بهترین استراتژی معاملاتی

استراتژی معاملاتی با مووینگ اوریج

نمونه‌ی تحلیل بر اساس تقاطع طلایی با دیدگاه کلان

استراتژی های سودآور اندیکاتور بولینگر بند در بازار فارکس

این روزها برای معاملات فارکس، شاخص های متنوعی در دسترس معامله گران قرار دارد و به نظر می رسد که هر چند ماه یک بار شاخص جدیدی پا به عرصه می گذارد. اما خیلی وقت ها، این شاخص های جدید، ورژن های تازه ی نسخه های کلاسیک هستند. این مقاله در مورد یکی از قوی ترین شاخص های معاملات است که آزمون زمان را با موفقیت پشت سر گذاشته است. این شاخص، اندیکاتور بولینگر بند نام دارد. در این مقاله به عناصر اصلی این شاخص می پردازیم و چند استراتژی بولینگر بند را نیز به شما یاد می دهیم.

تحلیل اندیکاتور بولینگر بند در فارکس
بهترین تعریف اندیکاتور بولینگر بند این است که یک شاخص نموداری نوسانات است. این شاخص متشکل است از بندها یا نوارهای فوقانی و تحتانی که نسبت به تغییرات نوسانی واکنش نشان می دهند. این نوارها دور پرایس اکشن را از بالا و پایین گرفته اند. وقتی نوسانات یک جفت ارز فرضی بالاست، فاصله ی دو نوار زیاد می شود. وقتی نوسانات یک جفت ارز پایین باشد، فاصله ی این دو نوار نیز کم می شود و هر دو شروع به فشرده تر شدن می کنند. این شاخص شامل مووینگ اوریج بیست دوره ای ساده است که می تواند برای تنظیم نقاط ورود و خروج استفاده شود.

محاسبه ی بولینگر بند
اندیکاتور بولینگر بند از سه جزء اصلی ساخته شده است: نوار بالایی، نوار پایینی و نوار میانی.

  • نوار میانی همان مووینگ اوریج بیست دوره ای ساده است که با جمع بستن قیمت های بسته شدن بیست دوره ی آخر و تقسیم آن ها بر بیست، محاسبه می شود.
  • نوار بالایی با مووینگ اوریج بیست دوره ای ساده ی پرایس اکشن و انحرافات استاندارد آن محاسبه می شود.
  • نوار پایینی هم به همین شکل محاسبه می شود. پیش فرض استاندارد مورد استفاده برای انحرافات استاندارد 2 است. بنابراین تنظیمات اندیکاتور بولینگر بند معمولاً به صورت (Bollinger (20, 2 بیان می شود.

چگونه از اندیکاتور بولینگر بند استفاده کنیم؟
اگر چه بولینگر بند در درجه ی اول یک شاخص نوسانات است اما برای کشف مناطق پشتیبانی و مقاومت هم بسیار کاربردی است. این اندیکاتور از سه خط تشکیل شده است که هر یک از آن ها می تواند به عنوان پشتیبانی/مقاومت عمل کند. با این حال، نوارهای فوقانی و تحتانی برای این منظور مناسب تر از خط های میانی هستند. چند سیگنال وجود دارد که می تواند با استفاده از بولینگر بند تولید شود. این سیگنال ها به پرایس اکشن های مختلف نمودار، پاسخ می دهند. بیایید در ادامه ی درس به سراغ این سیگنال ها و پتانسیل هر یک از آن ها برویم.

فشردگی بولینگر بند
وقتی باندهای بولینگر به یکدیگر نزدیک می شوند، این اندیکاتور به ما می گوید که نوسانات جفت ارز فارکس نسبتاً کم است. به این ترتیب، حجم معاملات نیز معمولاً کم است و گفته می شود که جفت ارز به جای اینکه روند را طی کند، در حال همگرا شدن است. به این حالت، فشردگی بولینگر بند می گوییم زیرا باندها یا خط های بولینگر در حال فشرده شدن به یکدیگر هستند. در بیشتر موارد، ما باید از معاملاتی که در محدوده های فشردگی هستند دوری کنیم زیرا آن ها فرصت های سودآور چندانی را نسبت به معاملات روند در اختیار ما قرار نمی دهند. تصویر زیر یک فشردگی بولینگر بند کلاسیک را نشان می دهد.

فشردگی بولینگر بند کلاسیک

یکی از مفاهیم مهم معاملات فارکس این است که قیمت ها به طور معمول از دوره هایی با نوسانات پایین به دوره هایی با نوسانات بالا منتقل می شوند و دوباره برمی گردند. همان طور که می بینید، بعد از فشردگی، قیمت ها به سمت پایین شکسته شده اند و وارد یک روند نزولی پایدار شده اند. برک اوت فشردگی بولینگر بند، وقتی قیمت از یکی از خط ها فراتر می رود، فرصت خوبی برای ورود به بازار فراهم می کند. این امر می تواند به نفع پایان فشردگی پشتیبانی کند و احتمال ورود قیمت به روند جدید را افزایش دهد.

وقتی قیمت خط پایینی را لمس کند
این یک سیگنال استاندارد بولینگر بند است که نشان گر این واقعیت است که نوسانات قیمت پایین است. در نتیجه، یک جهش صعودی می تواند اتفاق بیفتد و یک فرصت معاملاتی بلندمدت را ایجاد کند. به این موقعیت به چشم یک سطح پشتیبانی مخفی بر اساس نوسانات شدید نگاه کنید. با این حال، اگر به جای آن، قیمت شروع به کاهش سریع از خط پایینی کند و فاصله ی بین دو خط به بیشتر شدن ادامه دهد، پس ما باید مراقب ورود به معاملات بلندمدت باشیم. وقتی خطوط در حال گسترده شدن هستند و ما شاهد پایین آمدن شدید قیمت در زیر خط پایینی هستیم، سرنخی است تا بدانیم روند نزولی همچنان پابرجاست.

وقتی قیمت خط بالایی را لمس کند
همان سناریویی که در بالا اشاره شد در جریان است اما در جهت مخالف. ما به باند بالایی به چشم سطح مقاومت مخفی نگاه می کنیم. با این حال، اگر خطوط در حال گسترش باشند و قیمت شروع به بسته شدن در بالای خط بالایی کند، پس انتظار گسترش صعودی بیشتری را داریم.

برک اوت مووینگ اوریج بولینگر بند
برک اوت مووینگ اوریج بولینگر بند یک سیگنال تأیید است که پس از تعامل قیمت و خطوط بولینگر پیدا می شود. اگر قیمت خط بالایی را رد کند و سپس در جهت نزولی، مووینگ اوریج را بشکند، ما یک سیگنال قوی اما کوتاه دریافت می کنیم. اگر قیمت خط پایینی را رد کند و مووینگ اوریج را بشکند، یک سیگنال قوی طولانی مدت دریافت می کنیم. به این ترتیب، برک اوت مووینگ اوریج می تواند برای تعیین نقاط خروج استفاده شود.

نمودار بولینگر بند

نمودار بولینگر بند بالا، سیگنال های مختلفی که در مورد آن ها صحبت کردیم را به طور خلاصه نشان می دهد. دایره های آبی، نشان دهنده ی برک اوت های اصلی مووینگ اوریج هستند. فلش سیاه، نشاندهنده ی فشردگی بولینگر بند است. فلش قرمز نمایشگر روند قیمت در حالی که بولینگر بند تحتانی را می شکند است و فلش سبز، روند صعودی بولینگر بند را نشان می دهد.

معامله با استفاده از بولینگر بند
حالا که با ساختار و سیگنال های بولینگر بند آشنا شدید، می توانید چند استراتژی متناسب با این اندیکاتور یاد بگیرید و از این طریق، سود زیادی در بازارهای مالی کسب کنید.

انواع استراتژی در بازار فارکس | بهترین روش‌های معاملاتی در این بازار

همانطور که اطلاع دارید بازار فارکس یکی از بهترین و محبوب‌ترین مارکت‌ها جهت کسب درآمد دلاری در دنیا می‌باشد. برای اینکه بتوانید در این بازار فعالیت کنید، علاوه بر اینکه نیازمند کسب مهارت و آموزش هستید، داشتن استراتژی معاملاتی نیز یکی از الزامات فعالیت در فارکس می‌باشد. تمامی معامله گران موفق در دنیا برای معاملات خود قوانینی وضع کردند و بر اساس همان قوانین معاملات خود را انجام می‌دهند. شما هم اگر قصد دارید که یک معامله‌گر حرفه‌ای شوید لازم است که برای خود یک سری قوانین وضع کنید. به این قوانین، استراتژی معاملاتی می‌گویند. استراتژی معاملاتی هر شخص با دیگری متفاوت است. در واقع استراتژی معاملاتی هر شخص به نوع و شرایط آن بستگی دارد. هر معامله‌گر دارای روحیات خاصی می‌باشد و به خاطر همین لازم است که با استراتژی شخصی خود معاملات را انجام دهد.

در ادامه به طور خلاصه به برخی از پرطرفدارترین استراتژی‌ها در بین معامله‌گران اشاره خواهیم کرد. شما می‌توانید با شخصی‌سازی هرکدام، از آنها برای معاملات خود استفاده کنیم.

چگونه استراتژی شخصی خود را در فارکس بسازیم؟

همانطور که قبلاً اشاره کردیم برای موفقیت در فارکس لازم است که استراتژی شخصی داشته باشید. اولین قدم برای ساخت یک استراتژی مناسب و کارآمد، آموزش دیدن از منابع معتبر می‌باشد. لازم است که ابتدا با کلیه مباحث فارکس آشنا شوید. آشنایی با اصطلاحات، ‌اندیکاتور‌ها، انواع تحلیل و غیره همگی باعث می‌شوند که شما دید بهتری از استراتژی شخصی خود به دست‌آورید. شما می‌توانید از این بخش آموزش صفر تا صد فارکس را به صورت رایگان مشاهده کنید

پس از اینکه تمامی مباحث فارکس را آموزش دیدید، لازم است که مدتی به صورت آزمایشی در فارکس فعالیت کنید. شما می‌توانید با افتتاح یک حساب دمو شروع به معامله کردن در بازار فارکس کنید. این کار باعث می‌شود که نقاط قوت و ضعف خود را به خوبی شناسایی کنید. لازم است که تمامی اتفاقات و معاملات خود را یادداشت کرده و به اصطلاح ژورنال تهیه کنید. این کار باعث می‌شود استراتژی معاملاتی با مووینگ اوریج که در آینده از اشتباهات خود درس گرفته و از تجربیات خود به نفع معاملات بهره ببرید. نکته‌ای که در به کارگیری استراتژی معاملاتی باید به آن توجه کنید، این است که همیشه باید به استراتژی خود وفادار باشید. هیچگاه نباید قوانینی که خود وضع کرده‌اید را زیر پا بگذارید. با پایبندی به استراتژی معاملاتی خود در بلند مدت به راحتی می‌توانید کسب سود کنید.

6 استراتژی پرطرفدار فارکس در بین معامله گران

6 استراتژی پرطرفدار فارکس در بین معامله گران

در این بخش به معرفی 6 استراتژی پرطرفدار بین معامله گران می‌پردازیم که آشنایی با آنها خالی از لطف نیست. شما می‌توانید تمامی استراتژی‌های زیر را از بخش دانلود اندیکاتور وبسایت ایران بروکر، دانلود کنید.

استراتژی فارکس تیغ چرخان

این استراتژی بر اساس کراس خطوط میانگین متحرک EMA می‌باشد. این استراتژی برای تمام تایم فریم‌ها مناسب است و در تمامی جفت ارزها نیز جواب می‌دهد. از طریق این استراتژی به راحتی می‌توانید روند کلی را تشخیص داده و با آن همراه شوید. زمانی که دو مووینگ اوریج همدیگر را کراس می‌کنند، می‌توانید بعد از اصلاح قیمت در جهت آن وارد معامله شوید. عدد میانگین متحرک با توجه به استراتژی شخصی شما و تایم فریمی که از آن استفاده می‌کنید، متفاوت است. یکی از مووینگ اوریج‌ها با پریود کمتر و دیگری با پریود بیشتر می‌باشد.

استراتژی فارکس پیوت روزانه فیبوناچی

این استراتژی نیز یکی دیگر از استراتژی‌های پرطرفدار در بین معامله‌گران می‌باشد. در آن از فیبوناچی و خطوط پیوت استفاده می‌شود. شما می‌توانید از سطوح پیوت روزانه، هفتگی، ماهانه و غیره استفاده کنید

استراتژی فارکس جهش از باند‌های بولینگر

اندیکاتور بولینگر باند یکی از‌اندیکاتور‌های پرطرفدار در بین معامله گران است. باند‌های بولینگر برای روند‌های خنثی بسیار کارآمد هستند. شما با استفاده از باند‌های بولینگر و ترکیب آن با ‌اندیکاتور‌های دیگر می‌توانید سیگنال‌های مناسبی برای ورود و خروج از معاملات خود به دست‌آورید.

استراتژی فارکس دوبل Stochastic

استوکاستیک یکی از‌اندیکاتور‌های پرکاربرد در فارکس است. از این‌اندیکاتور برای پیدا کردن نواحی انباشت فروشندگان و خریداران استفاده می‌شود. در این استراتژی از دو‌اندیکاتور استوکاستیک که یکی با پریود کمتر و یکی بیشتر می‌باشد، استفاده می‌کنیم. از ترکیب این دو استوکاستیک برای پیدا کردن نقاط پایان اصلاح قیمت می‌توان بهره برد.

استراتژی فارکس هم پوشانی فیبوناچی

همانطور که می‌دانید، ابزار فیبوناچی یکی از دقیق‌ترین و پرکاربرد‌ترین ابزار‌ها در تحلیل تکنیکال می‌باشد. بسیاری از معامله‌گران فارکس از همپوشانی خطوط فیبوناچی در معاملات خود استفاده می‌کنند. می‌توان با کمک دیگر‌اندیکاتور‌ها از این استراتژی به نفع خود استفاده کنیم.

استراتژی فارکس چکشی لندن

بازار لندن یکی از سشن‌های معاملاتی می‌باشد که حجم نقدینگی در آن بسیار بالا می‌رود. بسیاری از معامله‌گران بازار لندن را برای فعالیت در فارکس انتخاب می‌کنند از این رو می‌توان از این استراتژی به نفع خود استفاده کنیم. زمانی که بازار لندن باز می‌شود بازار نوسانات زیادی پیدا خواهد کرد و ما از این نوسانات به نفع خود بهره می‌بریم.

در بالا به تعدادی از استراتژی‌های معاملاتی پرطرفدار در بین تریدرها اشاره کردیم. اگر قصد دارید با هر کدام از این استراتژی‌ها به صورت کامل آشنا شوید، وبسایت ایران بروکر می‌تواند گزینه مناسبی برای شما باشد. در این سایت خبری و آموزشی، تمامی مباحث بازار فارکس به صورت تخصصی ارائه شده است.

آموزش معامله‌گری با استفاده از شناسایی تقاطع طلایی (Golden Cross)

آموزش معامله‌گری با استفاده از شناسایی تقاطع طلایی (Golden Cross)

تقاطع طلایی (The Golden Cross)، یک سیگنال معاملاتی برجسته بر اساس میانگین‌های متحرک است که هر دو گروه تحلیلگران تکنیکال و بنیادی با آن آشنا هستند. زمانی که تقاطع طلایی رخ می‌دهد، معامله‌گران انتظار افزایش شدید قیمت را دارند. همتای معکوس این سیگنال، تقاطع مرگ (Death Cross) است. زمانی که تقاطع مرگ رخ می‌دهد، معامله‌گران انتظار سقوط شدید قیمت را دارد. اگرچه این نام‌ها ممکن است نمایشی به نظر برسند، اما ارزش معاملاتی قابل‌ توجهی برای معامله‌گران از خود ارائه می‌دهند. در این آموزش، نحوه‌ی استفاده از استراتژی تقاطع طلایی برای معاملات با پرایس اکشن را به شما آموزش خواهیم داد. تمرکز این آموزش برای سادگی بر روی تقاطع طلایی است، اما اصول مورد بحث در مورد تقاطع مرگ نیز اعمال می‌شود.

تقاطع طلایی (The Golden Cross) چیست؟

اگر اولین بار است که در مورد تقاطع طلایی می‌شنوید، نگران نباشید چراکه درک این مبحث بسیار آسان است. بازیگران اصلی در تقاطع طلایی دو مورد زیر:

  • یک میانگین متحرک یا همان مووینگ اوریج (Moving Average) میان مدت.
  • یک میانگین متحرک بلند مدت.

دوره‌هایی که عموما برای این میانگین‌های متحرک استفاده می‌شود، به ترتیب برای میان مدت و بلند مدت، ۵۰ و ۲۰۰ است.

به طور خلاصه، تقاطع طلایی زمانی رخ می‌دهد که دو خط میانگین متحرک میان مدت و بلند مدت در نمودار برخورد و یکدیگر را قطع کنند.

به عنوان مثال زمانی که میانگین متحرک ۵۰ دوره از میانگین متحرک ۲۰۰ دوره عبور می‌کند یا اصطلاحاً آن را به سمت بالا قطع می‌کند. دوره میانگین‌های متحرک می‌تواند روزانه، هفتگی و … باشد.

استراتژی معاملاتی بر اساس تقاطع طلایی در میانگین‌های متحرک

تقاطع طلایی میانگین متحرک ۵۰ دوره و ۲۰۰ دوره

تقاطع طلایی در نمودار بالا همان‌طور که مشاهده‌ می‌شود، به عنوان یک سیگنال و هشدار خرید عمل کرده است. اما در ادامه‌ی این آموزش خواهیم دید که چرا یک معامله‌گر پرایس اکشن، باید کمتر بر استفاده از تقاطع طلایی به عنوان سیگنال خرید تمرکز کند.

آیا تنظیمات میانگین‌های متحرک ثابت هستند؟

پارامترها‌ی میانگین‌های متحرک الزاماً ثابت نیستند، بنابراین معامله‌گر می تواند آنها را تغییر دهد. با این حال، برای هدف معاملاتی در این مقاله، دو اصل باید اعمال شود:

  1. هر دو میانگین متحرک باید از اثرات کوتاه مدت قیمت مصون باشند. یعنی از استفاده از میانگین‌های متحرک کوتاه مدتی که به تغییرات قیمت به سرعت واکنش نشان می‌دهند، خودداری شود.
  2. باید بین دوره‌های میانگین‌های متحرک تفاوت اساسی وجود داشته باشد. به عنوان مثال ۵۰ دوره در مقابل ۲۰۰ دوره مناسب است، اما ۱۸۰ دوره در مقابل ۲۰۰ دوره جوابگو نخواهد بود.

برای یک رویکرد معتبر تقاطع طلایی نیز توجه این دو اصل ضروری است:

  1. اساسا تقاطع طلایی، حرکات بلند مدت قیمت است.
  2. تعامل بین دو میانگین متحرک، تحلیل معناداری را ارائه می دهد.

میانگین متحرک ساده یا نمایی؟

در مشاهده‌ی تقاطع طلایی، برخی از معامله گران از میانگین‌های متحرک ساده (SMA) و گروهی دیگر از میانگین‌های متحرک نمایی (EMA) استفاده می‌کنند. علت استفاده‌ی این گروه از میانگین‌های متحرک نمایی (EMA)، پاسخگویی بالای آن به حرکات قیمت و واکنش مناسب به نوسانات قیمتی است.

استراتژی معاملاتی بر اساس تقاطع طلایی در میانگین‌های متحرک

مقایسه‌ی میانگین متحرک نمایی و ساده

با این حال، هدف در اینجا، تمرکز بر سیگنال‌های پایدار برای تجزیه و تحلیل کلان است. از این رو، پاسخگویی میانگین‌های متحرک ملاک اصلی نیست. در حقیقت اگر میانگین متحرک نسبت به حرکات کوتاه مدت قیمت سریعتر واکنش نشان دهد، تحلیل بلند مدت را سخت‌تر خواهد کرد. از این رو در این آموزش از میانگین متحرک ساده (SMA) استفاده خواهیم کرد.

از تقاطع طلایی به عنوان چارچوبی برای تجزیه و تحلیل کلان استفاده می‌کنیم و به دنبال معامله کردن با سیگنال‌های آن نیستیم. از این رو واکنش نسبت به حرکات اخیر قیمت، مزیت محسوب نخواهد شد. با این وجود در عمل، تا زمانی که معامله‌گر تحلیل را بر پایه‌ی پرایس اکشن و حرکات قیمت بگذارد و تنها به سیگنال‌های تقاطع طلایی تکیه نکند، استفاده از میانگین متحرک نمایی نیز قابل قبول است.

در نهایت مهم این است که معامله‌گر به تفسیر یک نوع میانگین متحرک عادت کند و در تفسیر مداوم آن ثبات داشته باشد.

دستورالعمل‌های پرایس اکشن در چارچوب تقاطع طلایی

برای یک معامله‌گر پرایس اکشن کار، استفاده از میانگین‌های متحرک یک مشکل شایع است، چرا که او را از حرکات قیمت منحرف می‌کنند. برای رفع این مشکل، در ابتدا چند قانون اساسی تعیین می‌کنیم.

اول، استفاده از میانگین های متحرک را به عنوان حمایت و مقاومت فراموش کنید. اگر تمرکز خود را در یافتن جهش‌های قیمت از میانگین‌های متحرک معطوف کنید، در نهایت با همان میانگین‌های متحرک هم معامله خواهید کرد. این یک مشکل است زیرا آنچه که در اینجا نیاز داریم، معامله با پرایس اکشن، حرکات و واکنش‌های قیمت است.

دوم، روی سیگنال‌های تقاطع‌ها (کراس‌ها) تمرکز نکنید. این واقعیت که یک تقاطع طلایی در قیمت رخ بدهد، برای تجزیه و تحلیل ما مناسب است، اما نباید به عنوان یک سیگنال ورود به آن نگاه کرد. محل دقیق رخ دادن تقاطع طلایی رابطه‌ی مستقیمی با حرکات فعلی قیمت ندارد. بنابراین با استفاده از الگوهای پرایس اکشن در قیمت می‌توان ورودی‌های کم خطر را پیدا کرد.

و سوم، هنگامی که در مورد جهت بازار شک دارید، به تحلیل پرایس اکشن اعتماد کنید. به مثال‌هایی در این باره، در ادامه‌ی مبحث توجه کنید.

تشخیص فازهای مختلف بازار با استفاده از تقاطع طلایی

توانایی تشخیص مراحل و فازهای مختلف بازار برای معامله گران پرایس اکشن بسیار مهم است. برای استفاده از استراتژی تقاطع طلایی در تجزیه و تحلیل کلان، به نمودارهای زیر توجه کنید.

فاز روند

تقاطع طلایی به عنوان یک سیگنال برای رشد و پیشرفت دیدگاه صعودی محسوب می‌شود. در مثال زیر دو سقف متوالی مشخص شده قبل از تبدیل شدن به سطوح حمایتی، به عنوان مقاومت نقطه‌ای شکسته شدند. ساختار و روند بازار نیز از فرض صعودی بودن آن، همان‌طور که تقاطع طلایی نیز به آن اشاره دارد، پشتیبانی می کند. اگر تمرکز معامله‌گر بر روی جهش قیمت از میانگین متحرک ساده‌ی ۲۰۰ روزه (SMA ۲۰۰ – خط زرد در تصویر) بود، معامله‌گر احتمالاً از چرخش قیمت غافل می‌شد.

استراتژی معاملاتی بر اساس تقاطع طلایی در میانگین‌های متحرک

فاز روند در قیمت بر اساس تقاطع طلایی

شکاف فزاینده‌ی بین دو میانگین متحرک نیز مومنتوم (اندازه‌ی حرکت) روز افزون بازار را برجسته‌تر می‌کند.

فاز سرگردانی

فاز سرگردانی با چند مشخصه تعیین می‌شود. در این فاز تقاطع‌هایی متوالی (هم استراتژی معاملاتی با مووینگ اوریج تقاطع طلایی و هم تقاطع مرگ) در سطوحی تقریباً هم قیمت اتفاق می‌افتند. عدم موفقیت در ادامه‌ی حرکت قیمت، پس از پرتاب اولیه‌ی آن به دور از میانگین متحرک ساده‌ی ۲۰۰ روزه (SMA ۲۰۰ – خط زرد در تصویر) نیز مشخصه‌ی دیگری است که در مثال زیر مشخص شده است.

استراتژی معاملاتی بر اساس تقاطع طلایی در میانگین‌های متحرک

فاز سرگردانی در قیمت بر اساس تقاطع میانگین‌های متحرک

در فاز سرگردانی، قیمت گاهی بین دو میانگین متحرک انباشته می‌شود و با کمی دقت می‌بینیم که سیگنالهایی که تقاطع طلایی و تقاطع مرگ در این فاز از خود صادر می‌کنند، معکوس انتظاری است که از آنها داریم. این مساله توانایی تشخیص مراحل و فازهای مختلف بازار را دو چندان می‌کند.

نمونه‌های معاملاتی

استراتژی معرفی شده یک رویکرد تحلیلی اختیاری است و بررسی نمونه های بیشتر به کمک معامله‌گر خواهد آمد. دو نمونه را برای فهم بیشتر مطلب در زیر تحلیل می‌کنیم. از طریق این نمونه‌ها خواهید دید که چگونه می توانید بازار را با استفاده از تقاطع طلایی به عنوان نقطه آغازین تحلیل، بررسی کنید.

نمونه‌ی معاملاتی اول

نکاتی که در نمونه‌ی تحلیلی زیر بارز هستند به شرح زیر است:

استراتژی معاملاتی بر اساس تقاطع طلایی در میانگین‌های متحرک

نمونه‌ی تحلیل بر اساس تقاطع طلایی با دیدگاه کلان

۱. در ابتدا تقاطع طلایی از آغاز احتمالی روند صعودی خبر می‌دهد.

۲. به حملات قیمت به زیر میانگین متحرک ساده‌ی ۵۰ روزه (SMA ۵۰ – خط آبی در تصویر) توجه کنید. بازار بدون تقلای زیادی آنها را نقض کرده و به مسیر اصلی خود پایبند بوده است. اگر این موارد را نمونه‌های فاز سرگردانی مقایسه کنید، متوجه خواهید شد که کندل‌ها‌ی قیمتی بین سقف‌ها و کف‌ها در ناحیه‌ی بین دو میانگین متحرک همپوشانی بیشتری باهم نسبت به این فاز دارند. در واقع در فاز سرگردانی قیمت کف‌ و سقف‌های جدید مرتباً کف‌ها و سقف‌های قبل خود را نقض و به آنها نفوذ می‌کنند و در دل آنها قرار نمی‌گیرند.

۳. بعد از تقاطع طلایی شکاف و فاصله‌ی قیمتی قابل قبول و تثبیت شده بین دو میانگین متحرک به وجود آمده است. این موضوع نشانه‌ای از افزایش مومنتوم (اندازه حرکت) در روند محسوب می‌شود.

۴. ما به دنبال ورود به بازار با تقاطع طلایی نیستیم. در عوض از الگوهای پرایس اکشن در قیمت به عنوان نقاط ورودی معاملاتی استفاده می كنیم. تعدادی از این الگو‌ها را در مقاله‌ «سطوح عرضه و تقاضا بر اساس پرایس اکشن» می‌توانید مشاهده کنید.

نمونه‌ی معاملاتی دوم

استراتژی معاملاتی بر اساس تقاطع طلایی در میانگین‌های متحرک

نمونه‌ی تحلیل بر اساس تقاطع طلایی با دیدگاه کلان

۱. در این مثال تقاطع طلایی شکل گرفته است اما حرکات قیمت که در پی آن به وجود آمده است، کمی مبهم به نظر می‌رسد.

۲. خط‌چین قرمز سقفی را مشخص می‌کند که قیمت بعد از این که برای اولین بار به میانگین متحرک ساده‌ی ۲۰۰ روزه (SMA ۲۰۰ – خط زرد در تصویر) واکنش نشان داده، به بالای آن رفته است. شکست قیمت به بالای این سطح برای تایید فاز روند قیمت حیاتی محسوب می‌شود. در هر صورت بازار در اطراف این سطح برای مدتی سرگردان بوده است (با این وجود این بازار همچنان مورد توجه ما قرار می‌گیرد، چرا که میانگین متحرک ساده‌ی ۵۰ روزه (SMA ۵۰ – خط آبی در تصویر) فاصله‌ی مناسبی را با میانگین متحرک ساده‌ی ۲۰۰ روزه (SMA ۲۰۰ – خط زرد در تصویر) حفظ کرده است).

۳. نفوذ صعودی قیمت به بالای سقف مذکور، بازار را از نوسانات عرضی خارج کرده و روند صعودی را تایید می‌کند.

۴. به بازگشت‌های قیمت (پولبک) بین دو میانگین متحرک توجه کنید. دو مورد ابتدایی حرکاتی عرضی را به دنبال داشتند، اما مورد سوم روند صعودی قیمت را با قدرت تایید کرده است. این موضوع با بازگشت پر قدرت قیمت پس از اتمام پولبک قابل مشاهده است که در ادامه روند صعودی را تایید می‌کند.

۵. پس از تثبیت روند صعودی، به دنبال ورود به بازار با الگوهای پرایس اکشن هستیم. در این میان دو الگوی پین بار (Pin Bar) نقاط معقولی برای این امر محسوب می‌شوند.

با کمی دقت متوجه می‌شویم که پولبک سوم علاوه بر اینکه جهش قیمت از میانگین متحرک ساده‌ی ۲۰۰ روزه (SMA ۲۰۰ – خط زرد در تصویر) محسوب می‌شود، جهش قیمتی از خط چین قرمز که در گذشته مقاومت بوده نیز به حساب می‌آید. در دستورالعمل‌های پرایس اکشن در چارچوب تقاطع طلایی اشاره کردیم که استفاده از میانگین های متحرک را به عنوان حمایت و مقاومت فراموش کنید و تمرکز خود را بر روی جهش قیمت از این سطوح معطوف نکنید. در اینجا حرکت و واکنش سریع قیمت به این سطوح مدنظر قرار می‌گیرد.

این عوامل به عنوان مشاهدات مهم پرایس اکشن محسوب می‌شوند و اگر تمرکز معامله‌گر تنها حول میانگین های متحرک بچرخد، به راحتی حرکات قیمت را ممکن است از دست بدهد.

جمع‌‌بندی

تقاطع طلایی به عنوان یک سیگنال اولیه‌ی تغییر در روند بلند مدت بازار، راهنمایی ارزشمند به شمار می‌آید. هنگامی که بازار و قیمتها به فاز روند وارد می‌شوند، فرصت‌های معاملاتی کم ریسکی بسیاری در بازار به وجود می‌آید. همچنین معمول نیست که بازار برای یک دوره‌ی طولانی در فاز سرگردانی باقی بماند. به این دلیل صبور بودن یک معامله‌گر از عوامل حیاتی محسوب می‌شود.

تقاطع طلایی برای معامله‌گرانی که به دنبال به حداقل رساندن ریسک خود برای معاملات کوتاه مدت هستند، ایده آل نیست. اما این استراتژی برای سرمایه‌گذارانی که به تحلیل فاندامنتال یا بنیادی تکیه می کنند یا مبنای سرمایه‌گذاری آنها بلند مدت است، نقاط ورود مناسب و کاربردی فراهم می‌کنند. برای این دسته از معامله‌گران بلند مدت، نقاط ورود دقیق ضروری نیست، چرا که آنها به سیگنالی نیاز دارند که تطابق دیدگاه تکنیکال با چشم انداز فاندامنتال آنها را تایید کند. این همان تاییدی است که تقاطع صعودی آن را فراهم می‌کند.

در آخر نکته‌ی آموزشی که بیان آن خالی از لطف نیست به این صورت است که حتی به هنگام استفاده از یک استراتژی بر اساس اندیکاتور، می توان دیدگاه پرایس اکشن را نیز در نظر گرفت. این مقاله‌ی آموزشی این رویکرد را برای تقاطع طلایی نشان می‌دهد. اما می‌توان این رویکرد را در اکثر سیستم‌های معاملاتی پیاده کرد.

در نهایت به جای تمرکز کامل بر روی اندیکاتورها یا رد کردن آنها، در تحلیل خود از ادغام کردن آنها با پرایس اکشن بهره ببرید. البته که برای جلوگیری از کامل تکیه کردن بر اندیکاتورها، باید قوانینی اساسی برای سیستم معاملاتی خود تعریف کرد.

اسکالپینگ(Scalping) در بازار ارز دیجیتال چیست؟

اسکالپینگ(Scalping) در بازار ارز دیجیتال چیست؟

اسکالپینگ یک استراتژی معاملاتی است که در آن یک معامله گر، از تغییرات کم در قیمت ها در بازه های زمانی کوتاه تر استفاده می کند. در فرآیند همزمان خرید و فروش از پلتفرم‌های مختلف، اسکالپینگ نوع مهمی از معاملات است که در آن معامله‌گران موقعیت‌های خود را در بازارهای متعلق به طبقات مختلف دارایی مانند اوراق بهادار و بورس و فارکس باز و بسته می‌کنند تا از معاملات خود سود کمی کسب کنند. در واقع استراتژی معاملاتی Scalping، نوعی استراتژی معاملاتی است که یک معامله گر از تغییرات اندک در قیمت ارز دیجیتال، در بازه های زمانی کم، بهره می برد. این روش سود را تضمین می کند حتی در شرایطی که قیمت پیشنهادی(قیمت های فروش تعیین شده توسط دارندگان دارایی) تغییر نکند، مگر اینکه برخی از معامله گران علاقه مند به گرفتن قیمت های بازار باشند.

در واقع اسکالپینگ شامل ایجاد و تبدیل یک سهم به پول نقد است، بدون اینکه بر قیمت واقعی بازار اثرگذار باشد. به صورت دقیق، اسکالپینگ یک استراتژی معاملاتی مهم است که در آن یک اسکالپر دارایی های دیجیتال را با قیمت پایین خریده و با فروش مجدد آن ها، سود ناگهانی کسب می کند. بنابراین، در خرید و فروش دارایی دیجیتال در یک روز، اسکالپینگ افزایش فعالیت های خرید و فروش برای ایجاد سود، ناچیز است. همچنین قابل توجه است که سود حاصل از هر تراکنش براساس چند نقطه پایه است (یک نقطه پایه برابر با 0.01٪ است). بنابراین، اسکالپینگ معمولاً زمانی انجام می‌شود که مقدار زیادی سرمایه درگیر باشد و اهرم آن بالا باشد.

اسکالپر کیست؟

اسکالپر کیست؟

اسکالپر فردی است که قیمت خرید و فروش را در بازه‌های زمانی پایین‌تر برای کسب سود پیش‌بینی می‌کند. عملکرد اصلی یک اسکالپر این است که با تنظیم سفارشات با استفاده از محدوده قیمتی خاص در بازار کریپتو، از نوسانات یا تغییرات قیمت استفاده می کند. یک معامله گر باید یک استراتژی قوی برای فروش فوری دارایی های دیجیتال خود داشته باشد زیرا تنها یک خطای جزئی در اسکالپینگ می تواند یک سبد را از بین ببرد. از این رو، پیروی از کارشناسان ارز دیجیتال و استفاده از بهترین شاخص های فنی برای موفقیت در معاملات ارزهای دیجیتال ضروری است. بنابراین، معامله در بازه‌های زمانی کوچک‌تر ایجاب می‌کند که اسکالپرها از بهترین شاخص‌ها استفاده کنند که حرکت‌های قیمتی نزدیک به دقیق را پیش‌بینی نمایند.

اسکالپینگ چگونه کار می کند؟

اسکالپینگ بر این مفهوم استوار است که تمام دارایی های دیجیتال پس از تجربه کاهش قیمت، حرکتی رو به بالا انجام می‌دهند اما پیش‌بینی دقیق تقریباً غیرممکن است. یک اسکالپر سعی می کند تا حد امکان سود کوچکی را به دست آورد که برخلاف مفهوم رایج HODL است. در این حرکت استراتژیک با افزایش تعداد دستاوردها، نتایج مثبتی بدست می آید. این روش غیر معمولی است که یک سرمایه‌گذار دارایی های دیجیتال خود را برای مدت طولانی نگه می‌دارد تا با برنده شدن حتی کمتر یا نیمی از معاملات خود، سود کسب کند. در عوض، از این ایده پیروی می کند که تعداد معاملات موفق باید بسیار بیشتر از ضرر باشد. یک اسکالپر ماهر و موفق در حالی که سود خود را کمی بالاتر از ضرر نگه می دارد، در تلاش است تعداد معاملات برنده خود را حفظ کند.

فرضیه های اصلی اسکالپینگ چیست؟

مفروضات اصلی اسکالپینگ عبارتند از:

  • قرار گرفتن کمتر در معرض بازار، احتمال یک رویداد نامطلوب و زیان را کاهش می دهد.
  • دستیابی به حرکات کوچک، نسبتا ساده تر است. عدم تعادل بزرگ در مورد عرضه و تقاضا دلیل اصلی تغییرات قیمت است. به عنوان مثال، برای سهام حرکت 0.02 دلاری آسان تر از حرکت 2 دلاری است.
  • حرکات بزرگتر کمتر از حرکات کوچکتر انجام می شود. حتی در موقعیت های باثبات بازار، یک اسکالپر می تواند از چندین حرکت کوچک استفاده کند.

مزایا و معایب استراتژی معاملاتی اسکالپینگ

معاملات اسکالپینگ

اسکالپینگ از جمله استراتژی هایی است که می تواند سود بالایی به همراه داشته باشد و ضرر در بازارهای مالی ارز دیجیتال را به حداقل برساند. از دیگر مزایایی که این روش معاملاتی دارد می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • اسکالپینگ یک فرصت استراتژی معاملاتی با مووینگ اوریج معاملاتی مناسب برای افرادی است که تمایلی به نگهداری بلند مدت دارایی های دیجیتال خود ندارند.
  • معامله گران مبتدی می توانند بعد از کسب دانش لازم در مورد استراتژی اسکالپ و نوسان گیری، برای افزایش مهارت و بدست آوردن سودهای کوچک، اسکالپینگ را انتخاب کنند.
  • از آنجایی که زمان معاملات بسیار کوتاه است، ریسک کمتری به همراه دارد.

به غیر از مزایایی که استراتژی اسکالپ به همراه دارد، معایبی نیز دارد که معامله گران باید در معاملات خود در نظر داشته باشند که در ادامه بررسی می کنیم:

  • این روش برای افرادی که مهارت ریاضی و سرعت عمل بالایی ندارند، اصلا مناسب نیست و به احتمال زیاد در صورتی که این افراد با اسکالپینگ اقدام به معامله کنند، شکست می خورند.
  • استفاده از استراتژی اسکالپ برای انجام معاملات، استرس داشته و باید به صورت لحظه به لحظه، قیمت ها را دنبال کند.

ویژگی های اسکالپرها(Scalper)

به معامله گرانی که با استفاده از استراتژی اسکالپ معامله می کنند، اسکالپر گفته می شود. برای اینکه بتوان از طریق اسکالپ اقدام به معامله کرد، بایستی دانش و مهارت بالایی داشته و زمان کافی برای ارزیابی تغییرات ارزهای دیجیتال نیز داشته باشید. البته این روش معاملاتی برای تمامی کاربران مناسب نبوده و تنها افرادی می توانند با استفاده از اسکالپ معامله کنند که ویژگی های شخصیتی زیر را داشته باشند:

  • علاقه زیادی به هیجان داشته باشند.
  • توانایی تصمیم گیری سریع در لحظات حساس را داشته باشند.
  • توانایی نشستن طولانی مدت پشت مانیتور برای بررسی نمودارها را داشته باشند.

این نکته را در نظر داشته باشید که معامله گرها برای داشتن مهارت کافی در اسکالپینگ باید زمان لازم را داشته باشند. افراد مبتدی از روش اسکالپینگ در صورتی استفاده می کنند که قصد افزایش سرمایه های خرد را داشته باشند.

راحت ترین استراتژی های اسکالپ در بازار ارز دیجیتال

راحت ترین استراتژی های اسکالپ در بازار ارز دیجیتال

تمامی استراتژی های اسکالپ در ارزهای دیجیتال، مبتنی بر تحلیل تکنیکال است. یک اسکالپر باید این توانایی را داشته باشد که از تمامی نوسانات بازار استفاده کند. در اصل هدف از انجام این روش، این است که فرد نوسان گیر خود را درگیر سرمایه گذاری نکند و تنها کاری که باید انجام دهد، این است که از مزایای افزایش حجم معاملات استفاده کند و با یک سود کم از آن خارج شود. اغلب اسکالپرهای ارز دیجیتال، از چارت های پنج ثانیه ای در معاملات خود استفاده می کند تا بتواند تغییرات در نمودار را به صورت لحظه به لحظه بررسی کند. به همین دلیل است که اغلب اسکالپرها در طی روز، حداقل 100 ترید انجام می دهند. نکته ای که باید اسکالپر در زمان معامله در نظر داشته باشد، نزدیک نگه داشتن حد ضرر یا Stop Loss نسبت به قیمت خریداری شده است.

انجام معاملات متعدد(High Frequency Trading)

اغلب شرکت های بزرگ برای انجام روش اسکالپینگ، از معاملات متعدد استفاده می کنند. الگوریتمی که در معاملات متعدد استفاده می شود، الگوریتم هوش مصنوعی است. از جمله مهم استراتژی معاملاتی با مووینگ اوریج ترین مزایایی که این نوع الگوریتم دارد، استفاده از ربات های تحلیل بازار است که سرعت بسیار زیادی برای اجرای معاملات خود دارند.

معامله بیت کوین با استفاده از استراتژی اسکالپینگ

برخلاف اینکه ارز دیجیتال بیت کوین در طی چند سال گذشته نوسانات شدیدی را گذرانده اما بیشتر فعالان بازارهای ارز دیجیتال، بیت کوین را یک ارز با ثبات در نظر می گیرند. چرا که ارز دیجیتال بیت کوین نسبت به دیگر آلت کوین های موجود در بازار ارز دیجیتال نوسانات کمتری را تجربه کرده است. بدین دلیل است که میزان سودی که از خرید و فروش بیت کوین به روش معاملاتی اسکالپ و نوسان گیری بدست می آید، کم است اما این نکته را در نظر داشته باشید که ارز دیجیتال بیت کوین نوسانات غیر قابل پیش بینی مانند سایر آلت کوین ها دارد، بنابراین سودی که از این ارز دیجیتال بدست می آید، قابل اعتمادتر است.

استراتژی معاملاتی اسکالپ سودآور است؟

استراتژی معاملاتی اسکالپ سودآور است؟

اسکالپینگ نوعی استراتژی معاملاتی سودآور است که میزان موفقیت در آن کاملا به مهارت معامله گر مربوط است. معامله گری که می خواهد با استفاده از استراتژی اسکالپ، معامله انجام دهد، بایستی در مورد فاکتورهای بازار ارز دیجیتال آگاهی کامل داشته باشد و از تجربه کافی در این زمینه و تحلیل اخبار بازارهای مالی برخوردار باشد. به غیر از این مواردی که در این قسمت گفته شد، اسکالپر باید توانایی پذیرش ضرر و زیان در معاملات را داشته باشد و برای خروج از بازار، باید برنامه مشخصی داشته باشد. افراد بسیاری هستند که در زمان های ضرر در بازارهای مالی، تحت تاثیر احساسات خود قرار می گیرند و نمی توانند خود را برای خروج از بازار متقاعد کنند و همین مورد موجب می شود که ضررهای سنگینی در بازارهای مالی داشته باشند.

بهترین اندیکاتورهای استراتژی اسکالپ در بازارهای ارز دیجیتال

اندیکاتورهای استراتژی اسکالپ، اصلی ترین ابزار تحلیل تکنیکال است که همیشه مورد توجه معامله گران در بازار ارزهای دیجیتال قرار گرفته است. با استفاده از اندیکاتورها، راحت تر می توان در بازارهای مالی تصمیم گیری کرده و از فرصت های معاملاتی استفاده کرد. مناسب ترین اندیکاتورها برای استراتژی اسکالپ شامل موارد زیر است:

اندیکاتور RSI

از جمله اندیکاتورهای مهم در تحلیل تکنیکال، اندیکاتور RSI است که استفاده از آن برای کاربران مبتدی بسیار مناسب است. در صورتی که اندیکاتور RSI بالای 70 باشد، بدان معنی است که دارایی بیش از حد نیاز خریداری شده و در منطقه اشباع خرید قرار دارد و به احتمال زیاد قیمت آن کاهش خواهد یافت. در صورتی که RSI از 30 کمتر باشد، بدان معناست که دارایی مورد نظر بیش از حد فروخته شده باشد. در این صورت است که باید انتظار داشت که قیمت افزایش یابد و این جاست که گفته می شود زمان مناسبی برای خرید است.

حمایت و مقاومت(Support and Resistance)

سطوح حمایت و مقاومت، اهمیت بالایی در تحلیل تکنیکال دارد و در اصل از اتصال نقاط مینیمم بدست می آید. سطوح حمایت برای خریداران اهمیت بیشتری داشته، چرا که در این سطوح، میزان تقاضا بر میزان عرضه غلبه کرده و در نهایت قیمت افزایش می یابد. در مقابل سطوح مقاومت از اتصال نقاط ماکزیمم بدست می آید و زمانی که قیمت به سطوح مقاومت می رسد، میزان عرضه افزایش یافته و در نهایت قیمت کاهش می یابد.

مووینگ اوریج(Moving Average)

از دیگر اندیکاتورهای مهمی که می توان از آن برای اسکالپینگ استفاده کرد، مووینگ اوریج است. این اندیکاتور برای کسب داده های خود از قیمت استفاده می کند تا اطلاعات آماری کاربردی در اختیار تریدرها قرار دهد. این شاخص براساس دوره زمانی تعریف می شود که میانگینی از قیمت های گذشته ارز دیجیتال مورد نظر محاسبه شود.

تکنیک های کاربردی در استراتژی های اسکالپینگ

تکنیک های کاربردی در استراتژی های اسکالپینگ

اسکالپ در بازارهای ارز دیجیتال، سریع ترین روش های معاملاتی محسوب می شوند که معامله گران می توانند از طریق این روش ترید کنند. از تکنیک هایی که می توان برای اسکالپ استفاده کرد شامل:

  • کاربران مبتدی بهتر است تمام تمرکز خود را بر روی ترید یک ارز دیجیتال قرار دهند و از ترید کردن چندین ارز دیجیتال به صورت همزمان خودداری کنند.
  • هر چقدر نوسان یک ارز دیجیتال بیشتر باشد، بهتر می توان اسکالپینگ نمودار را انجام داد. اما باید این نکته را در نظر بگیرید که ارزهای با نوسان بیشتر می توانند خطرناک باشد و باید با احتیاط عمل کرد.
  • در استراتژی های اسکالپ، نباید تمام سرمایه خود را درگیر ترید کنید و تلاش کنید که از اندیکاتورهای تکنیکال مناسب استفاده کنید.

سخن پایانی

در این مقاله به معرفی استراتژی معاملاتی اسکالپینگ پرداختیم. اسکالپینگ به عنوان یکی از استراتژی های مهم در بازارهای ارز دیجیتال محسوب می شود اما معامله گرانی که از این استراتژی معاملاتی استفاده می کنند باید دانش و مهارت کافی در این زمینه داشته باشند. می توان استراتژی اسکالپینگ را یک روش معاملاتی مناسب برای افرادی در نظر گرفت که تازه وارد بازارهای مالی شده اند.

آموزش استراتژی بریک اوت + مجیک بریک اوت

بریک اوت

در بازارهای مالی نمودارهای قیمتی همیشه در یک روند باقی نخواهند ماند و در نهایت یک روند شکسته می شود که به آن بریک اوت یا شکست گفته می شود.همه معامله گران در بازارهای مالی باید با اصطلاح شکست یا بریک و اوت آشنایی داشته باشند.

در تحلیل تکنیکال بازار فارکس همواره دو تکنیک وجود دارد که شامل استراتژی معامله در کف قیمتی و استراتژی معامله در سقف قیمتی می شود،استراتژی بریک اوت یک استراتژی معاملاتی در تحلیل تکنیکال است که شامل هر دو این استراتژی ها می شود.

این استراتژی معاملاتی می تواند به معامله گران شکست های قیمتی را پیش از اینکه رخ دهند نشان دهد و آنها می توانند پیش از سایر معامله گران با استفاده از این استراتژی معاملاتی برای ورود به معامله با استفاده از استراتژی بریک اوت وارد معامله شوند.

در این مقاله از آموزش فارکس استراتژی بریک اوت یا شکست را به شما آموزش می دهیم،اگر می خواهید با این استراتژی در فارکس آشنا شوید تا انتهای این مقاله با ما همراه باشید.

شکست (Break out) یکی از اصطلاحات مهم در بازارهای مالی است که انواع مختلفی دارد و معامله گران با تشخیص آن در نمودارهای قیمتی فرصت های معاملاتی را پیدا می کنند و برای ورود به معامله اقدام خواهند کرد.

سرفصل های آموزشی

بریک اوت چیست؟

شکست (Break out) یک اصطلاح در بازارهای مالی است و به زمانی اطلاق می شود که قیمت در روند نمودار قیمتی از سطح حمایت یا سطح مقاومت عبور استراتژی معاملاتی با مووینگ اوریج می کند و موفق می شود به آن طرف سطح حمایت یا مقاومت برسد،به عبارتی زمانی که قیمت در نمودار قیمتی می تواند سطح حمایت یا مقاومت را بشکند اصطلاحا می گویند که شکست یا بریک اوت اتفاق افتاده است.

این اصطلاح در نمودارهای قیمتی از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا زمانی که در نمودار قیمتی رخ می دهد معامله گران متوجه خواهند شد که روند در جهت شکست به حرکت خود ادامه می دهد و می توانند از فرصت های معاملاتی که در این زمان به وجود می آید استفاده کنند.

اگر شکست در یک روند صعودی نمودار قیمتی رخ دهد یعنی قیمت بتواند سطح مقاومت را بشکند و از آن عبور کند بدان معناست که قیمت در نمودار قیمتی صعودی می شود،اما اگر شکست در یک روند نزولی نمودار قیمتی رخ دهد یعنی بتواند سطح حمایت را بشکند نشان دهنده این است که قیمت نزولی می شود و معامله گران می توانند براساس آن روند قیمت را در نمودارهای قیمتی تشخیص دهند.

همچنین معامله گران علاوه بر اینکه می توانند با بررسی شکست در نمودارهای قیمتی روند را شناسایی کنند می توانند اطلاعاتی راجع به میزان عرضه و تقاضا به دست آورند که به آنها کمک می کند براساس این اطلاعات بهتر برای معاملات خود تصمیم گیری کنند.

شکست یا بریک اوت در بازارهای مالی انواع مختلفی دارد که دو دسته اصلی آن شامل شکست ادامه دهنده و شکست بازگشتی می شود.همچنین یک شکست به نما شکست جعلی نیز وجود دارد که به شما توضیح خواهیم داد.

زمانی که بازار مدت زمان طولانی رونددار بوده است باید یک بازه زمانی را استراحت کند که این استراحت در بازارهای مالی زمانی رخ می دهد که معامله گران خریدار یا فروشنده پس از مدت زمان طولانی که معامله کرده اند کمی متوقف می شوند تا برای حرکت بعدی خود تصمیم گیری کنند.

زمانی که معامله گران یک بازه زمانی را برای تصمیم گیری متوقف می شوند باعث می شود در بازار حالتی به وجود آید که به آن حالت رنج گفته می شود،پس از اینکه معامله گران بتوانند تصمیم گیری کنند،اگر به این نتیجه برسند که روند اولیه صحیح بوده است و در همان جهت روند معامله خود را ادامه دهند به این شکست شکست ادامه دهنده گفته می شود.

شکست بازگشتی نیز مانند شکست ادامه دهنده است یعنی معامله گران پس از اینکه یک بازه زمانی طولانی در روند باقی ماندند مدت زمانی متوقف می شوند تا برای حرکت بعدی خود تصمیم گیری کنند که در این بازه بازار در حالت رنج قرار می گیرد و تثبیت می شود.

پس از اینکه بازاربه حالت رنج در آمد و تثبیت شد اگر معامله گران نتیجه گیری کنند که روند اولیه خسته کننده شده است و باید در جهت معکوس به حرکت خود ادامه دهند و در جهت بازگشتی مجددا وارد روند شوند به آن شکست بازگشتی گفته می شود.

همانطور که گفتیم شکست ها زمانی در بازار مالی رخ می دهند که قیمت در نمودار قیمتی بتواند سطوح حمایت و مقاومت را بشکند که این حرکت در بازار مالی موقعیت های معاملاتی مناسبی را به وجود می آورد که دارای حرکات شتابدار هستند بنابراین معامله گران در این زمان هیجان زده می شوند تا از این فرصت های معاملاتی استفاده کنند.

اما باید دقت داشته باشید که گاهی در بازار مالی شکست هایی را مشاهده می کنید که کاذب هستند و به آن شکست های جعلی گفته می شود.شکست جعلی در بازار مالی به مراتب رخ می دهد.درواقع گاهی شما در بازار متوجه خواهید شد که شکست رخ داده است اما به طور غیرقابل باوری مشاهده می کنید که قیمت تغییر جهت می دهد و در جهت مخالف شروع به حرکت می کند.

بنابراین شما باید دقت داشته باشید تا شکست های جعلی را با شکست ادامه دهنده یا بازگشتی اشتباه نگیرید،بنابراین زمانی که شکست را در نمودارهای قیمتی مشاهده کردید سریعا بر روی آنها موقعیت معاملاتی باز نکنید و برای ورود به معامله اقدام نکنید،بلکه صبر کنید تا ببینید قیمت در جهت مخالف شروع به حرکت می کند یا خیر و سپس وارد معامله می شوید.

چرا بریک اوت اتفاق می افتد؟

در بازار های مالی مخصوصا بازار فارکس و بازار رمز ارزها عموما سطوحی ایجاد میشوند که هر بار قیمت به آن سطح میرسد با واکنش بازار همراه میشود و بازگشت دارد. این اتفاق در حقیقت بر اساس عرضه و تقاضای حاکم بر بازار رخ میدهد و به عبارتی برگشت قیمت در هر سقف قیمتی را بعنوان یک مقاومت در برابر افزایش قیمت و بازگشت قیمت از هر کف قیمتی را بعنوان یک حمایت از قیمت حاکم به همراه خواهد داشت.

گاها نیز بازار به این سقف و کف ها واکنشی نشان نمیدهد و موجب شکسته شدن آنها میشود پس معامله گران با رسد این سطوح به دنبال این هستند که با شکسته شدن یک سطح مقاومتی یک معامله خرید اضافه کنند و با شکسته شدن یک کف قیمتی یک معامله فروش را.

عموما بیک اوت ها قبل شکل گیری و اتفاق افتادن یک روند خنثی یا اصطلاحا رنج و کم نوسان را در بازار دارند پس هرگاه شاهد ایجاد یک روند خنثی در بازار بودیم میتوانیم منتظر شکسته شدن یکی از دو قیمت حمایت یا قیمت مقاومت باشیم.بریک اوت ها اغلب با الگوهای نموداری از جمله مثلث، پرچم، مثلث جمع شونده و الگوی سر وشانه همراه هستند و از طریق این الگوها به سادگی قابل شناسایی خواهند بود.

الگوهای بریک اوت

قوانین بریک اوت یا شکست قیمت

بریک اوت یا همان شکست قیمت نیز مانند هر اتفاق دیگری در بازارهای مالی دارای قوانین خاص خود میباشد که برای شناسایی صحیح و دقیق یک بریک اوت قوی باید آنها را بررسی و در صورت موجود بودن احتمال بریک اوت را در نظر گرفت. در حقیقت بدون وجود این قوانین ما به هیچ عنوان یک بریک اوت را معتبر نمیدانیم.

1: پس از شکسته شدن سطح برای تایید این شکست باید منتظر بمانیم تا کندلی که این سطح را شکسته است کلوز کند یا به عبارتی بسته شود.

2: کندلی که منجر به شکسته شدن یک سطح شده است باید بدنه نسبتا بزرگی داشته باشد و سایه آن نباید زیاد باشد.

3: در صورتی که قیمت بسته شدن کندلی که منجر به شکسته شدن یک سطح شده است زیر سطح مقاومت یا بالای سطح حمایت باشد این شکست اعتبار نخواهد داشت.

4: شکسته شدن یا بریک اوت سطح های مهم در تایم فریم های چهار ساعته و روزانه رخ میدهد پس اگر به دنبال شکست های بزرگ هستید و بریک اوت های بزرگ را میخواهید شکار کنید حتما از تایم فریم های بالا استفاده کنید.

5: در اعتبار یک بریک اوت خجم معاملات بسیار مهم است و هرچه حجم معاملات بیشتر باشد اعتبار بالاتری برای آن بریک اون خواهیم داشت.

بریک اوت معتبر و بریک اوت غیر معتبر

استراتژی بریک اوت چیست؟

بسیاری از معامله گران از تعریف ساده بریک اوت به عنوان یک استراتژی معاملاتی استفاده می کنند و با استفاده از آن معاملات خود را انجام خواهند داد.شکست در نمودارهای قیمتی زمانی اتفاق خواهد افتاد که قیمت از یک قله یا دره به سمت قله و دره جدید شروع به حرکت می کند.

در استراتژی بریک اوت معامله گران سفارش خرید خود را در نقطه ای بالاتر از قله اصلی در می گیرند یا سفارش فروش خود را در نقطه ای پایین تر از دره اصلی قرار می دهند.زمانی که قیمت از قله یا دره ای که معامله گران بر روی آنها سفارش خرید و فروش خود را قرار داده اند عبور کند شکست یا بریک اوت رخ می دهد.

اما اگر قیمت در نمودار قیمتی نتواند از روی سقف و کف قیمتی(قله و دره) عبور کند و با شکست به سمت دیگر آنها برود و برخلاف آنها شروع به حرکت کند معامله گران متوجه خواهند شد و سفارش خرید و فروش خود را کنسل خواهند کرد و صبر می کنند تا یک موقعیت معاملاتی مناسب برای آنها ایجاد شود.

درواقع این استراتژی براساس تعریف شکست یا بریک اوت به کار گرفته می شود و معامله گران به دلیل حرکات پرشتاپ قیمت در زمانی که بریک اوت رخ می دهد از استراتژی بریک اوت برای دستیابی به موقعیت های معاملاتی استفاده می کنند.

در این استراتژی معاملاتی معامله گران باید دقت بالایی داشته باشند تا شکست های ادامه دهنده یا بازگشتی را به طور صحیح تشخیص دهند و با استفاده از استراتژی بریک اوت وارد معامله شوند،بنابراین اگر می خواهید از این استراتژی معاملاتی استفاده کنید دقت داشته باشند تا بر روی شکست های های جعلی وارد معامله نشوند.

استراتژی بریک اوت جادویی یا همان مجیک بریک اوت Magic Break Out چیست؟

یکی از استراتژی های معاملاتی بریک اوت در تحلیل تکنیکال استراتژی بریک اوت جادویی است که توسط بسیاری از معامله گران در بازار فارکس استفاده می شود.در استراتژی بریک اوت جادویی سه اندیکاتور میانگین متحرک به کار رفته است و از یک اسیلاتور به نام CCI نیز استفاده می شود.

معامله گران با استفاده از استراتژی بریک اوت جادویی می توانند شکست ها را در نمودار قیمتی پیش از اینکه رخ دهند تشخیص دهند و پیش از سایر معامله گران برای نقطه ورود به معامله با استفاده از این استراتژی معاملاتی خود را آماده کنند. برای اینکه از استراتژی بریک اوت جادویی استفاده کنید ابتدا باید چارت خود باز کنید و دو اندیکاتور مورد نیاز را بر روی آن تنظیم کنید که آنها اندیکاتور مووینگ اوریج با دوره زمانی 20 بر روی بالاترین قیمت،پایین ترین قیمت و قیمت بسته شدن و اسیلاتور CCI با دوره زمانی 20 هستند.

زمانی که این تنظیمات را بر روی نمودارهای قیمتی خود اعمال کردید می توانید با استفاده از استراتژی بریک اوت برای ورود به معامله اقدام کنید.برای اینکه ابتدا وارد معامله شوید ابتدا باید از نوع روند آگاه شوید،اگر قیمت اندیکاتور مووینگ اوریج را به سمت بالا قطع کرده باشد روند صعودی و اگر مووینگ اوریج را به سمت پایین قطع کرده باشد نزولی است.

تنظیمات و فراخوانی اندیکاتور ها بر روی سایت را در تصاویر زیر میتوانید مشاهده کنید برای مشاهده عکس در سایت بزرگ روی تصویر کلیک کنید.

استراتژی مجیک بریک اوت

شما می توانید از اسیلاتور CCI در جهت شناسایی روند در نمودار قیمتی استفاده کنید.معامله گران می توانند از این اسیلاتور استفاده کنند و پیش از اینکه بریک اوت رخ دهد با دریافت سیگنال برای ورود به معامله اقدام کنند.زمانی که اسیلاتور CCIبتواند خط 100+ را به سمت بالا قطع کند می توانید برای ورود به معامله خرید اقدام کرده و زمانی که اسیلاتور CCI بتواند خط 100+ را به سمت پایین قطع کند می توانید برای ورود به معامله فروش اقدام کنید.

در استراتژی بریک اوت جادویی ابتدا شما باید منتظر بمانید که در قیمت ها در نمودار قیمتی اصلاح شوند و کندل ها در نمودار قیمتی وارد اندیکاتور مووینگ اوریج شوند سپس زمانی که روند رو به رشد رفت و کندل ها از مووینگ اوریج خارج شدند می توانید از سیگنال های اسیلاتور CCI استفاده کنید و وارد معامله شوید.

زمانی که شما با استفاده از یک استراتژی معاملاتی برای ورود به معامله اقدام می کنید باید بتوانید در زمان مناسب از معامله خارج شوید تا بتوانید بازدهی مناسبی از معامله خود دریافت کنید.در استراتژی بریک اوت زمانی که شما با استفاده از اندیکاتورهای مووینگ اوریج و اسیلاتور CCI برای ورود به معامله اقدام می کنید می توانید با استفاده از سطوح فیبوناچی از معامله خارج شوید.

برای یک خروج مناسب شما باید برای خود حدسود و حدضرر در نظر بگیرید،شما باید از ابزار فیبوناچی استفاده کنید.شما می توانید برای تعیین حدسود از سطوح فیبوناچی 0,0.1,1.618,0.2 استفاده کنید.اگر شما حدسود خود را بر روی سطح 1.618و 0.2 قرار دهید حدضرر خود را روی 0 قرار دهید می توانید یک خروج مناسب داشته باشید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا