از داشتن کالا و خدمات مورد نظر خود خواهد بود. مثال: مفهوم عقد و قرارداد چیست برای خرید انشعاب آب از شرکت مربوطه، مجبور به امضای قرارداد از پیش منعقد شده توسط شرکت آب هستیم.

عقد با اراده آزاد : قراردادی است که برخلاف عقد الحاقی، طرفین می توانند آزادانه، مذاکره کرده و شرایط عقد را طبق رضایت هر دو طرف، تنظیم کنند.

عقد مستمر : قراردادی است که در آن، زمان مشخصی برای اجرای تعهدات، تعیین می شود و بایستی در طول مدت تعیین شده، موضوع معامله انجام شود. مثال: عقد نکاح

عقد فوری یا آنی : قراردادی است که در آن اثر عقد در لحظه ای که قرارداد بین طرفین بسته می شود، مشاهده می شود و تعهدات طرفین، پس از عقد به زمان وابسته نیست. مثال: عقد معاوضه، بیع، صلح

عقد مغابنی : قراردادی است که در آن، هدف و انگیزه طرفین قرارداد، دستیابی به سود بیشتر با بهره گیری از هوش خود و چانه زنی است. مثال: خرید و فروش اجناس یا املاک

  • مسئله مغبون شدن(زیانکار شدن)، در این نوع عقد بررسی می شود.
  • مسلما اصطلاح خیار غبن به گوشتان رسیده است. منظور از خیار غبن، اختیاری است که به افراد داده می شود تا در صورت مغبون شدن در معامله، بتوانند قرارداد را فسخ کنند.

عقد تسامحی : قراردادی است که برعکس عقد مغابنی، مبتنی بر گذشت است و سود و زیان در معامله، برای طرفین، مهم نیست. مثل: صلح

عقد جمعی : قراردادی است که در آن طرفین عقد، گروه ها و یا شرکا هستند. انعقاد این قرارداد، مستلزم رضایت تمامی اعضای گروه نیست و نظر اکثریت اعضا کافی است. مثال: تصویب لایحه قانونی در مجلس با موافقت اکثریت اعضای مجلس

عقد فردی : قراردادی است که برخلاف عقد جمعی، به صورت فرادی است. در واقع عقودی که هر شخص به صورت روزمره و فردی با خودش می بندد. مثال: فرض کنید فرد خلافکار با خودش عهد کند که دیگر سراغ خلاف نرود.

عقد مشروط : قراردادی است که در آن، شرط و شروطی از سوی طرفین عقد، در قرارداد منعقد می شود. مثال: فرض کنید در معامله خرید و فروش ملک، شرط می شود که اگر خریدار قادر به تسویه حساب مبلغ تمام و کمال ملک، تا تاریخ مورد توافق در قرارداد، نشود؛ معامله فسخ شده و خریدار بایستی مبلغی را به عنوان خسارت به فروشنده بپردازد.

عقد مطلق یا ساده : قراردادی است که هیچ شرطی در آن نباشد. مثال: انحلال عقد

انحلال یک عقد به سه شکل ممکن است اتفاق بیفتد:

  • فسخ؛ به حق برهم زدن عقد، فسخ می‌گویند که تنها با خواست یکی از طرفین عقد انجام می‌گیرد، یعنی برای فسخ عقد نیاز به توافق دو طرف قرارداد، نداریم
  • اقاله یا تفاسخ، افرادی که عقد را منعقد کرده‌اند با هم توافق می‌کنند و عقد را برهم می‌زنند. در اقاله حتما باید همان افرادی که عقد را انشا نموده‌اند عقد را بر هم زنند، بنابراین در صورت فوت یکی از طرفین معامله، امکان اقاله از جانب طرف دیگر با وراث متوفی از بین می‌رود.
  • انفساخ، انحلال عقد بدون اراده‌ی طرفین معامله و به حکم قانون است و صرفا در مواردی که قانون معین نموده است عقد منحل یا منفسخ می‌شود، همانند مواقعی که با فوت یا جنون یکی از طرفین به حکم قانون منفسخ می‌شوند.

جمع بندی و نتیجه گیری انواع عقود

باید بدانیم که تقسیم بندی انواع عقود، در کتاب قانون مدنی، به صورت زیر است:
ماده ۱۸۵: عقد لازم
ماده ۱۸۶: عقد جایز
ماده ۱۸۸: عقد خیاری
ماده ۱۸۹: عقد منجز و معلق
اما از دید متخصصین حقوق، عقود به انواعی که در بالا ذکر شد، تقسیم بندی می شوند. البته شباهت هایی نیز بین بعضی از آنها وجود دارد. برای آشنایی بیشتر با انواع عقود و در صورت نیاز به مشاوره در ارتباط با این موضوع، می توانید با شماره 09120708310 حاصل فرمائید.

تفاوت عقد بیع و معاوضه

تفاوت عقد بیع و معاوضه (1)

برای تشخیص تفاوت عقد بیع و معاوضه باید با مفاهیم این ۲ عقد آشنایی پیدا بکنیم. با توجه به ماده ۱۰ قانون مدنی افراد بنا بر اراده خود می توانند در قالب عقد توافق بکنند و به خواسته های خود از دید حقوقی برسند. در قانون به طور مختصر از عقد معاوضه صحبت شده است. مطابق ماده ۴۶۴ قانون مدنی عقد معاوضه یعنی شخصی کالایی را با یک کالایی دیگر مبادله بکند. در دوران قدیم به این صورت بوده است که اگر شخصی کالا با ارزشی داشت، به فردی که میتوانست نیاز او را بر طرف بکند، کالا را تقدیم میکرد. مشابه این موضوع امروزه وجود دارد و در ماده ۴۶۵ قانون مدنی به این موضوع پرداخته است. مثال مناسب برای معاوضه می توان گفت شخصی گوشی همراه خود را با گوشی همراه فرد دیگری عوض بکند نوعی معاوضه محسوب می شود. در عقد معاوضه طرفین حق فسخ ندارند مگر این که دلایل قانونی وجود داشته باشد. به جهت ان که عوضین بین طرفین رد و بدل می شود عقد معاوضه را یک عقد تملیکی می توان دانست. عقد معاوضه یک عقد لازم و معین می باشد و طبیعتاً عقد رایگان نیست چرا که عوضین بین دو طرف قرارداد رد و بدل می شود بنا به این دلیل بعضی ها ان را معاوضی هم می نامند.

نوع عقد معین دیگری که در قانون مدنی وجود دارد عقد بیع می باشد. در ماده ۳۳۸ قانون مدنی عقد بیع را تعریف کرده است. منظور عقد بیع این می باشد که مال معینی را تملیک می کنیم در مقابل یک عوض دیگر که این عوض می تواند پول یا مال یا خدمات باشد.

مورد های معامله بیع، مبیع و ثمن گفته می شود. عقد معاوضه هم به همین صورت دارای مورد معامله به نام عوض و معوض می باشد. ان کالایی که ابتدا مورد معامله قرار می گیرد معوض می گویند و کالایی که در مقابل معوض داده می شود عوض می نامند.

عقد بیع ارکانی دارد از جمله موارد ذیل می باشد:

1.ایجاب و قبول: فروشنده در ابتدا، معامله را انشاء میکند که به اصطلاح ایجاب صورت می گیرد و در مقابلش خریدار ایجاب را قبول می کند.

لازم به ذکر است در عقد معاوضه تهیه سند رسمی لازم است. ماده مفهوم عقد و قرارداد چیست 22 قانون ثبت اسناد و املاک بیان کرده است که در رابطه با اموال غیر منقول نقل و انتقال ان نیازمند ثبت رسمی می باشد ولی در عقود دیگر معمولا در رابطه با اموال منقول چنین شرطی ندارد مگر در برخی قوانین که ثبت رسمی قرارداد را الزامی دانسته است مثل عقد صلح. شایان ذکر است که طبق رویه قضایی قرارداد هایی که عادی هستند و به ثبت رسمی نرسیدند طرفین قرارداد را بی حق نمی داند و بعد از احراز اصالت قرارداد در مرجع قضایی اثار قانونی ان قرارداد بر متعاملین بار می شود.

با توضیح مختصری که داده شد درمورد این ۲ عقد می توان نتیجه گرفت تفاوت عقد بیع و معاوضه وجود دارد، همچنین بیع نسبت به عقد معاوضه توسعه یافته تر است چرا که در عقد بیع عوض علاوه بر کالا می تواند خدمت یا پول هم باشد در حالی که در عقد معاوضه این چنین نیست.

بررسی تفاوت عقد بیع و معاوضه

در صورتی که تفاوت عقد بیع و معاوضه را متوجه شویم اثار این ۲ مفهوم عقد و قرارداد چیست عقد مشخص می شود که در ذیل ان را بررسی میکنیم :

یکی مورد تفاوت عقد بیع و معاوضه در این می باشد که اگر بین طرفین عقد بیع رخ داده باشد در قانون برای این عقد خیاراتی در نظر گرفته است چرا که عقد بیع یک عقد لازم می باشد و قانون گذار برای فسخ این عقد خیاراتی از جمله خیار مجلس، خیار تاخیر ثمن و خیار حیوان در نظر گرفته است. این ۳ خیار صرفا مختص عقد بیع است نه عقود دیگر بنابراین اگر طرفین قصد عقد معاوضه را داشته باشند از چنین خیاراتی در قرارداد خود نمی توانند ذکر بکنند. در نتیجه این احکام خاص در عقد معاوضه جاری نیست.

بنابراین ملاک برای تشخیص تفاوت عقد بیع و معاوضه متوجه شدن قصد و اراده طرفین قرارداد است و از این طریق ماهیت قرارداد مشخص می شود. اگر طرفین عوضین را یکی مبیع و دیگری ثمن در قرارداد ذکر بکند در این مورد معلوم می شود که عقد بیع است.

تفاوت عقد بیع و معاوضه در رابطه با عوضین ان ها است به این صورت که در عقد بیع مبیع عین است ولی در عقد معاوضه عوض علاوه بر عین می تواند منفعت یا حق یک مال باشد.

مورد دیگر در رابطه با تفاوت عقد بیع و معاوضه این است که حق شفعه مختص عقد بیع می باشد. به این صورت که دو نفر به طور شراکتی مال غیر منقول را در قالب عقد بیع منعقد بکنند، برای شریک دیگر قطعا حق شفعه ایجاد می شود در حالی که اگر در قالب عقد معاوضه باشد حق شفعه ای برای شریک قایل نخواهیم بود.

با وجود این که مواردی ذکر شد در رابطه با تفاوت عقد بیع و معاوضه ولی احکامی هم وجود دارد که بین دو عقد مشترک می باشد که عبارت هستند از :

حق حبس: حق حبس به این صورت است تا زمانی که یک عوض به فرد داده نشود فرد دیگر هم حق دارد که عوض دیگری را تسلیم نکند.

قاعده ضمان معاوضی: این قاعده در هر دو عقد وجود دارد یعنی اگر قبل از این که یکی از عوضین به شخص تسلیم شود، تلف گردد عقد منفسخ می شود.

همین طور که در عقد بیع خیار غبن وجود دارد در عقد معاوضه هم به این جهت که عوضین بین طرفین رد و بدل میشود و در این عقد هدف به دست اوردن سود است خیار غبن در این عقد قابل تصور است. خیار غبن زمانی به کار برده می شود که یک طرف در زمان مبادله کالا ها ضرر کرده باشد.

مسئله ای مطرح شده است که امکان دارد قرارداد بیع در قالب معاوضه باشد یا نه ؟ از ان جایی که در عقد بیع تملیک و تملک وجود دارد و در عقد بیع مال در مقابل پول می باشد حال اگر در مقابل ان مال، به جای پول کالایی داده شود عقد معاوضه صورت می گیرد بنابراین می توان نتیجه گرفت در عقد معاوضه هم می تواند تملیک و تملک باشد.

در شرایطی که در قرارداد عنوان ذکر نشده بود و نمی دانستیم عقد بیع است یا معاوضه، با توجه به ماده 224 قانون مدنی اراده طرفین را باید در نظر گرفت و منظور ان ها را معلوم می شود و می توان عقد بیع و معاوضه را تشخیص داد و به تفاوت عقد بیع و معاوضه توجه کرد.

عقد جایز و لازم و تفاوت آن‌ها

عقد جایز و لازم و تفاوت آن‌ها (2)

به طور کلی عقود، طبق دسته‌بندی بر اساس دوام عقد ممکن است قابلیت فسخ یا عدم قابلیت فسخ را دارا باشند. این که هر عقدی امکان فسخ داشته باشد یا خیر مسئله‌ی حائز اهمیتی است؛ چرا که با توجه به این ویژگی، اشخاص می‌توانند درباره‌ی انعقاد عقد، تصمیم دقیق‌تری اتخاذ نموده و میزان پایبندی به عقود را در نظر داشته باشند.

حال می‌خواهیم بررسی کنیم که عقد جایز و عقد لازم چیست و چه ارتباطی با امکان فسخ یا عدم فسخ عقود دارد.

تعریف عقد:

قانون مدنی در ماده ۱۸۳ در تعریف عقد بیان می‌کند: عقد عبارت است از اين كه يك يا چند نفر در مقابل يك يا چند نفر ديگر تعهد بر امري نمايند و مورد قبول آن ها باشد.

قانون‌گذار در برخی موارد از واژه‌ی عقد و در برخی موارد از قرارداد استفاده کرده است. به نظر می‌رسد هدف قانون‌گذار از استعمال این دو واژه، به یک معنا بوده است؛ اما باید در نظر داشت که قانون جمهوری اسلامی ایران از فقه نشأت گرفته و در فقه اسلامی تعریف عقد و قرارداد متفاوت است به این صورت که قرارداد اعم از عقد می‌باشد.

تعریف قرارداد در قانون مدنی در ماده ۱۰ آمده است: قراردادهای خصوصی نسبت به کسانی که آن را منعقد نموده‌اند در صورتی که مخالف صریح قانون نباشد نافذ است.

عقد جایز و لازم (تقسیم‌بندی بر اساس دوام عقد)

عقود در فقه اسلامی و هم‌چنین در حقوق ایران دارای چندین دسته‌بندی می‌باشد.

ماده ۱۸۴ قانون مدنی تقسیم‌بندی عقود را به این شکل بیان می‌دارد: عقود و معاملات به اقسام ذيل منقسم مي‌شوند : لازم، جايز، خياري، منجز و معلق.

آن چه در این جا مورد بحث ما است، تقسیم عقود به جایز و لازم می‌باشد و بررسی این که تفاوت این دو عقد در چیست.

تعریف عقد لازم در قانون مدنی در ماده ۱۸۵ آمده است: عقد لازم آن است كه هيچ يك از طرفين معامله حق فسخ آن را نداشته باشد مگر در موارد معينه .

تعریف عقد جایز مطابق ماده ۱۸۶ قانون مدنی: عقد جايز آن است كه هر يك از طرفين بتواند هر وقتي بخواهد آن را فسخ كند.

با توجه به تعاریف ارائه شده باید گفت عقودی که امکان فسخ در آن‌ها وجود دارد با مفهوم عقد و قرارداد چیست عنوان عقود جایز و در مقابل عقودی که قابلیت فسخ ندارند، عقود لازم هستند البته عقود لازم نیز گاهی با شرایطی (مثل خیارات در بیع) قابلیت فسخ پیدا می‌کنند اما به‌طور کلی امکان فسخ یا عدم آن با توجه به لازم یا جایز بودن آن عقد، تعیین می‌شود.

در واقع عقد لازم عقدی است که طرفین معامله حق بر هم زدن و فسخ قرارداد را نداشته و صرفا در شرایط خاصی که قانون آن را پیش ‌بینی کرده یا طرفین، ضمن عقد، شرط فسخ گذاشته‌اند، امکان انفساخ عقد وجود دارد‌ و فسخ عقد بدون رضایت طرفین ممکن نیست. از عقود لازم می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: عقد نکاح، بیع، اجاره، مزارعه، مساقات، صلح و …

عقد جایز عقدی است که طرفین قرارداد جهت فسخ عقد، نیازی به دلیل خاصی نداشته و می‌توانند هر زمان که بخواهند حتی بدون اطلاع به طرف مورد قرارداد و بدون هیچ علت قانونی، عقد را برهم بزنند. بر خلاف عقد لازم در این عقد، نیازی به رضایت و موافقت طرفین نبوده و صرف اراده‌ی انحلال و انفساخ، عقد فسخ می‌شود و حتی احتیاجی به اعلام به طرف مورد قرارداد نمی‌باشد. از عقود جایز این موارد هستند: عقد وکالت، ودیعه، عاریه، مضاربه،‌ شرکت و …

از دیگر تفاوت‌های عقد جایز و عقد لازم آن است که در عقد جایز اگر بر یکی از طرفین قرارداد موت، جنون یا هر حالتی که مانع رشد و کمال مفهوم عقد و قرارداد چیست است(در صورت شرط اعتبار کمال در آن عقد)، عارض شود، عقد منفسخ می‌گردد اما عقد لازم در این شرایط پا برجا مانده و مثلا پس از موت یکی از طرفین قرارداد، موجبات عقد به وراث او منتقل می‌گردد. در این باره می‌توان به ماده ۹۵۴ قانون مدنی اشاره کرد: کلیه عقود جائزه به موت احد طرفین منفسخ می‌شود و همچنین به سفه در مواردی که رشد معتبر است.

از منظر فقه امامیه باید بیان کرد که از نظر شهید اول و شهید ثانی در عقود لازم، ایجاب باید با الفاظ خاص و قبول نیز بایستی با لفظ صورت پذیرد درحالی که در عقود جایز، صرف این که قبول به صورت عملی باشد نیز کفایت می‌کند و نیازی به قبول لفظی نیست، در واقع قبول فعلی، کشف از رضایت می‌کند و قبول لفظی، شرط نیست.

این نکته را نیز باید در نظر داشت که ممکن است عقد، مختلط بوده یعنی عقدی نسبت به هر یک از طرفین قرارداد، مسئله‌ی لزوم و جوازش متفاوت باشد برای مثال عقد رهن نسبت به مرتهن (گرو گیرنده)، جایز و نسبت به راهن (گروگذار)، لازم است. در این عقود مختلط، جنون یا موت یکی از طرفین، موجب فسخ و انحلال عقد نخواهد شد.

حال با توجه به شرایط ذکر شده اگر اشخاص بخواهند عقد جایز را به گونه‌ای منعقد کنند که به راحتی و بدون دلیل قانونی قابل فسخ نباشد، باید این عقد جایز را به عنوان شرط ضمن عقد لازمی منعقد کنند؛ در این‌ صورت اثر عقد لازم بر جایز مترتب می‌شود و تنها در شرایطی این عقد جایز منفسخ می‌شود که عقد لازم بنا به دلایلی از علل فسخ یا مثلاً اقاله بر هم بخورد.

به عنوان تذکر و یادآوری پایانی می‌توان گفت که به طور کلی عقود، لازم هستند مگر آن که جایز بودن آن ها احراز شود و در واقع باید دلیلی برای جایز بودن آن ها پیدا کنیم اما اگر دلیلی بر جایز بودن عقود یافت نشود عقد را لازم در نظر می‌گیریم؛ مستنداتی نیز بر این نظر وجود دارد که به شرح ذیل می‌باشد:

اصالة اللزوم: اصل بر آن است که هر عقدی لازم است مگر دلیل خاصی داشته باشیم که آن را از لزوم خارج کند. در این راستا ماده ۲۱۹ قانون مدنی بیان می‌دارد: عقودی که بر طبق قانون واقع شده باشد بین متعاملین و قائم مقام آنها لازم‌ الاتباع است مگر اینکه به رضای طرفین اقاله یا به علت ‌قانونی فسخ شود.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا